تبلیغات
روانپزشکی روانشناسی - خودکشی
 

خودکشی

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
جمعه 7 مرداد 1390-09:38 ق.ظ

 ارسطو می گوید: خود كشی عملی است که به وسیله شخص برای معدوم ساختن خودش انجام گرفته باشد، درحالیکه این عمل به معنی فداکاری نمی باشد، یعنی فرد برای قربانی شدن[1] به انتحاردست نمی زند. (اسلامی نسب، 1371). واژه خودکشی در برگیرنده ی هر نوع مرگی است که نتیجه ی مستقیم یا غیر مستقیم عمل مثبت یا منفی شخص قربانی باشد و قربانی نیز پیشاپیش از نتیجه عملش آگاه باشد.(دورکهیم، 1858) اشنایدمن در کتاب مرگهای انسان، خودکشی را چنین تعریف کرده:"هر نوع مرگ خود آورده که در آن شخص تلاشی عمدی، آگاهانه و مستقیم برای پایان دادن به زندگی اش انجام می دهد. (کامر، 1999) داگلاس (Douglas) در تعریف خودکشی 6 نکته را حائز اهمیت می داند: (شیخ مونسی، 1381) 1-    جدیت عمل 2-    عملی که به مرگ منجر شود 3-    خواست خود نسخیریی 4-    فقدان اراده 5-    انگیزه مردن 6-    آگاهی از پتانسیل عمل  با توجه به تعریف دیگری که سازمان بهداشت جهانی (who) در مورد خودکشی ارائه داده است. خودکشی را به عنوان عمل خاتمه دادن عمدی، آگاهانه و ارادی به زندگی خویش می داند، به عبارت دیگر خودکشی می تواند به عنوان: 1-    عملی با پیامدهای مرگ آور 2-    فعلی عمدی که به دست خرد شروع را انجام می شود. 3-    عملی که فرد از آن آگاه پیامد مهلک آن را دارد تعریف می شود. (1993, who)  موارد مهم بالینی بطور نمادین بیماری ذهنی محسوب می شوند. همچون عقاید، باورهای نادرست درباره ی زندگی، کشاکشهای عاطفی و شکست در مهارتهای تقلیدی. در DSM.IV.R خودکشی بیماری ذهنی محسوب نمی شود اما در عین حال ، خودکشی به عنوان عملی که شخص برای معدوم ساختن خود،درحالی که اختیار مرگ و زندگی دارد و از لحاظ اخلاقی نیز به انجام آن موظف نیست، آمده است. (آشیل دمماز[2] به نقل از اسلاغمی نسب، 1371). رفتارهای خودکشی گرا را می توان به افکار و فرآیندهای ذهنی[3] ، خودکشی  انجام شده[4] یا پیامدهای مهلک و مرگ آور و اقدام به خودکشی[5] طبقه بندی کرد. (فولادی ، 1381). علاوه بر این، سطوح مختلفی از آرزوی مرگ[6] و اندیشیدن به مرگ برای هر کسی وجود دارد، مثلاً کسانی که می گویند آرزو دارند بمیرند، اما برای انجام آن هدف ندارند یا ممکن است آرزوی مرگ کردنشان حقیقی نباشد و چه بسا از دیگران تقاضای کمک دارند. (کامر، 1999) شبه خودکشی[7] یا اقدام به خودکشی، یعنی اقدام به عملی غیر مهلک که در آن فرد از روی عمد یا از روی نقشه قبلی قصد خود- آسیبی (مجروح و معدوم ساختن خود) را دارد اما منجر به مرگ وی نمی شود. (منبع قبلی)   اصطلاحات رایج در بحث خودکشی: - اقدام به خودکشی:[8] عمل اقدام به خودکشی انجام ولی منجر به مرگ نمی شود. تحقیقات بیانگر آن است که در مقابل هر یک جوانی که خود را می کشد، تقریباً 100 تا 200 جوان اقدام به خودکشی می کنند. (لیننگ، 2000)   - خودکشی موفق یا کامل:  عمل کشتن خود و پایان دادن موفق به زندگی به دست خود فرد.   - افکار خودکشی[9]:افکار و ذهنیاتی در مورد خودکشی، گاهی ممکن است بیان نشود اما بالقوه وجود دارد. - تهدید به خودکشی[10]: نشانه های رفتاری حاکی از آسیب رساندن به خود است که گاهی ممکن است به خودکشی منجر نشود اما باید جدی گرفته شود.   - ژست خودکشی گرا[11]: حالتی حاکی از آسیب زدن به خود که بسیار جدی نیست و خطر خودکشی در این حالت کمتر از تهدید بوده و هدف بیشتر جلب توجه است.   - رفتار خودکشی گرا[12]: تمام رفتارهایی را که فرد از روی قصد و آگاهانه برای آسیب رساندن انجام می دهد چه به مرگ منجر شود و چه نشود.   - پیمان خودکشی[13]: عهد و پیمانی که نادر است و دو یا چند نفر یا گروهی با هم می بندند که در یک زمان و یک جا به زندگی خود پایان دهند. - خودکشی گروهی[14]: کشتن دسته جمعی که در برهه ای از زمان و منطقه ای محدود صورت     می گیرد ، همچون خودکشی هایی که در جنگ ها صورت می گیرد.   - نشانگان ورتر[15]: تمایل نوجوانان آشفته به تقلید از خودکشی های بسیار مشهور.   - مرگ گرایی[16] : یعنی اینکه یک انسان چقدر احتمال دارد در آینده ای نزدیک خودش را بکشد، در واقع مترادف خودکشی گرایی[17] است، یعنی انسان چقدر برای خودش خطرناک است؟   اشناید من (ascheneidman) ده ویژگی اصلی خودکشی را بیان داشته است که در ادامه این ده ویژگی را ذکر خواهیم کرد: 1.      شایع ترین هدف خودکشی جستجوی راه حل است. 2.      هدف معمول در خودکشی وقفه و قطع هوشیاری است. 3.      رایج ترین محرک در خودکشی، در دوران شناختی غیر قابل تحمل است. 4.      عده ترین فشار زا در خودکشی نیازهای روانی ناکام شده است. 5.      عمده ترین هیجان در خودکشی ناامیدی – درماندگی است. 6.      عمده ترین حالت شناختی در خودکشی دو سوگرایی است. 7.      شایع ترین حالت اِدراکی در خودکشی احساس بن بست است. 8.      شایع ترین عمل در خودکشی خروج است. 9.      عمل مرسوم در خودکشی، بیان و ابراز کردن (کلامی و غیر کلامی ) قصد خودکشی است. 10.  همسانی معمول در خودکشی دشواری الگوهای مقابله ای مداوم است. (دیوسون ونیل، 1998، سینگ، 2000) (به نقل از: سادوک و سادوک، 1933- پورافکاری، 1375- اشنایدفن، 1918) [1] -Suri Face [2] - Achill Delmas [3] -suicide idea [4] - Compliteel suicide [5] -Suicide attempt [6] -Death wish [7] -Para suicide [8] - suicide attempt or Act [9] - Thogt or Ideation . suicide [10] - suicide threat [11] - suicide Gesture [12] - suicide Behavior [13] - suicide Pact [14] - Cluster suicide [15] - Werther 
syndrome [16] - hethality [17] - suicidality
برگرفته از وبلاگ www.ravanepoya.blogfa.com




نظرات() 


كمكم كنید
چهارشنبه 4 بهمن 1391 06:31 ب.ظ
manam daram khod koshi mikonam... chan bar ghors khordam vali namordam...mikham emshab 50 ta ghors khab bokhoram
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox