تبلیغات
روانپزشکی روانشناسی - آشنایی با بیماری شیزوفرنی ( علل و درمان )
 

آشنایی با بیماری شیزوفرنی ( علل و درمان )

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
سه شنبه 19 مرداد 1389-03:09 ق.ظ

 

شیزوفرنی چیست؟

عمدتا فرد مبتلا به شیزوفرنی تغییراتی در رفتار و قوه ی ادراک، طرز تفکری بی نظم که ممکن است سبب تحریف رو یارویی با واقعیت
گردد را تجربه می نماید. این مورد را جنون می نامند.

شیزوفرنی یک بیماری روحی و روانی , همراه با داغ و ننگ و اطلاعات بسیار غلط است. این مورد اغلب منجر به افزایش پریشانی فرد
بیمار و یا اعضای خانواده ی وی می گردد.

شیزوفرنی معمولا در ابتدا در بین افراد گروه سنی پانزده تا بیست وپنج ساله دیده می شود، ولی اگرچه ممکن است دیرتر نیز بروز نماید.

رواج شیزوفرنی در حدود یک درصد از کل جمعیت می باشد.
حدود یک سوم از مردم مبتلا به شیزوفرنی فقط یک یا چند تایی از دوره های بیماری را در طول زندگی خود تجربه می نمایند.در مورد بعضی
این بیماری همواره عود می کند و یا در تمام دوران زندگی به صورت یک بیماری باقی می ماند.

حمله وشروع بیماری ممکن است به طور متداوم به همراه عوارض حاد که هفته ها به طول می کشد، یا به کندی، در طول ماه ها و سال ه ا
رخ دهد، بروز نماید.

در طول دورانی که بیماری عود می کند، فرد اغلب از سایرین کناره گیری کرده، دچار افسردگی و اضطراب شده، و عقاید غیر عادی و
ترس های بسیار زیاد را تجربه می نماید. توجه به این نشانه های اولیه جهت دسترسی به درمان اولیه مهم است.

تشخیص زود و درمان موثر و سریع جهت تندرستی آتی افراد مبتلا به شیزوفرنی حیاتی است.

درک نادرستی از بیماری شیزوفرنی به دلیل مسایل مربوط به داغ و ننگ ناشی از این بیماری، منزوی شدن و تبعیض که ممکن است از جانب
افراد مبتلا به شیزوفرنی و بستگان و مراقبت کنندگان از آن هاتجربه گردد، وجود دارد.

بر طبق یک روایت، افراد مبتلا به شیزوفرنی خطرناک می باشند. آنان به ویژه در صورت دریافت درمان و حمایت صحیح، به ندرت
خطرناک می باشند. ندرتا اقلیت بسیار کمی از مبتلایان به شیزوفرنی ممکن است در طول دوران هایی از جنون که تحت مداوا قرار نگرفته
اند به دلیل ترس ها و اوهامات خود، پرخاشگر شوند.

اغلب موارد این رفتار پرخاشگرانه مستقیما متوجه خود فرد بوده و ممکن است که خطر خودکشی را افزایش دهد.

شیزوفرنی را اغلب با دو شخصیتی بودن اشتباه می گیرند. این مساُله صحیح نیست؛ افراد مبتلا به شیزوفرنی ممکن است دچار اوهام شوند و
توانایی درک واقعیت را از دست بدهند، ولی آنان افرادی چند شخصیتی نمی باشند.

افراد مبتلا به شیزوفرنی یک سری توانایی های هوشی معمولی را از خود نشان می دهند ولی دچار ناتوانی ذهنی نمی باشند، اگرچه عوارض
حاد جنون ممکن است با توانایی تفکر در آنان در طول دوران های حاد بیماری تداخل کند.


عوارض بیماری شیزوفرنی چه می باشد؟

اوهام- بیشتر شامل شنیدن صدا ها می باشد. موارد ی که کمتر معمول است عبارتند از: دیدن، احساس کردن، چشیدن مزه، استشمام کردن
چیزهایی که به نظر شخص کاملا حقیقی می باشند، اما در حقیقت در آن جا وجود ندارند.

اختلال در تفکر – زمانی که هیچ نوع ارتباط منطقی در گفتار فرد دیده نمی شود ممکن است که افکار و گفتار در هم آمیخته و بدون ارتباط
می شوند.

سایر عوارض شیزوفرنی عبارتند از:

• عدم کار آیی – فرد توانایی انجام فعالیت های
روزانه را مثل شستن و آشپزی را از دست می دهد. فقدان کار آیی،انگیزه و قریحه جزیی از این بیماری است و به معنای تنبلی نمی باشد.

•مشکل در فکر کردن- تمرکز فرد، حافظه، و
توانایی برنامه ریزی و سازمان دهی ممکن است که تحت تاُثیر قرار بگیرد. و این مساله سبب می شود که فرد در ارایه ی استدلال، ارتباط ،
.و انجام فعالیت های روزمره ی خود با مشکل مواجهه شود.

• بیان کند احساسات- زمانی رخ می دهد که توانایی
فرد در بیان احساساتش به طور زیادی کاهش یابد. این مورد معمولا همراه با واکنش های نادرست در رویارویی با موقعیت های غمگین و ی ا
شاد است.

• کناره گیری از جامعه- این مورد ممکن به دلایلی
منجمله ترس از مورد آسیب قرار گرفتن از جانب افراد، و یا ترس از مراودات با سایرین به دلیل فقدان مهارت های اجتماعی بروزنماید.

شیزوفرنی از بیماری خود به دلیل وجود تجربیاتی،
•فقدان بصیرت- عدم اطلاع افراد مبتلا به
مثل؛ پندار های بیهوده و اوهامات بسیار واقعی، عادی است. این مساُله ممکن است برای افراد خانواده و یا مراقبت کنندگان از آنان بسیار
ناراحت کننده باشد. عدم اطلاع افراد مبتلا به شیزوفرنی می تواند یکی از دلایل عدم قبول درمانی که ممکن است برای آنان سودمند باشد،
گردد.عوارض جانبی ناخواسته ی بعضی از دارو ها نیز ممکن است یکی دیگر از دلایل امتناع از قبول درمان باشد.

چه عواملی باعث بروز شیزوفرنی می گردد?

هیچ دلیل خاصی تشخیص داده نشده است، اما
چندین عوامل مختلف با بروزو شروع این بیماری در ارتباط می باشد. شانس ابتلا به این نوع بیماری روحی در طول زندگی در مردان و
زنان یکسان می باشد، اگرچه در مردان اغلب این بیماری زودتر شروع می گردد.
عوامل ژنتیکی
آمادگی ابتلا به بیماری شیزوفرنی در بین خانواده ها می تواند ارثی باشد. فقط یک درصد از کل جمعیت مردم در طول زندگی خود به این
بیماری مبتلا می شوند؛ ولی حتی اگر یکی از والدین مبتلا به شیزوفرنی باشند، احتمال ابتلای کودکان به ده درصد افزایش یافته- و نود
درصد شانس ابتلا به آن را ندارند.

عوامل مربوط به شیمی حیات (زیست شیمی)

مواد بیوشیمیایی(زیست شیمی) خاص موجود در مغز به ویژه فرستنده های عصبی به نام دوپامین در بروز بیماری شیزوفرنی دخالت دارند.
یکی از دلایل احتمالی بروز عدم تعادل مواد شیمیایی موجود در مغز، استعداد ارثی در ابتلاشدن به این بیماری می باشد.عوارض دوران
بارداری، یا تولد می تواند سبب ایجاد آسیب ساختاری به مغزشود و ممکن است در بروز این بیماری دخالت داشته باشد.

ارتباطات خویشاوندی
هیچ شاهدی دال براین نظریه که روابط خویشاوندی سبب بروز این بیماری می شود وجود ندارد.اگرچه؛ بعضی از افراد مبتلا به شیزوفرنی
نسبت به تنش های خانوادگی ، که ممکن است سبب بروز برهه هایی از بیماری آنان گردد، حساس می باشند.

فشار های عصبی

به خوبی به اثبات رسیده که وقایع و اتفاقات استرس زای زندگی اغلب سبب بروز بیماری شیزوفرنی می گردد.این استرس ها در صورت
آسیب پذیر بودن فرد سبب تسریع شدن بیماری می گردد.
افراد مبتلا به شیزوفرنی اغلب مضطرب، تند مزاج شده و توانایی تمرکز را قبل از بروز هرنوع عوارض آشکار از دست می دهند. این مورد
سبب بروز مشکلاتی در سر کار و یا هنگام تحصیل آنان شده و سبب کاهش روابط آنان می گردد. اغلب این عوامل را سبب و علت بروز
بیماری دانسته و مورد نکوهش قرار می دهند؛ در حالیکه خود بیماری سبب بروز این وقایع استرس آور گردیده است.در نتیجه نمی توان
متوجه شد که آیا استرس سبب بروز شیزوفرنی است و یاشیزوفرنی سبب بروز فشار های عصبی می باشد.

مصرف مشروبات الکلی و سایر مواد مخدرمضر
خصوصا حشیش و آمفی تامین ممکن است سبب تحریک جنون در افرادی که نسبت به بیماری شیزوفرنی آسیب پذیر هستند، گردد. در حالیکه
استفاده از مواد مخدر سبب ایجاد شیزوفرنی نمی شود، ولی شدیدا سبب برگشت و عود کردن بیماری می گردد.

افراد مبتلا به شیزوفرنی بیش تر از مردم معمولی در معرض استفاده از مشروبات الکلی و سایر مواد مخدر قرار دارند، و این مورد سبب
ایجاداختلال در امر معالجه می گردد.میزان قابل توجهی از مبتلایان به شیزوفرنی سیگار می کشند، و این منجر به ضعف سلامت جسمانی
آنان می شود.

چه در مان هایی موجود می باشد?

موثرترین روش های درمانی برای شیزوفرنی شامل دارو، روان درمانی و حمایت های همراه با کنترل تاُثیرات آن بر روی زندگی روزمره
است. آموزش در مورد بیماری و فرا گرفتن روش های پاسخگویی موثر به علایم هشداردهنده ی اولیه یک دوره از بیماری مهم می باشد.

پیشرفت دارو های ضد جنون سبب بروز تحولی در درمان شیزوفرنی گردید. هم اکنون؛ اکثر افراد مبتلا به جای بستری شدن در بیمارستان
می توانند در بین مردم ودر جامعه زندگی نمایند. گروهی از مردم هیچگاه در بیمارستان بستری نشده ومراقبتهای پزشکی کلا برای آنان در
جامعه ارایه می گردد.
دارو ها از طریق اصلاح عدم تعادل مواد شیمیایی موجود در مغزکه از عوارض بیماری می باشد، عمل می نمایند.دارو های جدید، وبه خوبی
امتحان شده سبب بهبودی کامل تر به همراه عوارض جانبی کم تر می گردد.
حمایت از جانب دوستان و همکاران نیز می تواند یک منبع پرارزش حمایتی ، اطلاعات مفید و امید باشد.
بعضی اوقات؛ روش های درمانی خاص مستقیمامی تواند در جهت رفع عوارضی مانند اوهامات، مفید واقع گردد. مشکلات سلامت جسمانی
نیز احتیاج به بررسی دارند.
خدمات توان بخشی ناتوانی های روحی و حمایت در جهت حل مشکلات مربوط به کار، مسایل مالی، مسکن، روابط اجتماعی و تنهایی می
تواند کمک نماید.
اغلب، ممکن است که خویشاوندان و دوستان افراد مبتلا به شیزوفرنی احساس گیجی و پریشانی نمایند. حمایت و آموزش به همراه درک و فهم
اجتماع، بخش مهمی از درمان را شامل می شود.

کشف یک تغییر ژنتیکی عامل ابتلا به شیزوفرنی


پژوهشگران ایتالیایی و آمریکایی ژنی را کشف کردند که همانند یک مجسمه ساز مولکولی با تغییر ساختار بعضی از فضاهای مغز در بروز بیماری شیزوفرنی مداخله می کند.
به گزارش مهر، محققان موسسه ملی سلامت روحی در مریلند و دانشگاه باری در ایتالیا امیدوارند این کشف بتواند در تولید داروهای جدیدی که در درمان بیماری شیزوفرنی مورد استفاده قرار می گیرند مفید باشد.
این دانشمندان بر روی هزار و 100 بیمار شیزوفرنیک و هزار و 700 فرد سالم، گونه های مختلف ژنی که کانال پتاسیم را تولید می کند را آزمایش کردند.
تاکنون تنها یک پروتئین شناسایی شده بود که توسط این ژن رمزگذاری می شود. این ژن در مغز و در قلب قرار دارد. این دانشمندان که نتایج یافته های خود را در مجله نیچر پزشکی منتشر کرده است، گونه پروتئینی جدیدی را شناسایی کردند که توسط این ژن رمزگذاری می شود. این گونه جدید دو درصد خطر توسعه شیزوفرنی را افزایش می دهد.
به منظور درک بهتر نقش این گونه ژنتیکی، این محققان از طریق رزونانس مغناطیسی مغز افراد متاثر از شیزوفرنی و مغز افراد سالم را مورد بررسی قرار دادند. از تصاویری که به دست آمد دانشمندان دریافتند که افزایش این گونه از ژن تولیدکننده کانالهای پتاسیم می تواند در ساختار مغز تغییر ایجاد کند و به خصوص منجر به کاهش حجم هیپوتالاموس و کورتکس جلوپیشانی شود.
همچنین این گونه ژنتیکی می تواند در سطح فعالیتهای نورونها نیز اثر بگذارد به طوری که در بیماران شیزوفرنیک این تغییر ژنتیکی منجر به سخت شدگی نورونی می شود.
نشانه های بروز شیزوفرنی

در دومین ستون هوای تازه، شیزوفرنی را به عنوان یکی از رایج ترین بیماری های روحی معرفی و ریشه های ایجاد اختلال شخصیتی ناشی از بروز این ناراحتی و عارضه را بررسی کردیم. اما اینکه برخورد با یک بیمار مبتلابه سوءظن یا شیزوفرنی باید چگونه صورت بگیرد تا میزان آسیب هایی که به خانواده و اجتماع می رسد، در حداقل میزان ممکن بماند، یک بحث مفصل و جداگانه است و نیاز دارد تا به شکلی دقیق و علمی مورد توجه قرار بگیرد. در این رابطه، لازم است پنج واقعیت مهم در مورد Schizophrenia را بدانیم و آنها را با دقت مطالعه کنیم:

1- شیزوفرنی به دلیل ضعف در تربیت فرزندان، ناراحتی ها و مشکلات روحی دوران کودکی، فقر، خیابان خوابی یا مواردی از این دست ایجاد نمی شود.

2- شیزوفرنی یک بیماری مسری نیست و هیچ وقت از یک مبتلابه فرد سالم سرایت نمی کند.

3- به رغم اینکه افراد مبتلابه شیزوفرنی، معمولاً صداهایی در گوش خود می شنوند، اما این بیماری با چندشخصیتی یا بیماری های مشابه بسیار تفاوت دارد.

4-ابتلابه شیزوفرنی، ناشی از کم کاری یا تقصیر یک فرد نیست. یک نارسایی و ناکارآمدی مغزی است که از ترکیب عوامل بیولوژیک و ژنتیک با هم ایجاد می شود و توسط عوامل استرس زای محیطی، تشدید می شوند.

5- افراد مبتلابه این بیماری شدیداً در معرض خودکشی قرار دارند. تا جایی که 50 درصد آنها معمولاً دست به این اقدام می زنند و 10 تا 13 درصد آنها نیز تصمیم شان را عملی می کنند و موفق می شوند. هرگونه تهدیدی در این باره از سوی آنان باید جدی گرفته شود.

وقتی شیزوفرنی صدر اخبار را به خودش اختصاص می دهد یعنی یک اتفاق ترسناک اجتماعی و یک بزهکاری جنایت آمیز اتفاق افتاده تا جایی که مردم تصور می کنند بیماران مبتلابه شیزوفرنی، خطرناک و غیرقابل مهار هستند. اما چنین اتفاقاتی، تنها شامل گروه کوچکی از مبتلایان به شیزوفرنی می شود. بر اساس آمارهایی که انجمن شیزوفرنی بریتانیا ارائه داده، در بخش های لاتین انگلیس، 40 هزار نفر به این بیماری مبتلاهستند در حالی که آمار برای کانادایی ها به یک بیمار در هر 100 نفر می رسد. اما این بیماری با وجود گستردگی فراوان، بد تعبیرشده ترین بیماری فعلی در این کشور است.

مطالعاتی که در سال 2005 انجام شد، نشان می دهد که از هر 10 بریتانیایی، 4 نفر تعریف درستی از این بیماری ندارد و اصلاً آن را به درستی نمی شناسد و با اختلال چندشخصیتی اشتباه می گیرد که یک عارضه روحی کم رواج تر است. بسیاری از شهروندان انگلیسی، علائم بروز این بیماری را نمی دانند یا حداقل مطلع نیستند که سوءظن، یک بیماری جدی روحی است که به دلیل عمل نکردن شیمیایی بخشی از مغز ایجاد می شود. در واقع افرادی که با این بیماران از نزدیک سروکار ندارند، معمولاً آنها را با معتادان یا خیابان خواب ها اشتباه می گیرند چرا که دلیلی برای حرف زدن با افراد خیالی یا حرکات پارانوئیدی آنها نمی یابند.

اما این سوءتعبیرها از نبودن آموزش عمومی و وجود شکاف های فراوان در آموزش پزشکی در جامعه حکایت می کند. پیچیدگی های ساختاری این بیماری باعث شده تا کمتر بتوان دلایل بروزش را پیش بینی یا ریشه یابی کرد اما روا ن پزشکان و محققان در حال حاضر عوامل ژنتیکی را موثرترین عامل در ایجاد شیزوفرنی می دانند. هر کدام از میلیاردها سلولی که در مغز هست، شعبه هایی دارد که کار انتقال پیام های عصبی بین این سلول ها با سایر سلول ها را برعهده دارد. این سلول ها ماده یی به نام نوروترانسمیتر آزاد می کنند که پیام ها را بین چند سلول جابه جا می کند. پژوهشگران معتقدند که شیزوفرنی، این عمل انتقال پیام ها و ارتباطات بین سلول ها را مختل می کند. ادراکات و پیام های بصری و شهودی، از مسیرهای اشتباهی انتقال داده می شوند، در انتهای یک سلول مقصد اشتباه جمع و متراکم می شوند و در نهایت به اختلال در تفکر و نارسایی در تکلم منجر می شوند.

افرادی که مبتلابه این بیماری می شوند، همواره احساس نگرانی و ناراحتی دارند، توانایی برای استراحت کردن و خواب را از دست می دهند و نمی توانند از هیچ مساله یی احساس لذت کنند. البته تاثیر بیماری بر هر شخص، تقریباً متفاوت است اما به شکلی مشابه، در اکثر مبتلایان به شیزوفرنی، افراد صداهایی را در گوش خود می شنوند و برخی دیگر نیز تصاویری خیالی و محو از واقعیت را تصور می کنند که برای لحظاتی ممکن است برای شان جذاب یا در عین حال بسیار ترسناک باشد.

با توجه به آمارهای ارائه شده توسط انجمن شیزوفرنی کانادا، شانس بازگشت و بهبودی برای این بیماران در صورت استفاده مداوم از دارو و البته به کار نبردن سایر روش های درمانی در طول دو سال، کمتر از 45 درصد است. اما همراه کردن مصرف دارو با سایر عوامل مانند آموزش و گفتاردرمانی می تواند سرعت بهبودی را افزایش دهد. اما استفاده نکردن از دارو، می تواند همین میزان سرعت را به اندازه 80 درصد کاهش دهد و به تاخیر در بهبودی بینجامد.

کلید راهگشا برای بهبودی و کمک به درمان، شناخت عوامل و نشانه های موثر در بروز بیماری و اتخاذ روش هایی جهت افزایش سرعت در بهبودی و معالجه است. البته در نوعی خاص از بیماران، ممکن است فرآیند استفاده از دارو و گفتار-رفتاردرمانی- تا سال های سال طول بکشد و حتی هیچ وقت پایان نیابد. در چنین مواردی، قطع استفاده از دارو یا کنار گذاشتن درمان به هر شکلی، می تواند منجر به صدمات جبران ناپذیری شود. در شماره های آینده به راه های عملی مقابله با این بیماری می پردازیم.
كشف روش جدید درمان شیزوفرنی

به گزارش شبكه خبر به نقل از روزنامه اینترنتی روسی لنتا؛ دانشمندان استرالیایی با تحقیق روی 102 زن بیمار بین 15 تا 50 سال به این نتیجه مهم دست یافته اند.

بنا به این گزارش پیش از این كارشناسان تصور می كردند هورمون جنسی استروژن انسان را در برابر شیزوفرنی ایمن می كند و افزایش تعداد موارد ابتلا به این بیماری در زنان یائسه و كاهش مواد ابتلا به آن در دوران بارداری یعنی در زمان اوج ترشح هورمون استروژن این تصور را تایید می كرد.

اماجایاشری كارلكارنی و همكاران وی از دانشگاه موناشای استرالیا طی تحقیقاتی كه روی دو گروه از زنان مبتلا به شیزوفرنی انجام شد به مدت 28 روز به گروه اول تركیبی از داروهای معمولی ضد افسردگی و هورمون استروژن خوراندند و به گروه دوم تنها داروهای معموی دادند و در نهایت متوجه شدند كه نشانه های بیماری در گروه اول در حد قابل توجهی كاهش یافته است.

محققان اعتراف كرده اند كه هنوز نمی دانند این هورمون چه تاثیری بر روند بهبود بیماری دارد ولی تصور می كنند كه بیشترین نقش آن به تقویت جریان خود در مغز و تغییر متابولیسم گلوكز مربوط می شود و به هرحال روش جدید كه بسیار امیدواركننده است تحقیقات بیشتری را می طلبد.

بر اساس آمار موجود یك و یك دهم درصد افراد بالای 18 سال كره زمین از بیماری شیزوفرنی رنج می برند.







فرزند
پنجشنبه 23 خرداد 1392 11:43 ب.ظ
سلام من مادرم شیزوفرنی دارد اما خودش قبول نمی کنه و نمیاد که به روانپزشک مراجعه کنیم یه مدت با همسا یه ها دعوا می کرد شب تا صبح نمی خوابید می گفت می خوان ما رو بکشن این یکی از توهماتش است.
لطفا بگید چگونه راضیش کنم بریم دکتر؟
ت.ر.
سه شنبه 21 خرداد 1392 10:21 ب.ظ
سلام. من یه دختره 15 ساله ام. راستش من به نظرم از نظر روانی سالمم یا اقلا بودم ولی بعد از حرف یکی از دوستام که اصرار داشت من دچار اسکیزوفرنی شدم و حالاتی که طی چند سال گذشته برام پیش اومده دیگه خیلی از این بابت اطمینان ندارم.به نظر شما اینا نرماله؟: وقتایی که باید ناراحت باشم میخندم مخصوصا وقتایی که همه ناراحتند و حتی دارن گریه میکنن! صداهایی هم میشنوم ولی قبلا فکر میکردم افکارم هستن ولی تازگیها باهش صحبت میکنم انگاریکه...یه ادمه دیگه اس و نظراتش با من فرق داره. معمولا صحبتامون به نتیجه نمیرسه چون همیشه صداهای دیگه حتی با زبان های مختلف قطعش میکنن. دیگه واقعا نمیدونم صدا ها افکارمن یا نه. یه وقتایی فکر می کنم یکی صدام میزنه. تمرکزم اومده پایین و اخیرا خیلی به سختی درس میخوندم چون حافظه ام هم ضعیف تر شده. بیشتر اوقات عصبیم و با زخمی کردن خودم اروم میشم از طرفی بعد از این عصبانیت ها خیلی احساس خوشحالی میکنم. همین الان کلید "ح" را پیدا نمیکردم چون اصلا نمیدیدمش در حالیکه "چ" و "ج" را میدیدم. یا مثلا دیروز که داشتم از کنار حوض رد میشدم یه لحظه فکر کردم فواره اش یه طنابه که یه پسره داره ازش بالا میره وقتی به مامانم گفتم گفت زیادی داستان تخیلی میخونم. همه چی حوصلمو سر میبره برا همینم هیچ کاری رو نمیتونم تموم کنم.بعضی وقتا هم عین احمقا بیخودی خندم میگیره یه وقتایی هم بدون دلیل گریه ام میگیره . یه روزایی اصلا نمیتونم جلوی افکارمو بگیرم اینه که خیلی کلافه مشم چون هیچ کدوم از افکارم به هم ربطی نداره حتی بعضی وقتا صدای افکارم نامفهومه. وقتایی که تنهام با خودم صحبت میکنم و هر چی تو مخم میگذره رو به زبون میارم البته از این کار خیلی هم لذت میبرم چون انگار دارم خودمو میشناسم. دستخطم هم تغییر کرده و در حال حاضر هر صفحه ی دفترم یه جور نوشتم.اشتهای چندانی ندارم و احساس میکنم انگار با غذا خوردن دارم مرتکب جرم میشم درباره ی خوابیدن هم همین احساسو دارم. البته در حال حاضر به خاطر کارنامه استرس زیادی دارم ولی این حالت هارو چند ساله که دارم ولی الان فقط شدتش بیشتر شده. وقتایی که یه بسته ی قرص میبینم انگار یکی بهم میگه یه چندتاشو بخورم. خواهش میکنم شما کمکم کنین بفهمم چه بلایی داره سرم میاد؟!
پاسخ نیلوفر باوفا : با درود دوست گرامی با توجه به گفته های شما نظر قطعی داده نمی شود اما باید بدانید هر توهمی چه دیداری چه شنیداری دلیل بر اسکیزوفرنی نمی باشد احتمالا استرس زیاد یا افسردگی نا خواسته ای که طی چند سال در وجودت ریشه دوانده است میتواند دلیل بر این حالات شما باشد. نظر قطعی نیست چون باید سوال هایی پرسیده و جواب شما بررسی شود به این دلیل هرچه سریع تر به یک روانپزشک مراجعه نموده و طبق دستور پزشک مربوطه رفتار کنید . به امید سلامتی
کیانوش
چهارشنبه 1 خرداد 1392 12:49 ب.ظ
سلام و واقعا" بابت مطالب خوبتون ممنون هستم ...
نامزد من این بیماری رو داره و تازه یک هفته است که صداهایی رو میشنوه ...حتی اگر بدترین بیماری روی زمین رو داشته باشه هم من به زندگی باهاش ادامه میدم...ولی سوال من اینه که آیا این بیماری به طور کامل درمان خواهد شد؟؟
بعد از یک هفته ، امروز وقت ملاقات با یک روانپزشک رو داریم

لطفا" راهنمایی کنید
کیانوش
چهارشنبه 1 خرداد 1392 12:28 ب.ظ
سلام و واقعا" بابت مطالب خوبتون ممنون هستم ...
نامزد من این بیماری رو داره و تازه یک هفته است که صداهایی رو میشنوه ...حتی اگر بدترین بیماری روی زمین رو داشته باشه هم من به زندگی باهاش ادامه میدم...ولی سوال من اینه که آیا این بیماری به طور کامل درمان خواهد شد؟؟
بعد از یک هفته ، امروز وقت ملاقات با یک روانپزشک رو داریم

لطفا" راهنمایی کنید
پاسخ نیلوفر باوفا : درود بر شما دوست گرامی نه باید حتما معاینات کامل توسط روانپزشک صورت بگیره چون هر توهمی چه شنوایی چه بینایی نمیتونه اسکیزو فرنی باشه امیدوارم که سلامتی رو بدست بیارن . و در جواب سوالتون این بیماری مقداری به سختی درمان میشه و نقش اطرافیان واقعا موثر است اما نیاز به بستری هم برای کنترل بیماری در اکثر موارد وجود دارد.
بازم محسنم
جمعه 27 اردیبهشت 1392 05:29 ب.ظ
خسته نباشید
گفتم یکم بخندید جو عوض بشه
موقعه خواب بعضا احساس می کنم که دارم سقوط می کنم در آن حال به خودم میام و می بینم رو تختم هستم. بدنم یه تکون خیلی شدیدی می خوره.
اگه راه نماییم کنین ممنون میشم.

برای سلامتی همه بیماران مخصوصا سارا خانم ،صلوات.
پاسخ نیلوفر باوفا : درود بی پایان دوست عزیز اگر سیگار مصرف میکنید که باید هرچه سریعتر ترک کنید چون عامل شدت این علائم سیگار میتونه باشه دوم دارو های آرام بخش موثر هست سوم نباید عصبی بشید. با ارزوی سلامتی
ksaber
چهارشنبه 30 اسفند 1391 02:20 ق.ظ
باسلام من جوانی 26 ساله هستم. من مدت 4 ساله که مبتلا به بیماری شیزوفرنی شدم ، اول احساس میکردم که افرادی به دنبالم هستند ، صداهایی میشنیدم که افراد دیگر نمی شنیدند ، پیش دکتر رفتم به من داروی ریسپیریدون و آمپول fluanxol داد مصرف کردم خیلی از این خرافاتم بر طرف شد ولی به بیماری ترس از جامعه مبتلا شدم میخواستم بدونم جه کاری باید بکنم
سارا
سه شنبه 8 اسفند 1391 03:57 ب.ظ
به نام خدا

(خواهش می كنم به خاطر خدا هم كه شده سوالم رو بخونید و كمكم كنید)
با سلام و عرض خسته نباشید
و سپاسگذاری از مطالبی كه تشریح كردید

سوالی رو با اجازه شما مطرح می كنم
من دختری 24ساله هستم و قریب 2 سال هست كه یك سری حالات خاص به سراغم میاد كه از این قرار هستن:
حالتی شبیه حمله عصبی كه معمولا موقع خواب بسراغم میاد البته گاهی هنگام بیداری هم این اتفاق برام می افته و اخیرا خیلی زیاد
ناگهان تمام تنم داغی وحشتناكی میگیره و بوی نا آشنایی مثل مواد سمی یا شیمیایی استشمام میكنم و در همین حین حالت گیجی برام رخ میده احساس ترس شدیدی می كنم و ضعف شدید طوری كه تمام بدنم در حالت بی حسی قرار میگیره...اون لحظه اصلا باورم نمی شه كه این خود منم كه داره این اتفاق برام می افته....بعد از حدود 5 دقیقه حمله كه بدنم بشدت یخ كرده با ترس مینشینم وسعی میكنم به خودم مسلط بشم....صورتم به زردی میزنه و میبینم كه چطور زیر چشمم سیاه میشه
بعد از حمله كه معمولا هر ماه یا بیشتر برام رخ می ده حدود چند روز افكار در هم و بر همی دارم هیچ حس خوبی نسبت به زندگی ندارم اما با رفتن سر كار و ارتباط با بیرون و مشغول كردن خودم با مسائل كاری سعی میكنم این افكار در هم و برهم رو دور بریزم
بعد از یه هفته حالت افسردگی و پریشونی...كم كم اوضاع عادی میشه،منظورم از افكار در هم ریخته كل دیدم به اطرافم و زندگیم هست یك دید نابسامان...زجر دهنده...انگار همه چیز خیالیه...موقع حمله هر منظره ای رو بینم انگار كه قبلا توی خواب دیدمش ...حس خیلی بدیه...امروز ناامیدانه داشتم بدنبال مطلبی میگشتم كه شاید راهنماییم كنه
من در این حالم خیلی تنهام و از خدا ممنونم كه آدمهایی مثل شما رو آفرید كه درد مردم رو تشخیص بدن و كمكشون كنن
از شما می خوام كه راهنماییم كنید...
و هیچ سپاسگذاری جز یك دعا از صمیم دل ندارم.....
پاسخ نیلوفر باوفا : با عرض سلام دوست عزیز اینکه شما از حالات خودتون اطلاعات کافی در اختیار گذاشتید سپاسگذارم شاید این مسعله مشکل خیلی ها باشه پس خوب توجه کنید: تشخیص بنده در این باب حملات پانیک است و جای هیچ گونه نگرانی وجود نداره اگر به موقع رسیدگی و پیگیری کنید پیشنهاد من برای شما اول مراجعه به یک روانپزشک خوب است چون حملات پانیک با چند دوره درمان برطرف خواهد شد . این حالت استرس بیش از اندازه و حالت ناشناخته شدن محیط و گیج شدن حتی داخل منزل از دیگر علایم این بیماری می باشد . این بیماری از دسته بیماری های سایکوز است و نیاز به درمان دارد و جای نگرانی نیست فقط سریعا به یک روانپزشک مراجعه گردد. امیدوارم جوابتون رو گرفته باشید . باز هم اگر سوالی هست بنده در خدمتم.
به امید سلامتی
naze
چهارشنبه 11 بهمن 1391 12:05 ق.ظ
لطفا بیماران شیزوفرنی رو مثل یک هیولا تصور نکنید ما هم احساس داریم ما هم ادمیم
پاسخ نیلوفر باوفا : دوست من دقیقا همینطوره بعضی ادم ها درک ندارن و این دلیل نمیشه شما به حرف هر کسی که دانش نداره توجه کنید به جای این ثابت کنید که فقط ادم های باهوش شیزوفرنی میگیرن
رضا
سه شنبه 9 آبان 1391 01:32 ب.ظ
سلام همسرم با تشخیص پزشكان مبتلا به شیزوفرنی است و چند بار در بیمارستان بستری شده تا این كه پزشك معالج او آمپولی را تجویز كرد كه هرماه یكی تزریق كند تا زمانی كه تزریق انجام می شد وضع كاملا عادی بود اكنون مدت هاست كه از تزریق خودداری كرده و كلیه ی علائمی كه دربالا ذكر شده مشاهده می شود اعضای خانواده را دشمن خود می داند خانه را ترك كرده برای بستری كردن با مشكل مواجه هستم همه ی كارهای قانونی را برای بستری كردن انجام داده ام اورژانس را همراه با پلیس به درب منزل اورده ام ولی هیچكدام موفق به انتقال او به بیمارستان نشده اند سخت نگرانم نمیدانم چه كنم درصورت امكان با ایمیلم راهنمایی فرمایید. متشكرم
ی.ج
شنبه 18 شهریور 1391 05:36 ب.ظ
رابطه شیزوفرنی با تمام نابودی و تمام سوختن و تمام شکست و تمام له شدن و تمام ناکامی و تمام از دست دادن و تمام جهنم را بنویسید؟(3 نمره )
شیزوفرنی که جهنم را نابود کرد
شنبه 18 شهریور 1391 05:10 ب.ظ
لطفا رابطه کسی که می تواند بر شیزوفرنی و عشق و تشنج فکر و ... غلبه کند را با انسان هایی که هیچ ارزش درونی نداشته و در بیرون مانور می دهند و لشکر کشی می کشند را از نظر روان شناسی بنویسید و ایا این نظام عدل جهانی است ؟
شیزوفرنی که نابود شد
شنبه 18 شهریور 1391 05:05 ب.ظ
لطفا رابطه شیزوفرنی و نبوغ جهانی را هم ذکر کنید و همچنین با عشق چون داغ عشق بدترین ضربه شیزوفرنی به من همواره بوده است شیزوفرنی یک جهنم واقعی است نه یک جهنم غیر واقعی چون روح انسان را می سوزاند همانطور که جهنم ...
reza moeini
چهارشنبه 8 شهریور 1391 11:03 ق.ظ
pa arze salam aya momkene bar asare zarbe khordane jasme sangini be sar farde morede nazar dojare shizoferni shavad merci?
یک همسر
چهارشنبه 19 مرداد 1390 01:17 ب.ظ
میشه بنویسید کلا چه رفتاری با این بیماران داشته باشیم؟گفته های برداشتشون را به راحتی بپذیریم یا مقابلشون بایستیم؟؟؟
پاسخ نیلوفر باوفا : سلام میخوام بگم که در هیچ شرایطی مقابله باهاشون نکنید چون تفکیک دنیای واقعی با دنیای توهم و تصوراتشون مقدور نیست اگه شما که تفاوتشون و درک میکنید به مقابله با اون قدم بردارید ممکن ایشون فکر های بدی در مورد شما بکنه پس فقط نیاز به درک شما و صبر زیاد شما داره البته بیشتر از قرص ها و دارو ها شما میتونید کمک کنید حتما تاکید میکنم شما از یک روانشناس بالینی یا یک روانپزشک راهنمایی بخواهید بهترین کمک رو میکنه امید وارم مفید بوده باشه.
باوفا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox