تبلیغات
تقسیم بندی بیماریهای روانی
۱- بیماریهای خلقی : خلق همان حالت هیجانی پایدار یک فرد است که گاهی به طور طبیعی در طیفی از شادی وغم در نوسان است . بیماریهای خلقی با احساسهای نابهنجار افسردگی و یأس مشخص میشوند که فرد به صورت مداوم دارای حالتهای مذکور می شود و انواع آن عبارتند از : الف – بیماری افسردگی : خلق افسرده ، از دست دادن انرژی و علاقه ، احساس گناه ، کاهش تمرکز ، از دست دادن اشتها ، افکار خود کشی یا مرگ و مشکلات خواب و ... از علائم آن است که خود به چند دسته اختلال افسردگی اساسی ، افسردگی فصلی ، افسردگی اتیپیک یا غیرنرمال یا فیزئول ، افسردگی مضاعف ، اختلال افسرده خویی و... تقسیم می شود . ب – بیماری اختلال دوقطبی : همچنان که از اسم آن پیداست دارای دو حالت است که یک حالت آن از علائمی مانند : خلق بالا ، پرش افکار ، کاهش خواب ، افزایش اعتماد به نفس ، خود بزرگ بینی ، افراط در فعالیت ، ولخرجی و افزایش میل جنسی و .... تشکیل شده است و حالت دوم برعکس ، احساس افسردگی می باشد که خود به چند دسته اختلال دو قطبی ۱ ، اختلال دوقطبی ۲، اختلال خلق ادواری و .. تقسیم میشود . -بیماری های اضطرابی : اضطراب در بعضی شرایط و مواقع امری طبیعی است اما اگر به صورت احساس فراگیری از نگرانی یا وحشت درآید بیماری تلقی می گردد که انواع آن عبارت است از: الف – اختلال هول (پانیک ) : دوره ای از ترس یا ناراحتی شدید است که ابتدا و انتهای آن مشخص میباشد که اغلب با بازار هراسی همراه می باشد که علائم آن به صورت تپش قلب ، تعریق ، لرزش ، احساس خفگی ، درد سینه ، تهوع ، سرگیجه ، ترس از دیوانه شدن ویا مردن ، مورمور شدن ، سرما لرزه و.. می باشد . ب – هراس های بیمارگونی (فوبیا) : فرد، ترس مداوم و شدید از موقعیتهای معین یا اشیاء خاص و یا مکانهای خاص دارد و انواع مختلفی مانند هراس اختصاصی ، جمعیت هراسی ، بازار هراسی و ... دارد . ج – اختلال وسواسی – اجباری : وسواس عبارت است از : فکر ، احساس ، اندیشه یا حسی عود کننده و مزاحم و اجبار نیز فکر یا رفتاری آگاهانه ، معیارمند و عود کننده است مانند : شمارش ، وارسی ، اجتناب ، شستشو و ... که این افکار وسواسی باعث اضطراب و رفتارهای اجباری باعث کاهش اضطراب می شود . د- اختلال فشار روانی پس از آسیب (PTSD): مجموعه ای از علائم که پس از مواجهه (دیدن یا شنیدن ) با یک عامل فشار آسیب زای بی نهایت شدید برای فرد بوجود می آید که فرد به صورت ترس و درماندگی به این تجربه پاسخ می دهد و واقعه را دائماً در ذهن خود مجسم می کند و در عین حال می خواهد از یادآوری آن اجتناب کند . هـ - اختلال اضطرابی فراگیر : اضطراب و نگرانی مفرط در اکثر اوقات روز درباره چندین واقعه یا فعالیت ، طی یک دوره حداقل شش ماهه تعریف می شود. ۳-اختلالات روان پریشانه (سایکوز): این گونه بیماران به صورت چشمگیر حس واقعیت سنجی آنان مختل می شود و فرد علی رغم داشتن توهم یا هذیان نسبت به بیماری خود بصیرت و آگاهی ندارد که انواع آن عبارتند از : الف – اسکیزوفرنی : فرد از علائم هذیان ، توهم ، تکلم نابسامان ، رفتار نابسامان ، علائم منفی حداقل ۲ تای آن را به مدت ۶ماه یا بیشتر داشته باشد درصورتیکه علائم کمتر از ۶ ماه باشد به آن اسکیزوفرنی فرم اطلاق می شود . ب – عاطفه گسیختگی( اسکیزوافکتیو ) : در این بیماری فرد هم خصایص اختلال خلقی و هم خصایص اختلال روانپریشی را دارد . ج – اختلال هذیانی : اختلالی است که بیمار علامت غالبش عمدتاً یک هذیان ثابت می باشد و سایر حوزه های کارکرد او مشکلی ندارد که انواع مختلفی مانند : بدگمانی یا پارانوئید ، خودبزرگ بینی ، عاشقی ، حسادت و.... دارد . د- اختلال روانپریشی گذرا: فرد در عرض یک روز تا حداکثر یک ماه به دنبال یک فشار شدید روانی ، اجتماعی ، حس واقعیت سنجی او مختل شده باشد . ۴- اختلالات شبه جسمی : این نوع اختلالات عبارتند از : نشانه های جسمانی که عارضه ای طبی را تداعی می کنند ولی با هیچ عارضه طبی یا مصرف موادی خاص یا اختلال روانی دیگر قابل توجیه نمی باشند که انواع مختلف آن : الف – اختلال جسمانی کردن : علائم مختلف جسمی متعدد است که با معاینات جسمانی و بررسی آزمایشات کافی قابل توجیه نمی باشند . ب – اختلال تبدیلی : یک یا چند نشانه عصبی ( مثلاً ، فلجی ، کوری ، لنگیدن ، بی حسی ، غش کردن ) که با یک اختلال طبی یا عصبی شناخته شده قابل توجیه نبوده و با عوامل روانشناختی واسترس شروع و تشدید شود . ج – خودبیمارانگاری : اشتغال ذهنی بیمار با ترس از بیمارشدن یا اعتیاد وی مبنی بر ابتلا به یک بیماری جدی . د- اختلال بدریختی بدن : اشتغال ذهنی یا نقص تخیلی (مثل بینی بدریخت ) یا تحریف مبالغه آمیز یک عیب خفیف و جزیی در ظاهر جسمانی است . هـ - اختلال درد : وجود دردی که مرکز اصلی توجه بالینی است . عوامل روانشناختی نقش مهمی در این اختلال به عهده دارند . در تمام اختلالات ذکر شده اختلال ناشی ا زمصرف مواد و اختلال ناشی از طبی عمومی نیز باید به آنها اضافه کرد . اختلالات جنسی : اختلالات تجزیه ای ، اختلالات خوردن ، اختلالات خواب ، اختلالات شخصیت ، اختلالات ناشی از سوء مصرف مواد ، اختلالات فراموشی و دمانس و .... از دیگر اختلالات مربوط به بیماریهای اعصاب و روان می باشد . بررسی مغز انسان در سنین مختلفترس ترس : بحران خودکشی
زندگی پس از طلاق خودکشیارسطو می گوید: خود كشی عملی است که به وسیله شخص برای معدوم ساختن خودش انجام گرفته باشد، درحالیکه این عمل به معنی فداکاری نمی باشد، یعنی فرد برای قربانی شدن[1] به انتحاردست نمی زند. (اسلامی نسب، 1371). واژه خودکشی در برگیرنده ی هر نوع مرگی است که نتیجه ی مستقیم یا غیر مستقیم عمل مثبت یا منفی شخص قربانی باشد و قربانی نیز پیشاپیش از نتیجه عملش آگاه باشد.(دورکهیم، 1858) اشنایدمن در کتاب مرگهای انسان، خودکشی را چنین تعریف کرده:"هر نوع مرگ خود آورده که در آن شخص تلاشی عمدی، آگاهانه و مستقیم برای پایان دادن به زندگی اش انجام می دهد. (کامر، 1999) داگلاس (Douglas) در تعریف خودکشی 6 نکته را حائز اهمیت می داند: (شیخ مونسی، 1381) 1- جدیت عمل 2- عملی که به مرگ منجر شود 3- خواست خود نسخیریی 4- فقدان اراده 5- انگیزه مردن 6- آگاهی از پتانسیل عمل با توجه به تعریف دیگری که سازمان بهداشت جهانی (who) در مورد خودکشی ارائه داده است. خودکشی را به عنوان عمل خاتمه دادن عمدی، آگاهانه و ارادی به زندگی خویش می داند، به عبارت دیگر خودکشی می تواند به عنوان: 1- عملی با پیامدهای مرگ آور 2- فعلی عمدی که به دست خرد شروع را انجام می شود. 3- عملی که فرد از آن آگاه پیامد مهلک آن را دارد تعریف می شود. (1993, who) موارد مهم بالینی بطور نمادین بیماری ذهنی محسوب می شوند. همچون عقاید، باورهای نادرست درباره ی زندگی، کشاکشهای عاطفی و شکست در مهارتهای تقلیدی. در DSM.IV.R خودکشی بیماری ذهنی محسوب نمی شود اما در عین حال ، خودکشی به عنوان عملی که شخص برای معدوم ساختن خود،درحالی که اختیار مرگ و زندگی دارد و از لحاظ اخلاقی نیز به انجام آن موظف نیست، آمده است. (آشیل دمماز[2] به نقل از اسلاغمی نسب، 1371). رفتارهای خودکشی گرا را می توان به افکار و فرآیندهای ذهنی[3] ، خودکشی انجام شده[4] یا پیامدهای مهلک و مرگ آور و اقدام به خودکشی[5] طبقه بندی کرد. (فولادی ، 1381). علاوه بر این، سطوح مختلفی از آرزوی مرگ[6] و اندیشیدن به مرگ برای هر کسی وجود دارد، مثلاً کسانی که می گویند آرزو دارند بمیرند، اما برای انجام آن هدف ندارند یا ممکن است آرزوی مرگ کردنشان حقیقی نباشد و چه بسا از دیگران تقاضای کمک دارند. (کامر، 1999) شبه خودکشی[7] یا اقدام به خودکشی، یعنی اقدام به عملی غیر مهلک که در آن فرد از روی عمد یا از روی نقشه قبلی قصد خود- آسیبی (مجروح و معدوم ساختن خود) را دارد اما منجر به مرگ وی نمی شود. (منبع قبلی) اصطلاحات رایج در بحث خودکشی: - اقدام به خودکشی:[8] عمل اقدام به خودکشی انجام ولی منجر به مرگ نمی شود. تحقیقات بیانگر آن است که در مقابل هر یک جوانی که خود را می کشد، تقریباً 100 تا 200 جوان اقدام به خودکشی می کنند. (لیننگ، 2000) - خودکشی موفق یا کامل: عمل کشتن خود و پایان دادن موفق به زندگی به دست خود فرد. - افکار خودکشی[9]:افکار و ذهنیاتی در مورد خودکشی، گاهی ممکن است بیان نشود اما بالقوه وجود دارد. - تهدید به خودکشی[10]: نشانه های رفتاری حاکی از آسیب رساندن به خود است که گاهی ممکن است به خودکشی منجر نشود اما باید جدی گرفته شود. - ژست خودکشی گرا[11]: حالتی حاکی از آسیب زدن به خود که بسیار جدی نیست و خطر خودکشی در این حالت کمتر از تهدید بوده و هدف بیشتر جلب توجه است. - رفتار خودکشی گرا[12]: تمام رفتارهایی را که فرد از روی قصد و آگاهانه برای آسیب رساندن انجام می دهد چه به مرگ منجر شود و چه نشود. - پیمان خودکشی[13]: عهد و پیمانی که نادر است و دو یا چند نفر یا گروهی با هم می بندند که در یک زمان و یک جا به زندگی خود پایان دهند. - خودکشی گروهی[14]: کشتن دسته جمعی که در برهه ای از زمان و منطقه ای محدود صورت می گیرد ، همچون خودکشی هایی که در جنگ ها صورت می گیرد. - نشانگان ورتر[15]: تمایل نوجوانان آشفته به تقلید از خودکشی های بسیار مشهور. - مرگ گرایی[16] : یعنی اینکه یک انسان چقدر احتمال دارد در آینده ای نزدیک خودش را بکشد، در واقع مترادف خودکشی گرایی[17] است، یعنی انسان چقدر برای خودش خطرناک است؟ اشناید من (ascheneidman) ده ویژگی اصلی خودکشی را بیان داشته است که در ادامه این ده ویژگی را ذکر خواهیم کرد: 1. شایع ترین هدف خودکشی جستجوی راه حل است. 2. هدف معمول در خودکشی وقفه و قطع هوشیاری است. 3. رایج ترین محرک در خودکشی، در دوران شناختی غیر قابل تحمل است. 4. عده ترین فشار زا در خودکشی نیازهای روانی ناکام شده است. 5. عمده ترین هیجان در خودکشی ناامیدی – درماندگی است. 6. عمده ترین حالت شناختی در خودکشی دو سوگرایی است. 7. شایع ترین حالت اِدراکی در خودکشی احساس بن بست است. 8. شایع ترین عمل در خودکشی خروج است. 9. عمل مرسوم در خودکشی، بیان و ابراز کردن (کلامی و غیر کلامی ) قصد خودکشی است. 10. همسانی معمول در خودکشی دشواری الگوهای مقابله ای مداوم است. (دیوسون ونیل، 1998، سینگ، 2000) (به نقل از: سادوک و سادوک، 1933- پورافکاری، 1375- اشنایدفن، 1918) [1] -Suri Face [2] - Achill Delmas [3] -suicide idea [4] - Compliteel suicide [5] -Suicide attempt [6] -Death wish [7] -Para suicide [8] - suicide attempt or Act [9] - Thogt or Ideation . suicide [10] - suicide threat [11] - suicide Gesture [12] - suicide Behavior [13] - suicide Pact [14] - Cluster suicide [15] - Werther syndrome [16] - hethality [17] - suicidality برگرفته از وبلاگ www.ravanepoya.blogfa.com کلردیازپوکسایدChlordiazepoxide
کلردیازپوکساید (به انگلیسی: Chlordiazepoxide) رده درمانی: بنزودیازپینهای طویل الاثر اشکال دارویی: قرص کلردیازپوکساید یکی از بنزودیازپینهایهای پرمصرف است که در درمان اضطراب و بیخوابی موثر است. این دارو همچنین در درمان قطع مصرف الکل و اضطراب قبل از جراحی مصرف میشود. کلردیازپوکساید به صورت ترکیب با داروهای دیگر نیز کاربرد دارد مانند کلدینیوم سی که ترکیب کلردیازپوکساید و کلدینیوم است. مانند سایر بنزودیازپینها به عنوان آگونیستهای گیرنده بنزودیازپین بر روی غشای سلولهای عصبی اثر کرده وباعث تسهیل ورود و یا افزایش عمل GABA شده و ورود یون کلر را به سلولها افزایش میدهد. کلردیازپوکساید اولین دارو از خانواده معروف بنزودیازپینها است که در سال ۱۹۵۷ خواص درمانی آن کشف شد و درسال ۱۹۶۰ با نام تجاری لیبریوم وارد بازار شد. خواب آلودگی طولانی مدت (کلردیازپوکسایداز بنزودیازپینهای طویل الاثر است)سرگیجه، سردرد، تحریکپذیری، ضعف و خستگی، یبوست، خشکی دهان، تهوع، استفراغ، بیاشتهایی، خارش، کاهش فشارخون، تاری دید و وزوز گوش. . داروی روانپزشکی
داروهای روانپزشکی به چهار طبقهٔ اصلی تقسیم میشوند: داروهای ضد اضطراب، ضد روان پریشی، تثبیت کنندهٔ خلق و ضد افسردگی. داروهای ضداضطراب [۱] علاوه بر ایجاد احساس بر طرف شدن تنش عضلانی، احساس آرامش و آسودگی را نیز به همراه میآورند. این داروها در درمان اختلالهای اضطراب مورد استفاده قرار گرفتهاند. داروهای ضد اضطراب مانند دیازپام، کلردیازپوکساید و آلپرازولام فعالیت سمپاتیک مغز را به اندازهای کاهش میدهند که پاسخهای اضطراب کاهش یابند یا باز داری میشوند. پروپرانولول و مپروبامات از جمله سایر داروهای ضد اضطراب هستند. داروهای ضد روانپریشی[۲]، یا آنتی سایکوتیکها برای درمان اختلالهایی مانند اسکیزوفرنی ساخته شدهاند. این گونه داروها تأثیر آرام کننده یا آرام بخش زیادی دارند. بعضی از داروهای ضد روان پریشی مانند تورازین(Thorazine) توهم و هذیان بیمار را کاهش میدهند. ولی سایر داروهای ضد روان پریشی مانند کلوزاریل بیمار را سر حال میآورند و تقویت میکنند. تأثیر اصلی این گونه داروها کاهش و یا حذف نشانههای روان پریشی از جمله توهم، هذیان، گوشه گیری و بی احساسی است و برای آرام نگاهداشتن بیماران ساخته نشدهاند. کلروپرومازین،فنوفنازین، تیوریدازین، هالوپریدول، اُلانزاپین، کلوزاپین از جمله داروهای ضد روان پریشی هستند. برای افرادی که از اختلالات دو قطبی رنج میبرند، داروهای تثبیت کنندهٔ خُلق مانند ریسپریدون برای حالت شیدایی و لاموتریژین برای حالت افسردگی به کار برده میشود تا چرخهٔ افسردگی - شیدایی شان از بین برود. لیتیوم داروی استاندارد برای دوقطبی، مانع نوسانهای شاخص خلق میشود، اما عوارض جانبی خطرناکی دارد. از این رو به جای داروی لیتیم از دو دارو یکی برای حالت شیدایی و دیگری برای حالتافسردگی استفاده میشود (مانند اُلانزاپین و لاموبیوژین و دپاکین). داروهای ضد افسردگی [۳]، برای درمان اختلالهای افسردگی ساخته شدهاند. کسانی که از افسردگی شدید رنج میبرند، معمولاً با یکی از انواع داروهای ضد افسردگی درمان میشوند. انواع داروهای ضدافسردگی عبارتند از: ۱. ضد افسردگیهای سهحلقهای: (از این جهت سه حلقهای نامیده میشوند که در ساختار شیمیایی آنها سه حلقه وجود دارد) مانند ایمی پرامین، آمی تریپتیلین و نورتریپتیلین. ۲. مهارکنندههای مونوآمین اکسیداز (MAO) مانند ترانیل سیپرومین، فنلزین و سلژیلین. که باید مصرف کنندگان این دسته دارویی از غذاهای حاوی تیرامین مانند پنیر اجتناب کنند. ۳. مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI)، جذب مجدد سروتونین را در سیناپس بازداری میکنند. SSRIها عوارض جانبی کمتری دارند مانند فلوکستین، پاروکستین و داروهای جدیدتر مانند سیتالوپرام و سرترالین. ضد افسردگیهای سهحلقهای مانند الاویل (Elavil) و بازدارندههای MAO مانند ناردیل (Nardil)، از طریق مکانیسمهای گوناگونی فعال میشوند، اما به نظر میرسد که هر دو با افزایش عمل نوراپی نفرین و سروتونین افسردگی را کاهش میدهند. برگرفته از از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد منابع: روانشناسی عمومی (از نظریه تا کاربرد) جلد دوم شابک: ۹۶۴-۶۳۸۹-۰۱-۵ دیازپامDIAZEPAM دیازپام DIAZEPAM چگونگی مصرف از دستورات پزشکتان به دقت پیروی کنید. شکل های مایع دیازپام را می توان با غذاهای مایع یا نیمه جامد مثل پوره مخلوط کرده نگذارید دیازپام مایع یخ بزند. اگر یک نوبت را فراموش کردید ، به مجردی که آن را به یاد آوردید مصرفش کنید. اگر تقریباً موقع نوبت بعدی مصرف دارو رسیده است ، نوبت فراموش شده را رها کرده به برنامه دارویی منظمتان بازگردید. مقدار دارو را دوبرابر نکنید. هشدارها و عوارض جانبی افت قوای ذهنی ؛ خواب آلودگی شدید؛ تکلم نامفهوم ؛ ضربان قلب کند؛ تنگی نفس ؛ عدم تعادل ؛ بثورات جلدی ؛ گلودرد؛ تب ؛ لرز؛ کبودی یا خونریزی غیرعادی ؛ زخم های دهانی ؛ زردی پوست یا چشمان ؛ از دست رفتن حافظه ؛ بی خوابی ؛ اضطراب ؛ یا تحریک پذیری . دیازپام می تواند اعتیادآور باشد، و علایم ترک دارو ممکن است در صورت قطع ناگهانی آن روی دهد؛ علایم ترک دارو عبارتند از: گیجی ، افت قوای ذهنی ، دردهای شکمی ، افزایش تعریق ، تهوع ، استفراغ ، حساسیت به نور و صدا، یا احساس سوزن سوزن شدن یا گزگز. اگر می خواهید مصرف دیازپام را قطع کنید با پزشکتان تماس بگیرید تا شاید این کار تدریجی انجام گیرد. علایم زیر ممکن است مشاهده شوند اما فقط در صورتی که مشکل ساز شوند نیاز به گزارش دارند: سرگیجه ، خواب آلودگی ، خشکی دهان ، سردرد، تهوع ، یبوست ، اسهال ، ضربان قلب سریع و شدید، یا لرزش . موارد احتیاط بارداری یا شیردهی . هنگام مصرف دیازپام توصیه می شود به پزشکتان به طور منظم مراجعه کنید تا بهبود شما را زیر نظر داشته باشد. هنگام مصرف دیازپام نباید منتظر نظرات و پیشنهادات شما عزیزان هستم اختلالات روانی در جهان و ایران روبه افزایش است به گزارش واحد مرکزی خبر ، پرویز مظاهری در حاشیه همایش سلامت روان و رسانه در مصاحبه با خبرنگاران با اشاره روند رو به افزایش اختلالات روانی در دنیا افزود : براساس آمارحدود 20 تا 30 درصد مردم هر جامعه ای مبتلا به این بیماری هستند . وی سردرد هیجانی ، اختلالات خواب ، اضطراب ، وسواس ، اختلال شخصیتی و اعتیاد را از جمله اختلالهای روانی بیان کرد و گفت : این اختلالات روانی در کشور ما به ویژه در تهران و زنان بیشتر از دیگر شهرها و افراد است . مظاهری با اشاره به افزایش دو برابری افسردگی و اضطراب در زنان درمقایسه با مردان در ایران افزود : مسائل هورمونی ، نقش زنان ایرانی در اجتماع و فعالیت مضاعف آنان از جمله این دلایل است . دبیر انجمن روانپزشکان ایران افزود : رسانه ها از الفاظی استفاده نکنند که بیمار روانی به مطب ها مراجعه نکند و باورهای غلط در خصوص بیماریهای روانپزشکی را بردارند . وی نقش صدا و سیما را به عنوان رسانه فراگیر در این امر ویژه دانست و با انتقاد از برخی برنامه های رسانه ملی گفت : حداقل بیش از دو سوم سریالهای صدا و سیما غمگین کننده ، گریه آور و افسرده کننده است نمی دانم چرا اصرار دارند از برنامه های شاد استفاده نکنند. دبیر انجمن روانپزشکان ایران افزود : متاسفانه برنامه های علمی و آموزشی صدا و سیما در طول روز که مخاطب اندکی دارد پخش می شود و در هنگام شب تعداد این برنامه های اموزشی خیلی اندک است . عقب ماتدگی ذهنی
برخی بیماری ها نورولوژیک که از نظر روانشناسی اهمیت دارند عقب ماندگی ذهنی عقب ماندگی یعنی تاخیر در مراحل رشد و تکامل جسمی و ذهنی ، به نحوی که در فعالیتهای معمول و متناسب با سن طفل ایجاد اختلال نماید و به علل گوناگونی می تواند بروز کند . علل عقب ماندگی ذهنی 1- عفونت مغزی : در دوران جنینی ( بخصوص سرخچه ، توکسوپلاسموز ، ویروس سیتو مگالیک . یا پس از تولد ( آنسفالیتها و مننژیت ها ) 2- مسمومیت مغزی : در دوران چنینی یا پس از تولد ، 3- ضایعات فیزیک مغزی : قبل از تولد ، موقع تولد یا پس از تولد 4- خفگی هنگام تولد 5- ضایعات متابولیک : اختلال متابولیسم مواد آلی ، اختلال غدد داخلی بخصوص تیروئید 6- اختلالات تغذای 7- ضایعات تومورال مغزی 8- اختلالات مغزی مادرزادی مغز 9- علل اجتماعی – خانوادگی و روانی عواملی که باعث افزایش احتمال عقب ماندگی می شوند عبارتند از : الف - والدین : 1- خویشاوندی والدین ، 2- سن مادر ( کمتر از 16 سال و بیشتر 35 سال ) . 3- مادرانی که سابقه سقط جنین و مرگ جنین دارند 4- مادرانی که دچار بیماری هستند ( افزایش فشار خون ، نفریت ، دیابت ، فلبیت ، بیماریهای تیروئید ، اعتیاد به مواد مخدر ، توکسو پلاسموز ، عقب ماندگی ذهنی ، توکسمی حاملگی ) . ب - در نوزادان 1- نوزادانی که زوتر از موعد متولد می شوند 2- دو قلوها و چند قلوها 3- نوزادانی که هنگام تولد کبودی داشته اند 4 – تولد با پا یا باسن یا پهلو 5- نوزادانی که برای تولد احتیاج به استفاده از فورسپس داشته اند 6- نوزادانی که احتیاج به انکوباتور یا اکسیژن داشته اند . 7- نوزادانی که پس از تولد اشکال در گریه کردن یا مکیدن داشته اند . 9- تشنج پس از تولد . غزلی از سعدی
مشنوی ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقه موبیت گرفتاری هست گر بگویم که مرا با تو سر کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هست هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید تا ندیده ست تو را بر منش انکاری هست صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم همه دانند که در صحبت گل خاری هست نه من خام طمع عشق تو می ورزم و بس که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست باد خاکی ز مقام تو تو بیاورد و ببرد آب هر طیب که در کلبه عطاری هست من از این دلق مرقع به درآیم روزی تا همه خلاق بدانند زناری هست همه را هست همین داغ محبت که مراست که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست عشق سعدی نه حدیثی ست که پنهان ماند داستانی ست که بر هر سر بازاری هست ترس از مدرسه کودکان با فکر کردن به مدرسه نباید ترس یا احساس ناخوشایندی داشته باشند ،مسلماً هر روز مدرسه خوشایند نیست چون یاد گرفتن با انجام تکالیف ارتباط دارد ، با اینهمه نباید دانش آموز احساس ناراحتی و ترس کند ، زیرا در صورت ادامه این حالت تمام خوشی های دوران مدرسه از بین خواهد رفت . البته همیشه ترس چیز منفی نیست . متخصص تعلیم وتربیت خانم Anette Mueller-Bungrt معتقد است که هر نگرانی و هیجان بد نیست مسلم است که دانش آموزان معمولاً در ابتدای سال یا در مدرسه جدید یا کلاس بالاتر یک مقداری هیجان زده و نگران هستند که کاملاً عادی است و آنها باید یاد بگیرند با این ترس و نگرانی کنار بیایند . اما ترس ناسالم ترسی است که مثلاً فرزند شما ناگهانی احساس بیماری کند یا نقش یک بیمار را بازی کند و از درد شکایت کند تا شما به او اجازه دهید که به مدرسه نرود ،در این حالت بهتر است که این مسئله را جدی بگیرید . معمولاً این رفتار از دانش آموزان دبستانی سر می زند ، آنها وقتی که می دانند باید خانه و والدین را حتی برای مدت محدودی ترک کنند احساس ترس فلج کننده ای سراغشان می آید ، چگونگی برخورد با ترس کودکان برای والدین خیلی سخت است ، اما آنها می توانند به کمک یک مشاور ورزیده این مشکل را حل کنند. ترس بدون دلیل از مدرسه معمولاً در مرحله پیش دبستان و سال اول دبستان پیش می آید و بدین صورت است که درست قبل از ساعت مدرسه یکدفعه کودک شکایت از سر درد – گلو درد یا دل درد می کند و اکثراً روز بعد هم با بر خواستن از رختخواب دو باره شکایت از درد را آغاز می کند . عدم علاقه به مدرسه رفتن معمولاً وقتی آغاز می شود که کودک به دلایلی مدتی در خانه بوده ، این حالت معمولاً بعد از تعطیلات ،بعد از یک بیماری کوتاه یا بعد از یک اتفاق ناگوار در خانواده مثل فوت یکی از نزدیکان یا عوض کردن مدرسه یا اسباب کشی به محلی دیگر پیش می آید . علائم زیر فرم بیماری است که اغلب کودکانی که از مدرسه می ترسند نشان می دهند . این کودکان وقتی در یک اطاق تنها هستند احساس عدم امنیت می کنند و ضمناًً خیلی به والدین وابسته هستند، آنها دائماً در خانه بدنبال مامان یا بابا می دوند. این نوع ترس را کودکانی دارند که فکر می کند پدر یا مادرشان قصد ترک آنها را دارند ، آنها حتی حاضر نیستند در تخت خودشان بخوابند و معمولاً از حیوانات بزرگ – دزد و تاریکی می ترسند . این کودکان باید حتماً مورد معالجه قرار گیرند در غیر این صورت ادامه این شرایط عواقب ناخوشایندی برای آنها خواهد داشت ، زیرا وقتی کودکی مرتب به مدرسه نرود و از کلاس و هم کلاسی ها دور باشد مطمئاً در آینده مشکلات درسی و اجتماعی پیدا خواهد کرد . اگر بوسیله مشاور یا روانشناس علل ترس کودک روشن شود او مجدداً جرات پیدا می کند که به مدرسه برود و در اجتماع حضور یابد . اگر دانش آموز بزرگتر و نوجوان بی دلیل از مدرسه ترس داشته باشد و با نگرانی خانه و والدینش را ترک کند ، این یک بیماری واقعی است که البته باید زیر نظر یک متخصص روانشناسی معالجه شود . والدین نباید این مشکل را نادیده بگیرند و تصور کنند که این ترس خود بخود از بین می رود . در کنار این فرم از بیماری یعنی ترس بی دلیل از مدرسه ، ترس با دلیل هم وجود دارد که آن بعلت عدم موفقیت در سال قبل یا امتحان قبلی بوجود می آید یا در اثر انتظارات بالای والدین برای دریافت نمرات بهتر است ، بنابراین خیلی مهم است که والدین به رفتار فرزندشان بیشتر توجه کنند ، زیرا دانش آموزی که تحت فشار زیاد است رفتار خشونت آمیزی پیدا می کند و تمرکز حواس ندارد و اغلب دچار بد خوابی و بی خوابی است، بنظر خانم مولر همان اندازه که انتظارات بالا باعث اختلال رفتاری می شود ، انتظارات پائین والدین هم دانش آموز را دچار شک و تردید در توانایی های خودش می کند . اگر فرزند شمایکدفعه شروع به بهانه گرفتن می کند و دائم راهی برای نرفتن به مدرسه می جوید و شکایت از سر درد- گلودرد- یا دل درد می کند ، والدین عزیز شما باید خیلی دقت کنید و به آرامی در پی یافت علت این تغییر رفتار باشید و بهتر اینستکه صادقانه از او سئوال کنید که مثلاً در مدرسه چه می گذرد ؟ او چه احساسی در مدرسه دارد ؟ آیا با همکلاسی یا دوستش بگو مگو داشته ؟ وضعیت او با معلمین چطور است ؟ البته معمولاً نوجوانان مایل نیستند در مورد این مسائل صحبت کنند و ادعا می کنند که همه چیز مرتب و میزان است زیرا آنها خجالت می کشند که بگویند می ترسند و شاید هم از طرف یکی از همکلاسی های زورگو تحت فشار قرار گرفته اند . در این حالت والدین نباید موضوع را رها کنند بلکه باید آنرا پی گیری کنند و با والدین دیگر صحبت ومشورت کنند وببینند که آیا بچه های دیگران هم این مشکل را دارند؟ یا با معلم کلاس در میان بگذارند و حتی می شود با هم کلاسی بچه ها صحبت کرد . اگر والدین مشکلی را یافتند که به مدرسه و سایر شاگردان هم مربوط می شود نباید سکوت کنند ، زیرا سکوت کردن و نادیده گرفتن ،مشکل را از بین نمی برد بلکه آنرا بزرگتر می کند . البته بیشتر مدارس مشاورینی دارند که بدنبال حل مشکلات دانش آموزان می باشند ، بنابراین بهتر است که والدین در مرحله اول مشکل را با این افراد در میان بگذارند. کلاً والدین باید خیلی هوشیار باشند و با شناختی که از فرزندشان دارند بخوبی متوجه خواهند شد که او مشکل دارد یا هم چیز مرتب است . تفاوت ترس از مدرسه در دختران و پسران در این قسمت تفاوت ترس در دختران و پسران دبیرستانی بر رسی شده . طبق تحقیقات علمی مسائل زیر مورد بر رسی قرار گرفته . 1- فشار روانی ناشی از انتظارات زیاد والدین 2- تنبه 3- شرایط اجتماعی و خانوادگی ترس چیزی است که همه موجودات زنده را همراهی می کند و در حقیقت احساس ترس یک خاصیت محافظتی دارد و باعث هوشیاری موجود زنده می شود و به او جرات وقدرت فرار از خطر را می دهد . اما وقتی دانش آموزی از مدرسه بترسد در شرایطی است که به او اجازه فرار داده نمی شود ، یعنی در حقیقت او راه حلی برای این مشکل نمی بیند غیر از اینکه غایب شود . دلایل ترس از مدرسه اینجا چهار دلیل متفاوت ترس و علل بوجود آورنده آن ذکر می شود . 1- جامعه : از دید جامعه مصرفی امروز ارزش هر انسانی به اندازه قدرت تولید و موفقیت او است. وقتی یک دانش آموز نتواند انتظارات جامعه را پاسخ دهد این نگرانی وترس را دارد که برای او ارزش کمتری قائل شوند. 2- خانواده : خانواده نقش بزرگی در زندگی کودکان دارد متاسفانه بسیاری از والدین محبتشان با توجه به میزان موفقیت فرزندشان در مدرسه می باشد یعنی وقتی فرزندشان را تشویق می کنند و مورد محبت قرار می دهند که او در مدرسه موفق باشد ، به همین دلیل کودک خودش را تحت فشار احساس می کند او همیشه نگران از دست دادن عشق ومحبت والدینش است . این ترس و نگرانی مانع از رشد و گسترش اعتماد بنفس کودک و نو جوان می شود . تنها عشق و محبت بی دریغ و بی قید شرط والدین است که موجب رشد وگسترش صحیح اعتماد بنفس فرزندان می شود . 3- شخصیت فردی کودک : هر کودکی دارای شخصیتی خاصی است ، بنابراین نباید صفات انفرادی او را نادیده گرفت . بعضی از کودکان حساس تر از سایرین هستند و با کوچکترین حرف یا کنایه مدتها در خودشان فرو می روند .بهمین دلیل والدین باید به هنگام حرف زدن خیلی دقت کنند و هرگز فرزندان را باهم مقایسه نکنند زیرا با اینکه آنها خواهرو برادر هستند ولی هر کدام شخصیت متفاوتی دارند بنابراین مقایسه آنها غیراز تضعیف روحیه و ایجاد کینه و حسادت بین فرزندان نتیجه ای نخواهد داشت . حتی معلمین هم نباید دانش آموزان را با هم مقایسه کنند زیرا هر کدام شخصیت و استعداد های متفاوتی دارند، مقایسه آنها با یکدیگرباعث ایجاد نفاق و دودستگی بین همکلاسی ها می شود و جو کلاس را برای یاد گیری نا مناسب می سازد . رقابت خوب و مثبت است به شرطی که خود دانش آموز تمایل نشان دهد و برای رسیدن به دیگران تلاش و کوشش بیشتر بکند نه برای اینکه معلم او را مقایسه یا تحقیر کرده است . 4- مدرسه : شرایط مدرسه می تواند در ایجاد ترس در دانش آموز موثر باشد . در این مورد نباید معلمین – محیط مدرسه و نحوه امتحانات و تنبه را نادیده گرفت ، زیرا همه این فاکتور ها می توانند در دانش آموز ایجاد ترس و نگرانی کنند . این مشکلی است که مسئولان مدارس باید به آن توجه کنند و نقاط ضعف سیستم را بیابند و بر طرف کنند . نتیجه تحقیقات تفاوت ترس دخترا ن و پسران نتیجه یک تفکر عامی است . تحقیقات علمی این تفکر عامیانه را تائید نمی کند ، اما این نظریه ثابت شده که دختران راحت تر اعتراف به ترس می کنند در حالیکه پسران اعتراف به ترس را یک نقطه ضعف می دانند . روانشناسان و متخصصین تعلیم و تربیت معتقدند که ترس از مدرسه مشکل مهمی است که باید هر چه زود تر مورد بر رسی قرار گیرد و علل آن هر چه هست پیدا شود ،البته باید شرایطی در خانه و مدرسه وجود داشته باشد که دانش آموز بدون نگرانی بتواند مشکل خودش را روشن بیان کند و آنرا با والدین ،معلم ویا مشاور مدرسه در میان بگذارد، مسلماً با کمک و راهنمایی آنها می تواند از دوران تحصیلی خود لذت ببرد . نکته مهم اینستکه والدین باید برای فرزندشان روشن کنند که مدرسه خیلی مهم است ولی این دوران فقط قسمتی از بقیه زندگی است که همه توانایی ها را آموزش نمی دهد . هدف از آموزش باید این باشد که انسان توانایی زندگی کردن را بیاموزد و همان اندازه که داشتن یک مدرک تحصیلی مهم است داشتن یک شخصیت انسانی خوب هم اهمیت دارد . منابع : www.stangl.eu/paedagogik/artikel/schulangst.shtml www.Focus.de/schule/schule/psychologie/psychoterror/psychologie-angst-vor-dem-neuen-schuljahr_aid_541034.html چگونه خاطره بد را از ذهن پاک کنیم؟ 7 نشانهای که دروغگو را لو میدهد The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|
||||||||||||