تبلیغات
روانپزشکی روانشناسی - آشنایی با بیماری شیزوفرنی ( علل و درمان )
 

آشنایی با بیماری شیزوفرنی ( علل و درمان )

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
سه شنبه 19 مرداد 1389-03:09 ق.ظ

 

شیزوفرنی چیست؟

عمدتا فرد مبتلا به شیزوفرنی تغییراتی در رفتار و قوه ی ادراک، طرز تفکری بی نظم که ممکن است سبب تحریف رو یارویی با واقعیت
گردد را تجربه می نماید. این مورد را جنون می نامند.

شیزوفرنی یک بیماری روحی و روانی , همراه با داغ و ننگ و اطلاعات بسیار غلط است. این مورد اغلب منجر به افزایش پریشانی فرد
بیمار و یا اعضای خانواده ی وی می گردد.

شیزوفرنی معمولا در ابتدا در بین افراد گروه سنی پانزده تا بیست وپنج ساله دیده می شود، ولی اگرچه ممکن است دیرتر نیز بروز نماید.

رواج شیزوفرنی در حدود یک درصد از کل جمعیت می باشد.
حدود یک سوم از مردم مبتلا به شیزوفرنی فقط یک یا چند تایی از دوره های بیماری را در طول زندگی خود تجربه می نمایند.در مورد بعضی
این بیماری همواره عود می کند و یا در تمام دوران زندگی به صورت یک بیماری باقی می ماند.

حمله وشروع بیماری ممکن است به طور متداوم به همراه عوارض حاد که هفته ها به طول می کشد، یا به کندی، در طول ماه ها و سال ه ا
رخ دهد، بروز نماید.

در طول دورانی که بیماری عود می کند، فرد اغلب از سایرین کناره گیری کرده، دچار افسردگی و اضطراب شده، و عقاید غیر عادی و
ترس های بسیار زیاد را تجربه می نماید. توجه به این نشانه های اولیه جهت دسترسی به درمان اولیه مهم است.

تشخیص زود و درمان موثر و سریع جهت تندرستی آتی افراد مبتلا به شیزوفرنی حیاتی است.

درک نادرستی از بیماری شیزوفرنی به دلیل مسایل مربوط به داغ و ننگ ناشی از این بیماری، منزوی شدن و تبعیض که ممکن است از جانب
افراد مبتلا به شیزوفرنی و بستگان و مراقبت کنندگان از آن هاتجربه گردد، وجود دارد.

بر طبق یک روایت، افراد مبتلا به شیزوفرنی خطرناک می باشند. آنان به ویژه در صورت دریافت درمان و حمایت صحیح، به ندرت
خطرناک می باشند. ندرتا اقلیت بسیار کمی از مبتلایان به شیزوفرنی ممکن است در طول دوران هایی از جنون که تحت مداوا قرار نگرفته
اند به دلیل ترس ها و اوهامات خود، پرخاشگر شوند.

اغلب موارد این رفتار پرخاشگرانه مستقیما متوجه خود فرد بوده و ممکن است که خطر خودکشی را افزایش دهد.

شیزوفرنی را اغلب با دو شخصیتی بودن اشتباه می گیرند. این مساُله صحیح نیست؛ افراد مبتلا به شیزوفرنی ممکن است دچار اوهام شوند و
توانایی درک واقعیت را از دست بدهند، ولی آنان افرادی چند شخصیتی نمی باشند.

افراد مبتلا به شیزوفرنی یک سری توانایی های هوشی معمولی را از خود نشان می دهند ولی دچار ناتوانی ذهنی نمی باشند، اگرچه عوارض
حاد جنون ممکن است با توانایی تفکر در آنان در طول دوران های حاد بیماری تداخل کند.


عوارض بیماری شیزوفرنی چه می باشد؟

اوهام- بیشتر شامل شنیدن صدا ها می باشد. موارد ی که کمتر معمول است عبارتند از: دیدن، احساس کردن، چشیدن مزه، استشمام کردن
چیزهایی که به نظر شخص کاملا حقیقی می باشند، اما در حقیقت در آن جا وجود ندارند.

اختلال در تفکر – زمانی که هیچ نوع ارتباط منطقی در گفتار فرد دیده نمی شود ممکن است که افکار و گفتار در هم آمیخته و بدون ارتباط
می شوند.

سایر عوارض شیزوفرنی عبارتند از:

• عدم کار آیی – فرد توانایی انجام فعالیت های
روزانه را مثل شستن و آشپزی را از دست می دهد. فقدان کار آیی،انگیزه و قریحه جزیی از این بیماری است و به معنای تنبلی نمی باشد.

•مشکل در فکر کردن- تمرکز فرد، حافظه، و
توانایی برنامه ریزی و سازمان دهی ممکن است که تحت تاُثیر قرار بگیرد. و این مساله سبب می شود که فرد در ارایه ی استدلال، ارتباط ،
.و انجام فعالیت های روزمره ی خود با مشکل مواجهه شود.

• بیان کند احساسات- زمانی رخ می دهد که توانایی
فرد در بیان احساساتش به طور زیادی کاهش یابد. این مورد معمولا همراه با واکنش های نادرست در رویارویی با موقعیت های غمگین و ی ا
شاد است.

• کناره گیری از جامعه- این مورد ممکن به دلایلی
منجمله ترس از مورد آسیب قرار گرفتن از جانب افراد، و یا ترس از مراودات با سایرین به دلیل فقدان مهارت های اجتماعی بروزنماید.

شیزوفرنی از بیماری خود به دلیل وجود تجربیاتی،
•فقدان بصیرت- عدم اطلاع افراد مبتلا به
مثل؛ پندار های بیهوده و اوهامات بسیار واقعی، عادی است. این مساُله ممکن است برای افراد خانواده و یا مراقبت کنندگان از آنان بسیار
ناراحت کننده باشد. عدم اطلاع افراد مبتلا به شیزوفرنی می تواند یکی از دلایل عدم قبول درمانی که ممکن است برای آنان سودمند باشد،
گردد.عوارض جانبی ناخواسته ی بعضی از دارو ها نیز ممکن است یکی دیگر از دلایل امتناع از قبول درمان باشد.

چه عواملی باعث بروز شیزوفرنی می گردد?

هیچ دلیل خاصی تشخیص داده نشده است، اما
چندین عوامل مختلف با بروزو شروع این بیماری در ارتباط می باشد. شانس ابتلا به این نوع بیماری روحی در طول زندگی در مردان و
زنان یکسان می باشد، اگرچه در مردان اغلب این بیماری زودتر شروع می گردد.
عوامل ژنتیکی
آمادگی ابتلا به بیماری شیزوفرنی در بین خانواده ها می تواند ارثی باشد. فقط یک درصد از کل جمعیت مردم در طول زندگی خود به این
بیماری مبتلا می شوند؛ ولی حتی اگر یکی از والدین مبتلا به شیزوفرنی باشند، احتمال ابتلای کودکان به ده درصد افزایش یافته- و نود
درصد شانس ابتلا به آن را ندارند.

عوامل مربوط به شیمی حیات (زیست شیمی)

مواد بیوشیمیایی(زیست شیمی) خاص موجود در مغز به ویژه فرستنده های عصبی به نام دوپامین در بروز بیماری شیزوفرنی دخالت دارند.
یکی از دلایل احتمالی بروز عدم تعادل مواد شیمیایی موجود در مغز، استعداد ارثی در ابتلاشدن به این بیماری می باشد.عوارض دوران
بارداری، یا تولد می تواند سبب ایجاد آسیب ساختاری به مغزشود و ممکن است در بروز این بیماری دخالت داشته باشد.

ارتباطات خویشاوندی
هیچ شاهدی دال براین نظریه که روابط خویشاوندی سبب بروز این بیماری می شود وجود ندارد.اگرچه؛ بعضی از افراد مبتلا به شیزوفرنی
نسبت به تنش های خانوادگی ، که ممکن است سبب بروز برهه هایی از بیماری آنان گردد، حساس می باشند.

فشار های عصبی

به خوبی به اثبات رسیده که وقایع و اتفاقات استرس زای زندگی اغلب سبب بروز بیماری شیزوفرنی می گردد.این استرس ها در صورت
آسیب پذیر بودن فرد سبب تسریع شدن بیماری می گردد.
افراد مبتلا به شیزوفرنی اغلب مضطرب، تند مزاج شده و توانایی تمرکز را قبل از بروز هرنوع عوارض آشکار از دست می دهند. این مورد
سبب بروز مشکلاتی در سر کار و یا هنگام تحصیل آنان شده و سبب کاهش روابط آنان می گردد. اغلب این عوامل را سبب و علت بروز
بیماری دانسته و مورد نکوهش قرار می دهند؛ در حالیکه خود بیماری سبب بروز این وقایع استرس آور گردیده است.در نتیجه نمی توان
متوجه شد که آیا استرس سبب بروز شیزوفرنی است و یاشیزوفرنی سبب بروز فشار های عصبی می باشد.

مصرف مشروبات الکلی و سایر مواد مخدرمضر
خصوصا حشیش و آمفی تامین ممکن است سبب تحریک جنون در افرادی که نسبت به بیماری شیزوفرنی آسیب پذیر هستند، گردد. در حالیکه
استفاده از مواد مخدر سبب ایجاد شیزوفرنی نمی شود، ولی شدیدا سبب برگشت و عود کردن بیماری می گردد.

افراد مبتلا به شیزوفرنی بیش تر از مردم معمولی در معرض استفاده از مشروبات الکلی و سایر مواد مخدر قرار دارند، و این مورد سبب
ایجاداختلال در امر معالجه می گردد.میزان قابل توجهی از مبتلایان به شیزوفرنی سیگار می کشند، و این منجر به ضعف سلامت جسمانی
آنان می شود.

چه در مان هایی موجود می باشد?

موثرترین روش های درمانی برای شیزوفرنی شامل دارو، روان درمانی و حمایت های همراه با کنترل تاُثیرات آن بر روی زندگی روزمره
است. آموزش در مورد بیماری و فرا گرفتن روش های پاسخگویی موثر به علایم هشداردهنده ی اولیه یک دوره از بیماری مهم می باشد.

پیشرفت دارو های ضد جنون سبب بروز تحولی در درمان شیزوفرنی گردید. هم اکنون؛ اکثر افراد مبتلا به جای بستری شدن در بیمارستان
می توانند در بین مردم ودر جامعه زندگی نمایند. گروهی از مردم هیچگاه در بیمارستان بستری نشده ومراقبتهای پزشکی کلا برای آنان در
جامعه ارایه می گردد.
دارو ها از طریق اصلاح عدم تعادل مواد شیمیایی موجود در مغزکه از عوارض بیماری می باشد، عمل می نمایند.دارو های جدید، وبه خوبی
امتحان شده سبب بهبودی کامل تر به همراه عوارض جانبی کم تر می گردد.
حمایت از جانب دوستان و همکاران نیز می تواند یک منبع پرارزش حمایتی ، اطلاعات مفید و امید باشد.
بعضی اوقات؛ روش های درمانی خاص مستقیمامی تواند در جهت رفع عوارضی مانند اوهامات، مفید واقع گردد. مشکلات سلامت جسمانی
نیز احتیاج به بررسی دارند.
خدمات توان بخشی ناتوانی های روحی و حمایت در جهت حل مشکلات مربوط به کار، مسایل مالی، مسکن، روابط اجتماعی و تنهایی می
تواند کمک نماید.
اغلب، ممکن است که خویشاوندان و دوستان افراد مبتلا به شیزوفرنی احساس گیجی و پریشانی نمایند. حمایت و آموزش به همراه درک و فهم
اجتماع، بخش مهمی از درمان را شامل می شود.

کشف یک تغییر ژنتیکی عامل ابتلا به شیزوفرنی


پژوهشگران ایتالیایی و آمریکایی ژنی را کشف کردند که همانند یک مجسمه ساز مولکولی با تغییر ساختار بعضی از فضاهای مغز در بروز بیماری شیزوفرنی مداخله می کند.
به گزارش مهر، محققان موسسه ملی سلامت روحی در مریلند و دانشگاه باری در ایتالیا امیدوارند این کشف بتواند در تولید داروهای جدیدی که در درمان بیماری شیزوفرنی مورد استفاده قرار می گیرند مفید باشد.
این دانشمندان بر روی هزار و 100 بیمار شیزوفرنیک و هزار و 700 فرد سالم، گونه های مختلف ژنی که کانال پتاسیم را تولید می کند را آزمایش کردند.
تاکنون تنها یک پروتئین شناسایی شده بود که توسط این ژن رمزگذاری می شود. این ژن در مغز و در قلب قرار دارد. این دانشمندان که نتایج یافته های خود را در مجله نیچر پزشکی منتشر کرده است، گونه پروتئینی جدیدی را شناسایی کردند که توسط این ژن رمزگذاری می شود. این گونه جدید دو درصد خطر توسعه شیزوفرنی را افزایش می دهد.
به منظور درک بهتر نقش این گونه ژنتیکی، این محققان از طریق رزونانس مغناطیسی مغز افراد متاثر از شیزوفرنی و مغز افراد سالم را مورد بررسی قرار دادند. از تصاویری که به دست آمد دانشمندان دریافتند که افزایش این گونه از ژن تولیدکننده کانالهای پتاسیم می تواند در ساختار مغز تغییر ایجاد کند و به خصوص منجر به کاهش حجم هیپوتالاموس و کورتکس جلوپیشانی شود.
همچنین این گونه ژنتیکی می تواند در سطح فعالیتهای نورونها نیز اثر بگذارد به طوری که در بیماران شیزوفرنیک این تغییر ژنتیکی منجر به سخت شدگی نورونی می شود.
نشانه های بروز شیزوفرنی

در دومین ستون هوای تازه، شیزوفرنی را به عنوان یکی از رایج ترین بیماری های روحی معرفی و ریشه های ایجاد اختلال شخصیتی ناشی از بروز این ناراحتی و عارضه را بررسی کردیم. اما اینکه برخورد با یک بیمار مبتلابه سوءظن یا شیزوفرنی باید چگونه صورت بگیرد تا میزان آسیب هایی که به خانواده و اجتماع می رسد، در حداقل میزان ممکن بماند، یک بحث مفصل و جداگانه است و نیاز دارد تا به شکلی دقیق و علمی مورد توجه قرار بگیرد. در این رابطه، لازم است پنج واقعیت مهم در مورد Schizophrenia را بدانیم و آنها را با دقت مطالعه کنیم:

1- شیزوفرنی به دلیل ضعف در تربیت فرزندان، ناراحتی ها و مشکلات روحی دوران کودکی، فقر، خیابان خوابی یا مواردی از این دست ایجاد نمی شود.

2- شیزوفرنی یک بیماری مسری نیست و هیچ وقت از یک مبتلابه فرد سالم سرایت نمی کند.

3- به رغم اینکه افراد مبتلابه شیزوفرنی، معمولاً صداهایی در گوش خود می شنوند، اما این بیماری با چندشخصیتی یا بیماری های مشابه بسیار تفاوت دارد.

4-ابتلابه شیزوفرنی، ناشی از کم کاری یا تقصیر یک فرد نیست. یک نارسایی و ناکارآمدی مغزی است که از ترکیب عوامل بیولوژیک و ژنتیک با هم ایجاد می شود و توسط عوامل استرس زای محیطی، تشدید می شوند.

5- افراد مبتلابه این بیماری شدیداً در معرض خودکشی قرار دارند. تا جایی که 50 درصد آنها معمولاً دست به این اقدام می زنند و 10 تا 13 درصد آنها نیز تصمیم شان را عملی می کنند و موفق می شوند. هرگونه تهدیدی در این باره از سوی آنان باید جدی گرفته شود.

وقتی شیزوفرنی صدر اخبار را به خودش اختصاص می دهد یعنی یک اتفاق ترسناک اجتماعی و یک بزهکاری جنایت آمیز اتفاق افتاده تا جایی که مردم تصور می کنند بیماران مبتلابه شیزوفرنی، خطرناک و غیرقابل مهار هستند. اما چنین اتفاقاتی، تنها شامل گروه کوچکی از مبتلایان به شیزوفرنی می شود. بر اساس آمارهایی که انجمن شیزوفرنی بریتانیا ارائه داده، در بخش های لاتین انگلیس، 40 هزار نفر به این بیماری مبتلاهستند در حالی که آمار برای کانادایی ها به یک بیمار در هر 100 نفر می رسد. اما این بیماری با وجود گستردگی فراوان، بد تعبیرشده ترین بیماری فعلی در این کشور است.

مطالعاتی که در سال 2005 انجام شد، نشان می دهد که از هر 10 بریتانیایی، 4 نفر تعریف درستی از این بیماری ندارد و اصلاً آن را به درستی نمی شناسد و با اختلال چندشخصیتی اشتباه می گیرد که یک عارضه روحی کم رواج تر است. بسیاری از شهروندان انگلیسی، علائم بروز این بیماری را نمی دانند یا حداقل مطلع نیستند که سوءظن، یک بیماری جدی روحی است که به دلیل عمل نکردن شیمیایی بخشی از مغز ایجاد می شود. در واقع افرادی که با این بیماران از نزدیک سروکار ندارند، معمولاً آنها را با معتادان یا خیابان خواب ها اشتباه می گیرند چرا که دلیلی برای حرف زدن با افراد خیالی یا حرکات پارانوئیدی آنها نمی یابند.

اما این سوءتعبیرها از نبودن آموزش عمومی و وجود شکاف های فراوان در آموزش پزشکی در جامعه حکایت می کند. پیچیدگی های ساختاری این بیماری باعث شده تا کمتر بتوان دلایل بروزش را پیش بینی یا ریشه یابی کرد اما روا ن پزشکان و محققان در حال حاضر عوامل ژنتیکی را موثرترین عامل در ایجاد شیزوفرنی می دانند. هر کدام از میلیاردها سلولی که در مغز هست، شعبه هایی دارد که کار انتقال پیام های عصبی بین این سلول ها با سایر سلول ها را برعهده دارد. این سلول ها ماده یی به نام نوروترانسمیتر آزاد می کنند که پیام ها را بین چند سلول جابه جا می کند. پژوهشگران معتقدند که شیزوفرنی، این عمل انتقال پیام ها و ارتباطات بین سلول ها را مختل می کند. ادراکات و پیام های بصری و شهودی، از مسیرهای اشتباهی انتقال داده می شوند، در انتهای یک سلول مقصد اشتباه جمع و متراکم می شوند و در نهایت به اختلال در تفکر و نارسایی در تکلم منجر می شوند.

افرادی که مبتلابه این بیماری می شوند، همواره احساس نگرانی و ناراحتی دارند، توانایی برای استراحت کردن و خواب را از دست می دهند و نمی توانند از هیچ مساله یی احساس لذت کنند. البته تاثیر بیماری بر هر شخص، تقریباً متفاوت است اما به شکلی مشابه، در اکثر مبتلایان به شیزوفرنی، افراد صداهایی را در گوش خود می شنوند و برخی دیگر نیز تصاویری خیالی و محو از واقعیت را تصور می کنند که برای لحظاتی ممکن است برای شان جذاب یا در عین حال بسیار ترسناک باشد.

با توجه به آمارهای ارائه شده توسط انجمن شیزوفرنی کانادا، شانس بازگشت و بهبودی برای این بیماران در صورت استفاده مداوم از دارو و البته به کار نبردن سایر روش های درمانی در طول دو سال، کمتر از 45 درصد است. اما همراه کردن مصرف دارو با سایر عوامل مانند آموزش و گفتاردرمانی می تواند سرعت بهبودی را افزایش دهد. اما استفاده نکردن از دارو، می تواند همین میزان سرعت را به اندازه 80 درصد کاهش دهد و به تاخیر در بهبودی بینجامد.

کلید راهگشا برای بهبودی و کمک به درمان، شناخت عوامل و نشانه های موثر در بروز بیماری و اتخاذ روش هایی جهت افزایش سرعت در بهبودی و معالجه است. البته در نوعی خاص از بیماران، ممکن است فرآیند استفاده از دارو و گفتار-رفتاردرمانی- تا سال های سال طول بکشد و حتی هیچ وقت پایان نیابد. در چنین مواردی، قطع استفاده از دارو یا کنار گذاشتن درمان به هر شکلی، می تواند منجر به صدمات جبران ناپذیری شود. در شماره های آینده به راه های عملی مقابله با این بیماری می پردازیم.
كشف روش جدید درمان شیزوفرنی

به گزارش شبكه خبر به نقل از روزنامه اینترنتی روسی لنتا؛ دانشمندان استرالیایی با تحقیق روی 102 زن بیمار بین 15 تا 50 سال به این نتیجه مهم دست یافته اند.

بنا به این گزارش پیش از این كارشناسان تصور می كردند هورمون جنسی استروژن انسان را در برابر شیزوفرنی ایمن می كند و افزایش تعداد موارد ابتلا به این بیماری در زنان یائسه و كاهش مواد ابتلا به آن در دوران بارداری یعنی در زمان اوج ترشح هورمون استروژن این تصور را تایید می كرد.

اماجایاشری كارلكارنی و همكاران وی از دانشگاه موناشای استرالیا طی تحقیقاتی كه روی دو گروه از زنان مبتلا به شیزوفرنی انجام شد به مدت 28 روز به گروه اول تركیبی از داروهای معمولی ضد افسردگی و هورمون استروژن خوراندند و به گروه دوم تنها داروهای معموی دادند و در نهایت متوجه شدند كه نشانه های بیماری در گروه اول در حد قابل توجهی كاهش یافته است.

محققان اعتراف كرده اند كه هنوز نمی دانند این هورمون چه تاثیری بر روند بهبود بیماری دارد ولی تصور می كنند كه بیشترین نقش آن به تقویت جریان خود در مغز و تغییر متابولیسم گلوكز مربوط می شود و به هرحال روش جدید كه بسیار امیدواركننده است تحقیقات بیشتری را می طلبد.

بر اساس آمار موجود یك و یك دهم درصد افراد بالای 18 سال كره زمین از بیماری شیزوفرنی رنج می برند.








نظرات() 


محسن
شنبه 16 فروردین 1393 10:04 ق.ظ
با عرض سلام و تبریک به مناسبت سال جدید به خدمت شما،همچنین ازتون تشکر میکنم که این سایت را ایجاد نمودید تا همه ما مسائل زیادی را بیاموزیم و دانشتون را به ما انتقال میدهید. اگه براتون امکان دارد در مورد وابستگی متقابل کمی توضیح بدهید.چون اینجانب با وابستگی فوق العاده مشکل دارم و فکرمیکنم دیگردوستان هم همین مشکل را دارند . راه خلاصی از آن را می خواهم بدانم. با تشکر فراوان
N.D
پنجشنبه 14 فروردین 1393 04:36 ب.ظ
با سلام!
شخصی رو می شناسم که فردی خیالی برای خودش ساخته و گاهی فکر می کنه اون فرد خودشه
این بیماری شیزوفرنی هست یاچه بیماری دیگه ای ممکنه باشه؟
schizophrenia
چهارشنبه 16 بهمن 1392 12:40 ق.ظ
سلام
میشه اسکیزوفرنی رو بدون استفاده از دارو درمان کرد؟؟؟
علی
یکشنبه 29 دی 1392 11:43 ق.ظ
سلام
یک چندوقتی میشه که مادربزرگ من داره یک صداهایی میشنوه که یکی یه چیزی میگه در ضمن بیماری دیابت دارن و انسولین تزریق میکنن سن ایشونم 90سال است
نرگس
دوشنبه 23 دی 1392 04:46 ب.ظ
با سلام من هر از گاهی به یک موضوع خاص بسیار علاقمند می شوم و با یک وسواس عجیبی و درگیری ذهن به صورت شبانه روز به آن مساله می پردازم بعد از مدتی به آن موضوع کاملا مسلط می شوم مثلا به فقه علاقمند می شوم و تمام شبانه روز به آن فکر می کنم(دست خودم نیست) تمام کتاب های در این زمینه را مطالعه می کنم بعد از گذشت چند ماه اطرافیان از میزان آگاهی من به این شگفت زده می شوند یا مثلا به اطلاعات فیلمها به شدت علاقمند می شوم و الان بانک اطلاعات جامعی از آن ها را ذهن دارم اما هیچوقت دچار توهم و هذیان نشده ام . هنگام درگیری ذهنم به یک مساله خاص مغزم مانند موتور خارج از کنترل کار می کنه از شدت داغ شدن انگار که می خواد بترکه مشکل من چیست؟
دوشنبه 9 دی 1392 01:13 ق.ظ
سلام
میخواستم بگم قرص اولانزپین برای درمان شیزوفرنی بسیار مناسب و من خودم مصرف کردم کمترین عوارض رو برای من داشته
سمیه
شنبه 23 آذر 1392 08:23 ق.ظ
باسلام می خواستم بدونم افرادی که به طور عام دیوانه مورد خطاب قرار می گیرند مبتلا به شیزوفرنی هستند؟
سمیه
شنبه 23 آذر 1392 08:13 ق.ظ
hmr
دوشنبه 27 آبان 1392 04:03 ب.ظ
سلام، یک سوال: اشخاصی که به این مریضی دچار هستن ممکن است دست به خودکشی یا کشتن عزیزانشان بزنند؟
یهنام
شنبه 25 آبان 1392 01:45 ب.ظ
وای سلام کف کردم این سایتو دیدم
من 32 سالمه از حدودا 10 سال پیش بظاهر شیزوفرنی داشتمو خودم خبر نداشتمو اسمشو نمیدونست چیه.
خیلی عادی دارم کارای روزمره مو میکنم یهو بدنم گر میگیره صورتم مثل لبو قرمز میشه شر شر عرق میزیرم ، صحنه هایی که آدم تو خواب میبینه رو تو بیداری میبینم ، صدا میشنوم ، تو اون حالت هنگه هنگم وقتی باهام حرف میزنن هیچی از حرف کسی متوجه نمیشم ، نه میتونم چیزی بخونم نه چیزی بنویسم نه حتی میتونم حرف بزنم ، یبار اینجوری شدم بردنم بیمارستان میلاد همونجا گم شدم ، بی نهایت وحشتناکه ، تو اون لحظه تنها چیزی که به زبونم میاد حلالم کنیده ، کرکو پر آدم میریزه از ترس ، دکترم رفتم اما داروهاشون هیج افاقه ای نکرده ، از یه روحانیه عالم پرسیدن گفت لزوما برای همه این بیماری نیست و ممکنه چیزی باشه که حواس برزخیت دریافت میکنه

از اون موقع به بعد علاقمند شدم به این حالت اما وقتی بهم دست میده هنوز که هنوزه میترسم ، خدایی وحشتناکه

کسی هست تجربه اضافه ای داشته باشه

بو که فتو فراوون میشنوم

باور کنین خیالات نیست ، وقتی صدا میشنوم واقعا میشنوم ، واقعا این صحنه ها دیده میشه
مهسا
سه شنبه 14 آبان 1392 08:02 ب.ظ
انقدراین مسائلی که مطرح شده ب واقعیتهای زندگی های روزمره همه مانزدیکه الان منی که بصورت اتفاقی این مطالب رو خوندم شک کردم شیزوفرنی دارم یا ن؟!!!
..
پنجشنبه 9 آبان 1392 12:39 ق.ظ
سلام

اول از همه ، بابت مقاله ی جامع و بسیار عالی تون تشکر می کنم. خیلی کمک کرد.

بنده یه سوالی داشتم ، حالا شاید تو پست ذکر کرده بودید و بی توجهی از من بوده ، بگذریم!

من حدودا چهارده سالمه. مادرم شیزوفرنی داره و احتمال هم میدم که قبل از ازدواج، از مواد مخدر (مثل سیگار) استفاده میکرده. از اون جایی که شیزوفرنی ارثی هست، و من این علائم رو در خودم میبینم، برام سوال شده بود که این بیماری میتونه به طور کامل درمان بشه؟ یا اگر هم به طور کامل درمان نشد، تا چه حدی میتونه مانع پیشرفت و تحصیل باشه؟ داروهایی که مخصوص این بیماری هستن، برای افرادی تو سن من ، مضر نیستن؟

البته فکر میکنم من به طور کامل مبتلا به این بیماری هستم . علائم این بیماری تا جایی که یادم میاد ، از حدود 5 - 6 سالگی با من بوده! :| علائمی مثل شنیدن صدا و یا دیدن تصاویر رو نداشتم ، ولی عموما زیاد توی تخیلاتم سیر میکنم ، کتاب هم زیاد میخونم که باعث میشه همیشه سرم تو کتاب یا اینترنت باشه و روابط اجتماعیم داغون! بعضی مواقع زیاد بد بین می شم و رابطه م با مادرم اصلا خوب نیست. برام هم اهمیتی نداره. نسبت به خیلی چیزا بی تفاوتم که میدونم زیاد جالب نیست. بعضی مواقع هم درمورد خیلی چیزا وسواسی میشم. چیزای خیلی بی ارزش!

سرتون رو درد آوردم ، ولی اگه میشه ، این ابهامات بنده رو برطرف کنید.
ممنون
سه شنبه 7 آبان 1392 01:39 ق.ظ
باران
یکشنبه 7 مهر 1392 12:51 ب.ظ
با سلام. خواهرم 14 سالشه. دو روزه مرتب هذیون میگه پیش روانپزشك رفتیم دارو تجویز كرد ولی اسم بیماری رو نگفت ممكنه شیزوفرنی باشه؟
آشنا
شنبه 6 مهر 1392 12:51 ق.ظ
تو رو خدا راهنماییم کنید:با یکی دارم آشنایی قبل از ازدواج رو طی میکنم،در طی این مدت فهمیدم خیلی به خیالات و توهمات خودش اهمیت میده:با شخصیتهای خیالیش حرف میزنه،دعوا میکنه،و میگه برام گاهی سخته تشخیص توهماتم از واقعیت.میخوام بدونم این شخص اسکیزوفرنی داره؟میشه با این شخص ازدواج کرد؟
الناز
شنبه 6 مهر 1392 12:48 ق.ظ
با یکی دارم آشنایی قبل از ازدواج رو طی میکنم،در طی این مدت فهمیدم خیلی به خیالات و توهمات خودش اهمیت میده:با شخصیتهای خیالیش حرف میزنه،دعوا میکنه،و میگه برام گاهی سخته تشخیص توهماتم از واقعیت.میخوام بدونم این شخص اسکیزوفرنی داره؟میشه با این شخص ازدواج کرد؟
d
جمعه 29 شهریور 1392 08:51 ب.ظ
با سلام آیا شیزوفرنی و آلزایمر را می توان از هم تشخیص داد
احمد
شنبه 23 شهریور 1392 11:13 ب.ظ
سلام من بت خود حرف میزنم وتا حالا هرچه دارو مصرف کردم 12 عدد شوک گرفتم ولی اثر نکرده الان هم چند ماه است که کلوزاپین مصرف میکنم ولی بهبودی حاصل نشده تو را خدا یکی مرا راهنمایی کنه خسته شدم
nil
چهارشنبه 13 شهریور 1392 10:19 ب.ظ
سلام
یه سوال دارم
چند مدت پیش که کاملا احساس شادی و خوشبختی میکرذم با یه اتفاق همه چی یهو خراب شد !
یعد از اون دیگ نتونستم به خودم بیام شدیدا گوشه گیر شدم . شادی بقیه واسم مهم نیس تو جاهایی ک آدما زیادی هستن نمیرم .
با وجود اینکه احتمال درست شدنش خیلی کمه اما واس خودم رویا میسازم ک همه چی درسته و بعدش عصبانی میشم ک اینقد احمقم.
همش فال حافظ میگیرم اما جدیدا میترسم نکنه جوابش چیزه دیگه ای بشه !!!!!
از همه میترسم . چند دقیقه شادم بعدش شدیدا گریه میکنم . سر هر چیزی بهونه میگیرم تمرکزم کم شده هر ثانیه به اون اتفاق فکر میکنم.
آدم فوق العاده شاد ، شیطون و پر انرژی بودم اما الان فقط با توهماتم زندگی میکنم و بعد از چند ماه اصلا واسم عادی نشده !!!
لطفا ی راهنمایی کنید
رهگذر
یکشنبه 3 شهریور 1392 08:40 ب.ظ
سلام.وقتتون بخیر.
من یه کسی رو میشناسم که به طور ناگهانی عصبی میشه،بدون دلیل می خنده،به سمت ادما حمله می کنه و دوباره به طور ناگهانی اروم میشه،حدود 30 سالشه و سالها پیش شاهد مرگ مادرش بوده،اون اتفاق می تونه باعث ایجاد همچین بیماری در فردی بشه ؟ اسم این بیماری که اون بهش مبتلاست چیه ؟ شیزوفرنیه ؟راه درمانش چیه ؟اون قبول نمی کنه که بیماره و متقاعد نمیشه به دکتر مراجعه کنه .... کمکم کنید.
پاسخ نیلوفر باوفا : با درود بدون وقف وقت حتما به پزشک مراجعه دهید به هر صورت که شده است. با قطعیت نمی توان تشخیص داد اما اتفاقات ذکر شده هم میتواند موثر باشد هرچه سریعتر به روانپزشک مراجعه شود.
تارا
یکشنبه 20 مرداد 1392 03:21 ب.ظ
باسلام همسربنده مردی 62 ساله بسیارفهیم وهوشیار بعداز 3ماه که با درد زانو وراه نرفتن شروع شدالان بمدت یک ماه است که زانو وراه رفتن خوب شده ولی میگوید یک استاد دارد مشکلات مرا حل میکن عفونت های قدیمی گه دربدن من است دارئ ازبین میبرد به من کاری نداشته بشید تا استادم درمان مرا تمام کند درغیراینصورت عفونت ها در بدنم میمامند وباعث مرگ من خواهد شد ضمنا ریاضیات وهمه چیز را خوب مثل گذشته بلد است جدول راهم بخوبی حل میکند راهنمایی ام کنید
پنجشنبه 20 تیر 1392 07:48 ب.ظ
سلام ممنون از راهنماییتون؛ یعنی به نظر شما شیزوفرنیه؟
پاسخ نیلوفر باوفا : درود خیر نیست.
پنجشنبه 20 تیر 1392 12:13 ب.ظ
سلام خواهش میكنم منو راهنمایی كنید؛
من 26 ساله ام و چند ساله كه این مشکلاتو دارم: تنهایی و از خونواده دور بودن برام وحشتناکه همش حس میكنم حالم بد شه چیكار كنم دچار حمله اضطرابی میشم البته اینا فقط تو درونم اتفاق میفته و تا الان اطرافیان متوجه این قضیه نشدن؛ الان حیلی منزوی شدم طوری كه تنهایی رفتن به شهر دیگه كه فقط ٥٠ کیلومتر فاصله داره برام مشكله و اگه برم هم با کلی اصطراب؛ نمی تونم برم سركار همش میترسم برمو همین حالتا برام پیش بیاد چیكار كنم؛ همش می ترسم اتفاق بدی برای پدر یا مادرم بیفته و یكیشونو ازدست بدم؛ بعضی وقتا نمیتونم فكرمو كنترل كنم و یه فکری تو ذهنم میاد و تا حند زوز اذیتم میكنه بعد دیگه عادی میشه؛ بعضی وقتا نمیتونم احساسمو كنترل كنم زود عاشق میشم و كلی در این مورد خیالبافی میكنم؛ ی دوره ای فكرمیكردم بدترین چیری كه ممكنه برام پیش بیاد اینه كه دچار توهم بشم نمیدونم تأثیر همین فكرم بود یا نه كه یه مدت احساس میكردم كه ممكنه از پشت لمس بشم البته میدونستم چیزی وجود نداره فقط این احساسش منو اذیت میكرد؛ در مورد حرف زدن با خود هم تا جایی كه یادمه من همیشه با خودم حرف میزدم البته اینطور نیست كه كسی رو به وصوح ببینم جلوم یا صداشو بشنوم؛ فقط قبل اینكه تو یه موقعیت حاص بگیرم یا موقعیتی كه دوسبت دارم برام پیش بیاد ممکنم هست اصلن پیش نیاد یا موقعیتی كه پشت سر گذاشتم و از صخبت كردن خودم تو اون موقعیت راضی نبودم دوباره برا خودم اونو بازسازی میكنم نمیدونم اینم توهمه؟ بعصی وقتا میترسم یه سری اتفاقایی كه ادم تو جامعه میشنوه و اتفاقای خوبی نیستن برامنم پیش بیاد؛ البته گاهی یه سری بدگمانیهایی هم دارم كه البته اینطوری نیست كه فكر کنم دارن دنبالم میكنن یا میخان بكشنم یا دارن برام توطیه میكنن نه؛ شاید به خاطر این باشه که از یه سری اتفاقایی همیشه وحشت داشتم كه از طرف اطرافیانم برا منم بیفته همین باعث بدگمانیم میشه و اینكه سعی میكنم خودمو تو موقعیپایی قرار ندم كه همچین اتفاقایی برام پیش بیاد؛
miq
پاسخ نیلوفر باوفا : درود بر شما دوست گرامی اولین کاری که باید انجام بدید باید به یک روانپزشک مراجعه نمایید سپس دارو هایی که تجویز میکند مرتب مصرف کنید و همزمان به جلسات مشاوره با یک روانشناس بالینی مراجعه کنید نگران نباشید قابل درمان است. به امید سلامتی جسمی و روحی شما
بس
سه شنبه 4 تیر 1392 11:37 ق.ظ
خواهش میکنم جواب مرابدهیدایادرمان جدیدی درایران یاخارج ازکشوروجودداردواقعادارم اذیت میشم تنهاشمامیتوانیدمشکل مراحل کنیدالان منتظرجوابتان هستم
پاسخ نیلوفر باوفا : درود بر شما اگر این بیماری به حدی باشد که شما را اذیت کند طی یک دوره شک الکتریکی بهبودی نسبی ایجاد خواهد شد. نگران نباشید اگر شما بخواهید هیچ بیماری بر شما اثر گذار نخواهد بود.
سیما ابراهیمی
شنبه 1 تیر 1392 03:07 ب.ظ
با سلام وتشکر از شما
برادر شخصی که قرار است با او ازدواج کنم دچار بیماری شیزوفرنیست>چند درصد احتمال دارد که فرزندان ما در آینده دچار چنین مشکلی شوند
پاسخ نیلوفر باوفا : با درود این فرضیه که از راه وراثت انتقال یابد زیاد در جریان است اما نمیشه گفت حتما خواهد داشت نه این هم تا بعد ها معلوم نخواهد شد.
فرزند
پنجشنبه 30 خرداد 1392 05:05 ب.ظ
سلام من مادرم شیزوفرنی دارد اما خودش قبول نمی کنه و نمیاد که به روانپزشک مراجعه کنیم یه مدت با همسا یه ها دعوا می کرد شب تا صبح نمی خوابید می گفت می خوان ما رو بکشن این یکی از توهماتش است.
لطفا بگید چگونه راضیش کنم بریم دکتر؟
پاسخ نیلوفر باوفا : باید سریعا به پزشک ارجاع دهید . اگر راضی نمیشود پزشک را به خانه بیاورید.
ت.ر.
سه شنبه 21 خرداد 1392 10:21 ب.ظ
سلام. من یه دختره 15 ساله ام. راستش من به نظرم از نظر روانی سالمم یا اقلا بودم ولی بعد از حرف یکی از دوستام که اصرار داشت من دچار اسکیزوفرنی شدم و حالاتی که طی چند سال گذشته برام پیش اومده دیگه خیلی از این بابت اطمینان ندارم.به نظر شما اینا نرماله؟: وقتایی که باید ناراحت باشم میخندم مخصوصا وقتایی که همه ناراحتند و حتی دارن گریه میکنن! صداهایی هم میشنوم ولی قبلا فکر میکردم افکارم هستن ولی تازگیها باهش صحبت میکنم انگاریکه...یه ادمه دیگه اس و نظراتش با من فرق داره. معمولا صحبتامون به نتیجه نمیرسه چون همیشه صداهای دیگه حتی با زبان های مختلف قطعش میکنن. دیگه واقعا نمیدونم صدا ها افکارمن یا نه. یه وقتایی فکر می کنم یکی صدام میزنه. تمرکزم اومده پایین و اخیرا خیلی به سختی درس میخوندم چون حافظه ام هم ضعیف تر شده. بیشتر اوقات عصبیم و با زخمی کردن خودم اروم میشم از طرفی بعد از این عصبانیت ها خیلی احساس خوشحالی میکنم. همین الان کلید "ح" را پیدا نمیکردم چون اصلا نمیدیدمش در حالیکه "چ" و "ج" را میدیدم. یا مثلا دیروز که داشتم از کنار حوض رد میشدم یه لحظه فکر کردم فواره اش یه طنابه که یه پسره داره ازش بالا میره وقتی به مامانم گفتم گفت زیادی داستان تخیلی میخونم. همه چی حوصلمو سر میبره برا همینم هیچ کاری رو نمیتونم تموم کنم.بعضی وقتا هم عین احمقا بیخودی خندم میگیره یه وقتایی هم بدون دلیل گریه ام میگیره . یه روزایی اصلا نمیتونم جلوی افکارمو بگیرم اینه که خیلی کلافه مشم چون هیچ کدوم از افکارم به هم ربطی نداره حتی بعضی وقتا صدای افکارم نامفهومه. وقتایی که تنهام با خودم صحبت میکنم و هر چی تو مخم میگذره رو به زبون میارم البته از این کار خیلی هم لذت میبرم چون انگار دارم خودمو میشناسم. دستخطم هم تغییر کرده و در حال حاضر هر صفحه ی دفترم یه جور نوشتم.اشتهای چندانی ندارم و احساس میکنم انگار با غذا خوردن دارم مرتکب جرم میشم درباره ی خوابیدن هم همین احساسو دارم. البته در حال حاضر به خاطر کارنامه استرس زیادی دارم ولی این حالت هارو چند ساله که دارم ولی الان فقط شدتش بیشتر شده. وقتایی که یه بسته ی قرص میبینم انگار یکی بهم میگه یه چندتاشو بخورم. خواهش میکنم شما کمکم کنین بفهمم چه بلایی داره سرم میاد؟!
پاسخ نیلوفر باوفا : با درود دوست گرامی با توجه به گفته های شما نظر قطعی داده نمی شود اما باید بدانید هر توهمی چه دیداری چه شنیداری دلیل بر اسکیزوفرنی نمی باشد احتمالا استرس زیاد یا افسردگی نا خواسته ای که طی چند سال در وجودت ریشه دوانده است میتواند دلیل بر این حالات شما باشد. نظر قطعی نیست چون باید سوال هایی پرسیده و جواب شما بررسی شود به این دلیل هرچه سریع تر به یک روانپزشک مراجعه نموده و طبق دستور پزشک مربوطه رفتار کنید . به امید سلامتی
کیانوش
چهارشنبه 1 خرداد 1392 12:49 ب.ظ
سلام و واقعا" بابت مطالب خوبتون ممنون هستم ...
نامزد من این بیماری رو داره و تازه یک هفته است که صداهایی رو میشنوه ...حتی اگر بدترین بیماری روی زمین رو داشته باشه هم من به زندگی باهاش ادامه میدم...ولی سوال من اینه که آیا این بیماری به طور کامل درمان خواهد شد؟؟
بعد از یک هفته ، امروز وقت ملاقات با یک روانپزشک رو داریم

لطفا" راهنمایی کنید
کیانوش
چهارشنبه 1 خرداد 1392 12:28 ب.ظ
سلام و واقعا" بابت مطالب خوبتون ممنون هستم ...
نامزد من این بیماری رو داره و تازه یک هفته است که صداهایی رو میشنوه ...حتی اگر بدترین بیماری روی زمین رو داشته باشه هم من به زندگی باهاش ادامه میدم...ولی سوال من اینه که آیا این بیماری به طور کامل درمان خواهد شد؟؟
بعد از یک هفته ، امروز وقت ملاقات با یک روانپزشک رو داریم

لطفا" راهنمایی کنید
پاسخ نیلوفر باوفا : درود بر شما دوست گرامی نه باید حتما معاینات کامل توسط روانپزشک صورت بگیره چون هر توهمی چه شنوایی چه بینایی نمیتونه اسکیزو فرنی باشه امیدوارم که سلامتی رو بدست بیارن . و در جواب سوالتون این بیماری مقداری به سختی درمان میشه و نقش اطرافیان واقعا موثر است اما نیاز به بستری هم برای کنترل بیماری در اکثر موارد وجود دارد.
بازم محسنم
جمعه 27 اردیبهشت 1392 05:29 ب.ظ
خسته نباشید
گفتم یکم بخندید جو عوض بشه
موقعه خواب بعضا احساس می کنم که دارم سقوط می کنم در آن حال به خودم میام و می بینم رو تختم هستم. بدنم یه تکون خیلی شدیدی می خوره.
اگه راه نماییم کنین ممنون میشم.

برای سلامتی همه بیماران مخصوصا سارا خانم ،صلوات.
پاسخ نیلوفر باوفا : درود بی پایان دوست عزیز اگر سیگار مصرف میکنید که باید هرچه سریعتر ترک کنید چون عامل شدت این علائم سیگار میتونه باشه دوم دارو های آرام بخش موثر هست سوم نباید عصبی بشید. با ارزوی سلامتی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox