تبلیغات
آشنایی با بیماری شیزوفرنی ( علل و درمان )
شیزوفرنی چیست؟ ت.ر.
سه شنبه 21 خرداد 1392 10:21 ب.ظ
سلام. من یه دختره 15 ساله ام. راستش من به نظرم از نظر روانی سالمم یا اقلا بودم ولی بعد از حرف یکی از دوستام که اصرار داشت من دچار اسکیزوفرنی شدم و حالاتی که طی چند سال گذشته برام پیش اومده دیگه خیلی از این بابت اطمینان ندارم.به نظر شما اینا نرماله؟: وقتایی که باید ناراحت باشم میخندم مخصوصا وقتایی که همه ناراحتند و حتی دارن گریه میکنن! صداهایی هم میشنوم ولی قبلا فکر میکردم افکارم هستن ولی تازگیها باهش صحبت میکنم انگاریکه...یه ادمه دیگه اس و نظراتش با من فرق داره. معمولا صحبتامون به نتیجه نمیرسه چون همیشه صداهای دیگه حتی با زبان های مختلف قطعش میکنن. دیگه واقعا نمیدونم صدا ها افکارمن یا نه. یه وقتایی فکر می کنم یکی صدام میزنه. تمرکزم اومده پایین و اخیرا خیلی به سختی درس میخوندم چون حافظه ام هم ضعیف تر شده. بیشتر اوقات عصبیم و با زخمی کردن خودم اروم میشم از طرفی بعد از این عصبانیت ها خیلی احساس خوشحالی میکنم. همین الان کلید "ح" را پیدا نمیکردم چون اصلا نمیدیدمش در حالیکه "چ" و "ج" را میدیدم. یا مثلا دیروز که داشتم از کنار حوض رد میشدم یه لحظه فکر کردم فواره اش یه طنابه که یه پسره داره ازش بالا میره وقتی به مامانم گفتم گفت زیادی داستان تخیلی میخونم. همه چی حوصلمو سر میبره برا همینم هیچ کاری رو نمیتونم تموم کنم.بعضی وقتا هم عین احمقا بیخودی خندم میگیره یه وقتایی هم بدون دلیل گریه ام میگیره . یه روزایی اصلا نمیتونم جلوی افکارمو بگیرم اینه که خیلی کلافه مشم چون هیچ کدوم از افکارم به هم ربطی نداره حتی بعضی وقتا صدای افکارم نامفهومه. وقتایی که تنهام با خودم صحبت میکنم و هر چی تو مخم میگذره رو به زبون میارم البته از این کار خیلی هم لذت میبرم چون انگار دارم خودمو میشناسم. دستخطم هم تغییر کرده و در حال حاضر هر صفحه ی دفترم یه جور نوشتم.اشتهای چندانی ندارم و احساس میکنم انگار با غذا خوردن دارم مرتکب جرم میشم درباره ی خوابیدن هم همین احساسو دارم. البته در حال حاضر به خاطر کارنامه استرس زیادی دارم ولی این حالت هارو چند ساله که دارم ولی الان فقط شدتش بیشتر شده. وقتایی که یه بسته ی قرص میبینم انگار یکی بهم میگه یه چندتاشو بخورم. خواهش میکنم شما کمکم کنین بفهمم چه بلایی داره سرم میاد؟!
پاسخ نیلوفر باوفا :
با درود دوست گرامی با توجه به گفته های شما نظر قطعی داده نمی شود اما باید بدانید هر توهمی چه دیداری چه شنیداری دلیل بر اسکیزوفرنی نمی باشد احتمالا استرس زیاد یا افسردگی نا خواسته ای که طی چند سال در وجودت ریشه دوانده است میتواند دلیل بر این حالات شما باشد. نظر قطعی نیست چون باید سوال هایی پرسیده و جواب شما بررسی شود به این دلیل هرچه سریع تر به یک روانپزشک مراجعه نموده و طبق دستور پزشک مربوطه رفتار کنید . به امید سلامتی
کیانوش
چهارشنبه 1 خرداد 1392 12:49 ب.ظ
سلام و واقعا" بابت مطالب خوبتون ممنون هستم ...
نامزد من این بیماری رو داره و تازه یک هفته است که صداهایی رو میشنوه ...حتی اگر بدترین بیماری روی زمین رو داشته باشه هم من به زندگی باهاش ادامه میدم...ولی سوال من اینه که آیا این بیماری به طور کامل درمان خواهد شد؟؟ بعد از یک هفته ، امروز وقت ملاقات با یک روانپزشک رو داریم لطفا" راهنمایی کنید کیانوش
چهارشنبه 1 خرداد 1392 12:28 ب.ظ
سلام و واقعا" بابت مطالب خوبتون ممنون هستم ...
نامزد من این بیماری رو داره و تازه یک هفته است که صداهایی رو میشنوه ...حتی اگر بدترین بیماری روی زمین رو داشته باشه هم من به زندگی باهاش ادامه میدم...ولی سوال من اینه که آیا این بیماری به طور کامل درمان خواهد شد؟؟ بعد از یک هفته ، امروز وقت ملاقات با یک روانپزشک رو داریم لطفا" راهنمایی کنید
پاسخ نیلوفر باوفا :
درود بر شما دوست گرامی نه باید حتما معاینات کامل توسط روانپزشک صورت بگیره چون هر توهمی چه شنوایی چه بینایی نمیتونه اسکیزو فرنی باشه امیدوارم که سلامتی رو بدست بیارن . و در جواب سوالتون این بیماری مقداری به سختی درمان میشه و نقش اطرافیان واقعا موثر است اما نیاز به بستری هم برای کنترل بیماری در اکثر موارد وجود دارد.
بازم محسنم
جمعه 27 اردیبهشت 1392 05:29 ب.ظ
خسته نباشید
گفتم یکم بخندید جو عوض بشه موقعه خواب بعضا احساس می کنم که دارم سقوط می کنم در آن حال به خودم میام و می بینم رو تختم هستم. بدنم یه تکون خیلی شدیدی می خوره. اگه راه نماییم کنین ممنون میشم. برای سلامتی همه بیماران مخصوصا سارا خانم ،صلوات.
پاسخ نیلوفر باوفا :
درود بی پایان دوست عزیز اگر سیگار مصرف میکنید که باید هرچه سریعتر ترک کنید چون عامل شدت این علائم سیگار میتونه باشه دوم دارو های آرام بخش موثر هست سوم نباید عصبی بشید. با ارزوی سلامتی
ksaber
چهارشنبه 30 اسفند 1391 02:20 ق.ظ
باسلام من جوانی 26 ساله هستم. من مدت 4 ساله که مبتلا به بیماری شیزوفرنی شدم ، اول احساس میکردم که افرادی به دنبالم هستند ، صداهایی میشنیدم که افراد دیگر نمی شنیدند ، پیش دکتر رفتم به من داروی ریسپیریدون و آمپول fluanxol داد مصرف کردم خیلی از این خرافاتم بر طرف شد ولی به بیماری ترس از جامعه مبتلا شدم میخواستم بدونم جه کاری باید بکنم
سارا
سه شنبه 8 اسفند 1391 03:57 ب.ظ
به نام خدا
(خواهش می كنم به خاطر خدا هم كه شده سوالم رو بخونید و كمكم كنید) با سلام و عرض خسته نباشید و سپاسگذاری از مطالبی كه تشریح كردید سوالی رو با اجازه شما مطرح می كنم من دختری 24ساله هستم و قریب 2 سال هست كه یك سری حالات خاص به سراغم میاد كه از این قرار هستن: حالتی شبیه حمله عصبی كه معمولا موقع خواب بسراغم میاد البته گاهی هنگام بیداری هم این اتفاق برام می افته و اخیرا خیلی زیاد ناگهان تمام تنم داغی وحشتناكی میگیره و بوی نا آشنایی مثل مواد سمی یا شیمیایی استشمام میكنم و در همین حین حالت گیجی برام رخ میده احساس ترس شدیدی می كنم و ضعف شدید طوری كه تمام بدنم در حالت بی حسی قرار میگیره...اون لحظه اصلا باورم نمی شه كه این خود منم كه داره این اتفاق برام می افته....بعد از حدود 5 دقیقه حمله كه بدنم بشدت یخ كرده با ترس مینشینم وسعی میكنم به خودم مسلط بشم....صورتم به زردی میزنه و میبینم كه چطور زیر چشمم سیاه میشه بعد از حمله كه معمولا هر ماه یا بیشتر برام رخ می ده حدود چند روز افكار در هم و بر همی دارم هیچ حس خوبی نسبت به زندگی ندارم اما با رفتن سر كار و ارتباط با بیرون و مشغول كردن خودم با مسائل كاری سعی میكنم این افكار در هم و برهم رو دور بریزم بعد از یه هفته حالت افسردگی و پریشونی...كم كم اوضاع عادی میشه،منظورم از افكار در هم ریخته كل دیدم به اطرافم و زندگیم هست یك دید نابسامان...زجر دهنده...انگار همه چیز خیالیه...موقع حمله هر منظره ای رو بینم انگار كه قبلا توی خواب دیدمش ...حس خیلی بدیه...امروز ناامیدانه داشتم بدنبال مطلبی میگشتم كه شاید راهنماییم كنه من در این حالم خیلی تنهام و از خدا ممنونم كه آدمهایی مثل شما رو آفرید كه درد مردم رو تشخیص بدن و كمكشون كنن از شما می خوام كه راهنماییم كنید... و هیچ سپاسگذاری جز یك دعا از صمیم دل ندارم.....
پاسخ نیلوفر باوفا :
با عرض سلام دوست عزیز اینکه شما از حالات خودتون اطلاعات کافی در اختیار گذاشتید سپاسگذارم شاید این مسعله مشکل خیلی ها باشه پس خوب توجه کنید: تشخیص بنده در این باب حملات پانیک است و جای هیچ گونه نگرانی وجود نداره اگر به موقع رسیدگی و پیگیری کنید پیشنهاد من برای شما اول مراجعه به یک روانپزشک خوب است چون حملات پانیک با چند دوره درمان برطرف خواهد شد . این حالت استرس بیش از اندازه و حالت ناشناخته شدن محیط و گیج شدن حتی داخل منزل از دیگر علایم این بیماری می باشد . این بیماری از دسته بیماری های سایکوز است و نیاز به درمان دارد و جای نگرانی نیست فقط سریعا به یک روانپزشک مراجعه گردد. امیدوارم جوابتون رو گرفته باشید . باز هم اگر سوالی هست بنده در خدمتم.
به امید سلامتی رضا
سه شنبه 9 آبان 1391 01:32 ب.ظ
سلام همسرم با تشخیص پزشكان مبتلا به شیزوفرنی است و چند بار در بیمارستان بستری شده تا این كه پزشك معالج او آمپولی را تجویز كرد كه هرماه یكی تزریق كند تا زمانی كه تزریق انجام می شد وضع كاملا عادی بود اكنون مدت هاست كه از تزریق خودداری كرده و كلیه ی علائمی كه دربالا ذكر شده مشاهده می شود اعضای خانواده را دشمن خود می داند خانه را ترك كرده برای بستری كردن با مشكل مواجه هستم همه ی كارهای قانونی را برای بستری كردن انجام داده ام اورژانس را همراه با پلیس به درب منزل اورده ام ولی هیچكدام موفق به انتقال او به بیمارستان نشده اند سخت نگرانم نمیدانم چه كنم درصورت امكان با ایمیلم راهنمایی فرمایید. متشكرم
یک همسر
چهارشنبه 19 مرداد 1390 01:17 ب.ظ
میشه بنویسید کلا چه رفتاری با این بیماران داشته باشیم؟گفته های برداشتشون را به راحتی بپذیریم یا مقابلشون بایستیم؟؟؟
پاسخ نیلوفر باوفا :
سلام میخوام بگم که در هیچ شرایطی مقابله باهاشون نکنید چون تفکیک دنیای واقعی با دنیای توهم و تصوراتشون مقدور نیست اگه شما که تفاوتشون و درک میکنید به مقابله با اون قدم بردارید ممکن ایشون فکر های بدی در مورد شما بکنه پس فقط نیاز به درک شما و صبر زیاد شما داره البته بیشتر از قرص ها و دارو ها شما میتونید کمک کنید حتما تاکید میکنم شما از یک روانشناس بالینی یا یک روانپزشک راهنمایی بخواهید بهترین کمک رو میکنه امید وارم مفید بوده باشه.
باوفا The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|
لطفا بگید چگونه راضیش کنم بریم دکتر؟