تبلیغات
روانپزشکی روانشناسی - مطالب نیلوفر باوفا
 

تقسیم بندی بیماریهای روانی

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
جمعه 11 فروردین 1391-05:43 ب.ظ



۱- بیماریهای خلقی :

خلق همان حالت هیجانی پایدار یک فرد است که گاهی به طور طبیعی در طیفی از شادی وغم در نوسان است . بیماریهای خلقی با احساسهای نابهنجار افسردگی و یأس مشخص میشوند که فرد به صورت مداوم دارای حالتهای مذکور می شود و انواع آن عبارتند از :

الف – بیماری افسردگی : خلق افسرده ، از دست دادن انرژی و علاقه ، احساس گناه ، کاهش تمرکز ، از دست دادن اشتها ، افکار خود کشی یا مرگ و مشکلات خواب و ... از علائم آن است که خود به چند دسته اختلال افسردگی اساسی ، افسردگی فصلی ، افسردگی اتیپیک یا غیرنرمال یا فیزئول ، افسردگی مضاعف ، اختلال افسرده خویی و... تقسیم می شود .

ب – بیماری اختلال دوقطبی : همچنان که از اسم آن پیداست دارای دو حالت است که یک حالت آن از علائمی مانند : خلق بالا ، پرش افکار ، کاهش خواب ، افزایش اعتماد به نفس ، خود بزرگ بینی ، افراط در فعالیت ، ولخرجی و افزایش میل جنسی و .... تشکیل شده است و حالت دوم برعکس ، احساس افسردگی می باشد که خود به چند دسته اختلال دو قطبی ۱ ، اختلال دوقطبی ۲، اختلال خلق ادواری و .. تقسیم میشود .

-بیماری های اضطرابی :

اضطراب در بعضی شرایط و مواقع امری طبیعی است اما اگر به صورت احساس فراگیری از نگرانی یا وحشت درآید بیماری تلقی می گردد که انواع آن عبارت است از:

الف – اختلال هول (پانیک ) : دوره ای از ترس یا ناراحتی شدید است که ابتدا و انتهای آن مشخص میباشد که اغلب با بازار هراسی همراه می باشد که علائم آن به صورت تپش قلب ، تعریق ، لرزش ، احساس خفگی ، درد سینه ، تهوع ، سرگیجه ، ترس از دیوانه شدن ویا مردن ، مورمور شدن ، سرما لرزه و.. می باشد .

ب – هراس های بیمارگونی (فوبیا) : فرد، ترس مداوم و شدید از موقعیتهای معین یا اشیاء خاص و یا مکانهای خاص دارد و انواع مختلفی مانند هراس اختصاصی ، جمعیت هراسی ، بازار هراسی و ... دارد .

ج – اختلال وسواسی – اجباری : وسواس عبارت است از : فکر ، احساس ، اندیشه یا حسی عود کننده و مزاحم و اجبار نیز فکر یا رفتاری آگاهانه ، معیارمند و عود کننده است مانند : شمارش ، وارسی ، اجتناب ، شستشو و ... که این افکار وسواسی باعث اضطراب و رفتارهای اجباری باعث کاهش اضطراب می شود .

د- اختلال فشار روانی پس از آسیب (PTSD): مجموعه ای از علائم که پس از مواجهه (دیدن یا شنیدن ) با یک عامل فشار آسیب زای بی نهایت شدید برای فرد بوجود می آید که فرد به صورت ترس و درماندگی به این تجربه پاسخ می دهد و واقعه را دائماً در ذهن خود مجسم می کند و در عین حال می خواهد از یادآوری آن اجتناب کند .

هـ - اختلال اضطرابی فراگیر : اضطراب و نگرانی مفرط در اکثر اوقات روز درباره چندین واقعه یا فعالیت ، طی یک دوره حداقل شش ماهه تعریف می شود.

۳-اختلالات روان پریشانه (سایکوز):

این گونه بیماران به صورت چشمگیر حس واقعیت سنجی آنان مختل می شود و فرد علی رغم داشتن توهم یا هذیان نسبت به بیماری خود بصیرت و آگاهی ندارد که انواع آن عبارتند از :

الف – اسکیزوفرنی : فرد از علائم هذیان ، توهم ، تکلم نابسامان ، رفتار نابسامان ، علائم منفی حداقل ۲ تای آن را به مدت ۶ماه یا بیشتر داشته باشد درصورتیکه علائم کمتر از ۶ ماه باشد به آن اسکیزوفرنی فرم اطلاق می شود .

ب – عاطفه گسیختگی( اسکیزوافکتیو ) : در این بیماری فرد هم خصایص اختلال خلقی و هم خصایص اختلال روانپریشی را دارد .

ج – اختلال هذیانی : اختلالی است که بیمار علامت غالبش عمدتاً یک هذیان ثابت می باشد و سایر حوزه های کارکرد او مشکلی ندارد که انواع مختلفی مانند : بدگمانی یا پارانوئید ، خودبزرگ بینی ، عاشقی ، حسادت و.... دارد .

د- اختلال روانپریشی گذرا: فرد در عرض یک روز تا حداکثر یک ماه به دنبال یک فشار شدید روانی ، اجتماعی ، حس واقعیت سنجی او مختل شده باشد .

۴- اختلالات شبه جسمی :

این نوع اختلالات عبارتند از : نشانه های جسمانی که عارضه ای طبی را تداعی می کنند ولی با هیچ عارضه طبی یا مصرف موادی خاص یا اختلال روانی دیگر قابل توجیه نمی باشند که انواع مختلف آن :

الف – اختلال جسمانی کردن : علائم مختلف جسمی متعدد است که با معاینات جسمانی و بررسی آزمایشات کافی قابل توجیه نمی باشند .

ب – اختلال تبدیلی : یک یا چند نشانه عصبی ( مثلاً ، فلجی ، کوری ، لنگیدن ، بی حسی ، غش کردن ) که با یک اختلال طبی یا عصبی شناخته شده قابل توجیه نبوده و با عوامل روانشناختی واسترس شروع و تشدید شود .

ج – خودبیمارانگاری : اشتغال ذهنی بیمار با ترس از بیمارشدن یا اعتیاد وی مبنی بر ابتلا به یک بیماری جدی .

د- اختلال بدریختی بدن : اشتغال ذهنی یا نقص تخیلی (مثل بینی بدریخت ) یا تحریف مبالغه آمیز یک عیب خفیف و جزیی در ظاهر جسمانی است .

هـ - اختلال درد : وجود دردی که مرکز اصلی توجه بالینی است . عوامل روانشناختی نقش مهمی در این اختلال به عهده دارند .

در تمام اختلالات ذکر شده اختلال ناشی ا زمصرف مواد و اختلال ناشی از طبی عمومی نیز باید به آنها اضافه کرد .

اختلالات جنسی : اختلالات تجزیه ای ، اختلالات خوردن ، اختلالات خواب ، اختلالات شخصیت ، اختلالات ناشی از سوء مصرف مواد ، اختلالات فراموشی و دمانس و .... از دیگر اختلالات مربوط به بیماریهای اعصاب و روان می باشد .


بررسی مغز انسان در سنین مختلف

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
چهارشنبه 16 شهریور 1390-10:40 ب.ظ

مغز انسان در سنین مختلف......

علاقه انسان ها به داشتن اطلاعاتی در مورد مغز و نحوه عملکرد آن به سالها پیش باز می گردد .امروزه شواهد بسیاری وجود دارد که ثابت می کند هزاران سال قبل در کشورهایی نظیر مصر و یونان کنکاش و تحقیقات زیادی در مورد مغز انسان صورت گرفته است .
این ارگان پیچیده و شگفت انگیز همیشه برای پژوهشگران و دانشمندان سوژه جالب و بحث برانگیزی بوده است .در این مقاله سعی شده تا به شیوه بسیار ساده و قابل فهمی ، چگونگی رشد و تکامل مغز و نوع کارکرد آن در مراحل مختلف زندگی از ابتدای پیدایش سلول های مغزی تا زمان پیری شرح داده شود. بسیاری از دانشمندان و کارشناسان امور روان شناسی عقیده دارند که با دانستن اطلاعات مفید و ضروری در مورد مغز انسان و نحوه عملکرد آن ، می توان برای بسیاری از بیماری ها و ناهنجاری ها و اختلالات روانی توجیه مناسب و در خوری ارائه داد.

مغز جنین انسان
مغز جنین و نوزاد تازه متولد شده به عقیده دانشمندان یک معمای پر رمز و راز است که به تازگی تلاشهای زیادی جهت پرده برداشتن از این رازهای پرابهام صورت گرفته است .
شروع این معمای پیچیده در رحم مادر است.تنها چهار هفته بعد از لقاح و بارورشدن تخم ، نخستین سلولهای مغزی یعنی نورون ها ، به میزان شگفت انگیز و حیرت آوری ( حدود 250 هزار نورون در هر دقیقه ) شروع به رشد و تکثیر می کنند.میلیونها سلول مغزی شروع به برقراری ارتباط با یکدیگر کرده و بدین ترتیب میلیاردها میلیارد ارتباط میان سلولهای مغزی ایجاد می شود. جال اینکه هر سلول مغزی دقیقا در جای مناسب خود قرارمی گیرد و تمامی ارتباطات و پیوند میان نورون ها با دقت و سازماندهی شده می باشند.در این مجموعه عجیب و خارق العاده هیچ چیز اتفاقی یا تصادفی صورت نمی گیرد گویی تشکیل مغز و پیوند سلولهای مغزی یک برنامه کاملا از پیش طراحی شده و منظم می باشد.
چشمان نوزاد تازه متولد شده و قشر مخ در ناحیه بصری و بینایی بعد از تولد نوزاد هم رشد می کند بنابراین پاسخ به محرک های گوناگون از طریق چشمها نشان می دهد که قشر مخ در حال تکامل و رشد است.به عقیده پزشکان چنانچه نوزادی با دید غیرعادی به دنیا بیاید و نتواند نسبت به محرک های محیطی از طریق چشمان خود به خوبی پاسخ دهد، می بایست از نظر مغزی مورد بررسی کامل قرار بگیرد.

مغز کودکان
مغز انسان در سنین کودکی مانند یک موتور بسیار فعال آماده یادگیری است . یک کودک ابتدا می آموزد که چهار دست و پا حرکت کند، سپس راه برود و سرانجام دویدن را می آموزد، در همین سنین مغز انسان به او دستور می دهد که فکر کند ، از عقل و شعور خود بهره ببرد، به اطراف توجه کند ، به خاطر بسپارد و بیاموزد .اما به عقیده روان شناسان مغز یک کودک در یادگیری زبان به طور شگفت انگیزی عمل می کند.
در سنین بزرگسالی مرکز تکلم و یادگیری زبان در نیمه چپ مغز است ، اما مغز کودکان کمتر تخصصی شده و در واقع هنوز قسمت های مختلف آن به فاکتور های متفاوت مربوط نمی شود و تمام قسمتهای مغز یک کودک یکساله برای یادگیری زبان و تکلک فرمان می دهد نه فقط سمت چپ مغز اما کم کم و با بالا رفتن سن یادگیری زبان به سمت چپ مغز منحصر می شود . حال چنانچه به هر دلیلی مغز انسان در دوران کودکی تحت تاثیر یک بیماری خاص قرار بگیرد ، تاثیرات مخربی بر رشد مغز و نحوه عملکرد آن می گذارد.مانند آنچه که در بیماری صرع روی می دهد.

مغز نوجوانان و جوانان
هنگامی که مغز یک انسان بالغ در سنین نوجوانی مورد بررسی قرار می گیرد ، راز و رمز ، پیچیدگی ، افکار بکر و دست نخورده ، هیجانات و در کنار همه اینها یاس و ناامیدی نیز یافت می شود . در این سنین هورمون های مختلفی در مغز انسان ترشح می شود که بر کل سیستم بدن انسان تاثیر گذارند. در این سن قشر پیشین مخ که مرکز استدلال و کنترل میل و هوس است ، همچنان در حال پیشرفت و تکامل است .به همین دلیل سن نوجوانی ،سن غلیان احساسات و عواطف و استدلال های بی منطق و نادرست است. نکته جالبی که توجه پژوهشگران و دانشمندان را به خود جلب کرده است مساله خواب در سنین نوجوانی است که اکثر نوجوانان با آن مشکل دارند .مثلا این که شبها نمی توانند خوب بخوابند و صبحها به سختی از خواب بیدار می شوند.این مساله قطعا با مغز و نحوه عملکرد آن در این سن و یا تاثیر هورمون های مختلف بر آن درارتباط است و دانشمندان در پی یافتن جوابی برای این سوالات هستند.یکی از مهمترین اختلالات مغزی و روانی که معمولا افراد بالای 12 سال را تهدید می کند اسکیزوفرنی است که به جنون جوانی نیز شهرت دارد.

مغز بزرگسالان
مغز بزرگسالان یک نمونه کامل از نیروی عقلانی و فهم و هوش انسانی است . علاوه بر تفکر و تعقل احساسات نیز بطور عمده توسط مغز کنترل می شوند. بیان احساسات و تعقل یک واکنش و تبادل حیاتی و مهم وجود دارد .همه ما می دانیم عملکرد نادرست مغز می تواند باعث بروز درد در نواحی مختلف بدن ، گریه ، افسردگی ، استرس ، ضعف و ناتوانی احساسی شود .ضمنا مغز به روی کنشها و واکنش های احساسی و عاطفی نیز تاثیر مثبت دارد. مانند خنده ، هیجان ، شادی و عشق ، دانشمندان توانسته اند بخشی از مغز را که باعث خنده می شود به دقت مشخص کنند.بسیاری گمان می کردند که احساسات و عواطف ناملموس و غیر قابل درک هستند ، اما امروزه با بررسی مغز افراد بزرگسال ثابت شده است که مرکز احساسات و عواطف مختلف در مغز کاملا مشخص است و این کیفیت ها غیر قابل لمس و نامحسوس نیستند. سیستم مغز به گونه ای عمل می کند که ما حس پنجگانه لامسه ، بویایی ،شنوایی و چشایی و بینایی را به طور کامل حس کرده و درک می کنیم .اما هیچ فکر کرده اید که زندگی ما انسان ها بدون احساسات و عواطف ، بی معنی و پوچ خواهد بود! عملکرد مغز در این میان بسیار مهم و حیاتی است .

مغز افراد سالخورده و پیر
مغز انسان تا آخرین سالهای عمر و در سنین پیری می تواند به خوبی کار کرده و عملکرد مطلوبی داشته باشد .دانشمندان دریافته اند که مغز انسان حتی در سنین 80 تا 70 سالگی هم می تواند به ساختن نورون های جدید ادامه دهد .بر خلاف برخی تصوراتی که در گذشته وجود داشت مبنی بر این که با افزایش سن و پیر شدن انسان تعداد زیادی از سلولهای مغز تحلیل می روند. این در حالی است که اخیرا ثابت شده است که با افزایش سن مغز انسان همچنان فعال است و حتی دانایی و تعقل و قدرت اندیشیدن نیز بیشتر از گذشته می شود. با این حال بیماریها ی مغزی ای وجود دارند که با بالا رفتن سن و پیر شدن بیشتر خود را نشان می دهند مانند الزایمر و زوال عقل .اما دانشمندان امیدوارند که با انجام مطالعات بیشتر بر روی این سیستم پیچیده و خارق العاده راه حل هایی برای پیشگیری از ابتلا به این قبیل بیماریهای مغزی دریابند.


ترس

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
جمعه 4 شهریور 1390-01:36 ب.ظ

ترس :
واكنش فرد در برابر محركهای تهدید آمیز ترس نامیده می شود . البته ترس همیشه جنبه ی نابهنجاری ندارد و حتی گاهی نیز مفید است ، زیرا یك هشدار در مقابل خطرات است ، لذا در طبقه بندی ترسها باید به ترسهای طبیعی نیز اشاره كرد و آگاهی از ترسهای طبیعی در كودك برای مربیان و درمانگران و مشاوران كودك جهت تشخیص ترسهایی كه باید درمان شوند ، اهمیت دارد .
در جدول زیر ترسهای متداول و سطوح سنی گوناگون نشان داده شده است :

سن ترسها

6 - 0 ماهگی ............................... صداهای بلند ، عدم مراقبت
9 - 6 ماهگی ............................... بیگانه ها
یك سالگی ............................... جدایی ، آسی ، توالت 
دو سالگی ............................... موجودات خیالی
سه سالگی .............................. سگ ، تنهایی
چهار سالگی .............................. تاریكی
6 تا 12 سالگی ...... مدرسه ، آسیب ، رویدادهای طبیعی ، رویداد های اجتماعی
13 تا 16 سالگی ............................ آسیب ، آسیب اجتماعی 
19 سالگی به بعد ........................... آسیب ، رویدادهای طبیعی و جنسی


قبل از بحث در مورد چگونگی ایجاد ترس تعدادی از ترسهای متداول را كه در جدول بالا نام برده شده است و دارای زیر مجموعه ی بزرگی هستند كه شناسایی آن برای خوانندگان ضروری است ، بیان می كنم .

1- آسیب ( ترس از آسیب دیدگی بدنی )
این ترس به دو شاخه ی فرعی تر غیر انتزاعی ( واقعی ) و انتزاعی ( مجرد ) تقسیم می شود .
الف - ترسهای آسیب دیدگی بدنی انتزاعی :
مهمترین این ترسها عبارتند از : جنگ ، شورش ، غذای سمی ، غذاهای خاص ، مردن ، فوت فردی از خانواده ، بیمار شدن ، میكروب ، خفه شدن ، تحت عمل جراحی قرار گرفتن ، بیمارستان ، جهنم ، شیطان ، رعایت نكردن قوانین مذهبی ، ربوده شدن ، گم شدن ، به فرزندی پذیرفته شدن ، جدایی پدر و مادر ، دیوانه شدن .
ب - ترسهای آسیب دیدگی بدنی غیر انتزاعی :
پرواز در هواپیما ، ترس از ارتفاع ، آب عمیق ، بیگانه ها ، برهنه دیده شدن 

2- ترس از رویدادهای طبیعی
الف - طوفان ( گردباد ، سیل ، زمین لرزه ، رعد و برق )
ب - تاریكی 
ج - مكانهای دربسته ( حمام ، داخل كمد ، آسانسور ، محبوس ماندن ، اطاق های عجیب )
د - حیوانات ( مار ، سوسك ، عنكبوت ، موش ، مارمولك ، قورباغه ، سگ ، گربه ، اسب یا گاو )
ه - سایر چیزها ( مانند : آتش ، افكار ترسناك یا خیال و وهم ، ارواح ، تنها ماندن ، كابوس ، موجودات فضایی ، هیولا ، چهره های پشت پنجره ، ماسكها و عروسكها ، دیدن خون ، دیدن افراد ناقص الخلقه ، توالت )

3- ترسهای ناشی از اضطراب اجتماعی 
الف - آموزشگاه - این ترس هم در دوره ی ابتدایی و كودكی و بزرگسالی دیده می شود .
ب - جدایی ( جدایی از والدین ، بخش هایی از خانواده ، به خواب رفتن در شب )
ج - عملكردها ( ترس از آزمون یا امتحان ، مورد انتقاد قرار گرفتن ، اشتباه كردن ، مطلبی را با صدای بلند در كلاس خواندن )
د - روابط متقابل اجتماعی ( شركت در رویدادهای اجتماعی ، شخص دیگری را عصبانی كردن ، جمعیت ، لمس شدن از جانب دیگران )
ه - مسائل پزشكی ( پزشك یا دندانپزشك ، گلوله خوردن )
و - موارد دیگر مانند سوار اتومبیل یا اتوبوس یا مترو شدن 

4- ترس از عوامل متفرقه
مانند : ( كثافت ، اسباب بازی های پشمالو ، آژیر افراد مسن ، رد شدن از خیابان ، افراد زشت رو ، صداهای بلند مانند باز كردن در بطری ، ترقه ، انفجار ، افراد یونیفرم پوش ، افراد جنس مخالف ، دفع مدفوع ، افراد نژادهای دیگر )
عوامل مؤثر در نوع و میزان ترس
عوامل متعددی در ایجاد ترس مؤثرند كه از مهمترین آنها سن ، جنس ، تجارب گذشته ، میزان رشد ذهنی ، ارزشهای اجتماعی و فرهنگی و بالاخره درجه امنیتی است كه كودك از آن برخوردار است .
مسأله ی سن عامل مهمی است و كودكان در سنین مختلف ترسهای متفاوتی دارند و امكان دارد ترسی برای سنی خاص متناسب و در سن بالاتر غیر عادی محسوب گردد . 
شمار ترس در كودكان با افزایش سن كاهش حاصل می كند و میزان و شدت آن در سه سالگی و یازده سالگی به اوج خود می رسد با این تفاوت كه ترس در سه سالگی جنبه ی موقتی دارد یعنی افراد ، اشیاء و حیوانات موجود در محیط موارد ترس او را تشكیل می دهند در حالی كه در سن یازده سالگی ترس بیشتر جنبه ی تعمیمی دارد یعنی كودك زمانی از چیزی ترسیده است و حالا آن را تعمیم می دهد ، این نوع ترس غالباً با اضطراب و نگرانی همراه است .
عامل جنسیت نیز در نوع و میزان ترس قابل تعمق است . دختران نسبت به پسران ترس بیشتری نشان می دهند و نوع ترس در آنان نیز فرق می كند . دختران بیشتر از مار و موش و سوسك می ترسند ولی پسران از مورد انتقاد دیگران واقع شدن ترس دارند .
علل ترس :
درباره ی علل بروز ترس نظریه های متعددی بیان شده است كه در اینجا نیازی به توضیح آنان نیست و فقط به این عبارت بسنده می كنیم كه ترس حاصل یادگیری است ، یعنی كودك می آموزد كه از اشیاء و اشخاص و فرصتهای ترسناك در زمینه های مختلف بترسد و این یادگیری ممكن است به صورت شرطی شدن كلاسیك ، شرطی شدن عامل ، یادگیری مشاهده ای و تقلید باشد .

درمان ترس 
از طرف والدین و مربیان این سؤال مطرح است كه برای از بین بردن ترس در كودكان چه باید كرد ؟
مكاتب مختلف برای درمان ترس شیوه هایی را اعمال می كند كه علی رغم تفاوت ظاهری آشكار ، همه ی آنها به سه اصل تحلیل ، تبیین و پیشنهاد توجه دارند و ما در این سه شیوه از پر كاربردترین شیوه های درمان ترس را ارائه می دهیم .

1- شیوه ی حساسیت زدایی نظامدار :
در این شیوه چندین موقعیت ترس آور كه شدت ترس از آنها به تدریج افزایش می یابد ، فراهم می شود ، سپس از شخص می خواهند كه این ترس آور را یكی پس از دیگری نظاره كند .
در این موقع مشاهدات وی با رهایی از فشار ( relaxation ) یا واكنشهای دیگری كه با ترس توافقی نداشته باشد ، قرین می شود تا بتوان ترس آورترین صحنه را به راحتی مشاهده كرد .
این روش در كاستن ترسهای بزرگسالان مؤثر بوده است ، اما علی رغم توصیه استفاده از این روش برای كودكان هنوز هم حمایت كامل به عمل نیامده است .

2- شیوه ی مدل سازی :
اولین گزارش درمانی از شیوه ی مدل سازی ، درمان ترس پیتر از اجسام پشمالو توسط جونز می باشد . این روش از پر كاربردترین شیوه ی رفتاری مدل سازی است .
شیوه ی مدل سازی نشان داده است كه می تواند برای كنترل شرایط ، بسیار خوب عمل كند و در مورد گروههای سنی نسبتاً بیشتری به كار آید .
هر چند به نظر می رسد مشاهده ی یك مدل واحد ، در كاستن از ترس مؤثر باشد اما مشاهده مدلهای چندگانه و استفاده از محركهای ترس آور گوناگون در كارورزی ، احتمالاً به كارایی روش می افزاید .
" مدل سازی همراه " ( مدل سازی و شركت در برنامه ) روش دیگری از مدل سازی است . در این روش كودك ترسو ضمن مشاهده ی صحنه ی ترسناك كه با پیشروی تدریجی همراه است سرانجام به مدل می پیوندد . مثلاً برای درمان كودكانی كه از آب می ترسیدند فیلمی را به آنها نشان دادند كه در آن سه پسر بچه همسال ( مدلها ) كه از آب می ترسیدند به انجام كارهایی مانند شركت در امتحان شنا مشغول بودند ، مدلهای داخل فیلم در انتها بر ترس خود غلبه می كردند ، یعنی به تدریج در طول فیلم ترس آنها كاهش می یافت و فیلم سرانجام نشان می داد كه آنها با شادی در استخر مشغول بازی هستند . بلافاصله پس از مشاهده ی فیلم ، پژوهشگران كودكان را در یك مرحله ای ده دقیقه ای شركت در برنامه به استخر می بردند و كودكان را تشویق می كردند تا به فعالیت هایی بپردازند كه در آزمون شنا معمول است .
این شیوه یكی از شیوه های درمانی مؤثر شناخته شده است .

3- شیوه ی شناختی درمانی :
برخی از پژوهشگران برای درمان ترس كودكان به مطالعه ی تأثیر باورها و شناخت پرداخته اند و كار این پژوهشگران با موفقیت همراه بوده است .
در اینجا نمونه ای از این تلاشها را كه در زمینه ی درمان ترس كودكان كودكستانی از تاریكی است اشاره می كنیم .
در این تحقیق كودكانی را كه از تنها بودن در یك اتاق تاریك به مدت سه دقیقه هراس داشتند به سه گروه " شایستگی " ، " محرك " و " كنترل " تقسیم كردند . پژوهشگر كودك تنها را به داخل اتاق تاریك می برد . اتاق مجهز به دستگاه تنظیم جریان برق بود و كودك را قادر می ساخت روشنایی اتاق را تنظیم كند . كودك همچنین می توانست با استفاده از دستگاه ارتباط داخلی هر زمان كه بخواهد پژوهشگر را به داخل اتاق بخواند . پژوهشگر اتاق را ترك و برای آنكه بداند كودك چه مدت می تواند تاریكی را تحمل كند ، زمان خروجش از اتاق را ثبت می كرد . به دنبال این پیش آزمون ، به كودكانی كه در وضعیت " شایستگی " جای گرفتند آموخته شد تا جمله هایی مانند " من پسر ( یا دختر ) شجاعی هستم " ، " من می توانم مراقب خودم باشم " را با خود تكرار كنند و به كودكان گروه " محرك " جمله هایی مانند " بودن در تاریكی تفریح خوبی است " آموزش داده شد . منظور از آموزش چنین جمله هایی این بود كه نیروی بالقوه ی ترس از تاریكی در آنان كم شود . به آنهایی كه در گروه " كنترل " بودند ، جملات نامربوطی مانند : " علی یك بره دارد " آموخته شد . در آزمون نهایی كه بلافاصله پس از كارورزی انجام شد ، كودكانی كه تكرار جمله های " شایستگی " را آموخته بودند ، بهبودی نشان دادند . این بهبودی نشان داد كه در برخورد با محرك ترس آفرین ، برخی تعدیل ها صورت گرفته است .


بحران خودکشی

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
جمعه 7 مرداد 1390-10:03 ق.ظ

آیا تاکنون با پیشامدهای ناکام کننده‌ای در زندگی مواجه شده‌اید، طوری که دلتان بخواهد به همه چیز خاتمه دهید؟ آیا تاکنون مرگ به عنوان راه حلی بهتر از مبارزه با زندگی برایتان مطرح شده است؟ بسیاری از مردم در دوره‌ای از زندگی خود به مرگ فکر کرده‌اند، ولی تعداد بسیار کمی از آنها واقعا به خودکشی عمل می‌کنند. بحران خودکشی تجربه‌ای مغشوش کننده ، دردناک و سخت است. برای بیرون آمدن از بحران خودکشی ، تعیین عوامل ایجاد کننده بحران ، فهم احساسات شخص خودکشی کننده و مواجهه با افکار خودکشی‌گرا ، مسائل بسیار مهم و اساسی هستند.


 
چه چیزی به بحران خودکشی منجر می‌شود؟

ادامه مطلب

زندگی پس از طلاق

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
جمعه 7 مرداد 1390-09:55 ق.ظ


طلاق یک تغییر اساسی در زندگی است که شخص را دچار سردرگمی میکند . ناگهان خودتان به تنهایی میبایست از پس مواردی مانند پول بچه ها شغل تغییرات و موقعیتهایی که اعضای خانواده را تحت فشار قرار میدهد بر بیایید . در اینجا توصیه هایی وجود دارد که " چگونه زندگی جدید را پس از جدایی شروع کنید ؟"  اگر مشکلاتی دارید بدانید که :

    * بعد از اتمام این زندگی ، زندگی جدیدی در انتظار شماست .

در حال حاضر به سختی می توانید باور کنید زیرا روزی این زندگی چیزی بود که شما خواستار آن بودید . شما خواهان  ایجاد و  تداوم آن بودید . 

    * خودتان را فریب ندهید .

از خودتان بپرسید : آیا به راستی این زندگی را می خواهید یا به علت ترس دو دستی به آن چسبیده اید ؟ اگر فکر تنها ماندن ترسناک تر از بودن در یک زندگی از هم پاشیده است خب به ترسهایتان اجازه دهید تا تصمصیم گیرنده باشند . آیا برای از دست دادن زندگی که بود یا میبایست باشد هنوز سوگواری میکنید؟ 

    * روزهای زندگیتان را هدر ندهید .

اندوهگین بودن هیچ محدوده زمانی ندارد اما زندگی محدود است . شما این را متوجه بشوید یا نشوید ، زمان به سرعت سپری میشود. زمانی میرسد که شما باید حقیقت را بپذیرید و بگویید : "  من باید کاری برای زندگی ام انجام دهم بچه هایم را بزرگ کنم و کاری کنم که زندگی شاد و معناداری داشته باشم و شخصی فعال در جامعه باشم ." پس از هم اکنون قدمهای استوار بردارید و به جلو حرکت کنید .                        

    * افکار مصیبت بار را از ذهن تان دور کنید .

" زندگی من تمام شده است ." " من همه چیز را از دست دادم ." " همه چیز خیلی بد است ." افکاری هستند که تاثیرات خیلی قوی بر چگونگی احساس شما دارند . متوجه باشید که واقعا اینها درست نیستند . زندگی شما تمام نشده است فقط یک شروع جدید برای شماست . تغییر پیش فرضهای منفی در ذهن تان  به تغییر احساسات شما کمک میکند . 

    * زمان خود را با افسوس هدر ندهید .

شما باید به خودتان بگویید : " اتفاقی است که افتاده !" شما نمی تواتید به گذشته برگردید و کاری انجام دهید اما می توانید کارهای زیادی را هم اکنون انجام دهید . 

    * برای فرزندانتان الگو باشید .

در آینده فرزندانتان چگونه والدینی خواهند بود وقتی شما در جایی نشسته و گریه میکنید ، به نقطه ای زل می زنید و افسوس گذشته را می خورید ؟ وقتی شما جدایی را پذیرفتید زمان پیشرفت در زنگی تان است . 

به خاطر فرزندانتان با همسر سابق خود رابطه جدیدی را تعیین کنید .
در رابطه سابق شما همسر وی بودید اما در حاضر یک دوست معمولی هستید بخاطر بچه هایتان . 

    * با کودکانتان صحبت کنید .

طلاق ممکن است زخمهای عاطفی را برای بچه هاایجاد کند . با آنها صحبت کنید . با آنها درباره اتفاقاتی که درحال وقوع است و احساساتی که آنها نسبت به وقایع کنونی دارند صحبت کنید و به آنها اطمینان دهید همه چیز بهتر خواهد شد. اگر آنها خیلی چیزها را بدانند می توانند به شما در این مراحل کمک کنند و به این ترتیب آنها هم احساس قدرت می کنند . 

    * از دیگران کمک بگیرید.

اگر از مردم کمک بخواهید خوشحال می شوند . این لطفی است در حقشان که به آنها اجازه می دهید کاری برایتان انجام دهند .یك گروه حمایت كننده از نزدیكترین دوستانتان داشته باشید كه حمایتگرعاطفی ،راهنمای همیشگی ومشوق شما در كارهایتان باشند.بدانید شما اولین نفری نیستید كه از سایرین كمك می گیرید.  

    * از امكانات و موهبت های اطراف خود استفاده كنید. 

هركاری كه می توانید برای رسیدن به موفقیت انجام دهید. توانایی ها و نقاط قوت خودتان را كشف كنید و برای كمك به خود و حركت در یك مسیر جدید و مثبت روی آنها متمركز شوید.هرشخصی حقیقت وجودی دارد كه فقط خودش میداند وباور دارد . به یاد داشنه باشید كه شما نتایجی در زندگی بدست می آورید كه ابتدا باور دارید و سپس شایستگی آن را. 

    * برای خودتان وقت بگذارید.

خودتان را در اولویت قرار دهید ،كمی خودخواه باشید و كاری را فقط برای خودتان انجام دهید.بهترین هدیه ای كه شما می توانید به فرزندانتان بدهید اینست كه از خودتان خوب مراقبت كنید. یك كلاس جدید را امتحان كنید، ورزش را شروع كنید و سرگرمی های فراموش شده كه سابقا انجام می دادید را دوباره شروع كنید.

    * خانه رویایی تان را بسازید.

اگر شما مجبور به تغییر منزل شدید دنیا به آخر نرسیده است. بدانید كه شما و بچه هایتان  میتوانید خاطراتی را بسازید كه آنجا خانه رویاهایتان شود.  

    * خود واقعی تان را بیابید.

شما ممكن است زمان طولانی نیمی از یك زوج بوده اید. اما شما هنوز صددرصد یك شخصیت واحد هسنید. آن شخص را دوباره كشف كنید.

    * آنچه را دوست دارید انجام دهید.

هرروز وقتی از خواب بر می خیزید چه چیزی شما را به هیجان می آورد.یك لیست از آنچه شما را به اهدافتان میرساند تهیه كنید.

    * روحیه شاد داشته باشید. 

   در زندگی جدید كمی تفریح و شادی كنید. خاطرات زیبایی را     با فرزندانتان بسازید تا با اعتماد بنفس و حس احترام به خود بسوی آینده بروند. 

    * درآینده از خود مراقبت كنید. 

این مهم است كه همیشه به روابط خود توجه كنید و از خود بپرسید كه :"  چقدربودن در این رابطه ارزش دارد؟" اگر شما در آن رابطه كاملا خودرا فراموش می كنید پس بهای سنگینی را می پردازید.

منبع: www.drphil.com


خودکشی

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
جمعه 7 مرداد 1390-09:38 ق.ظ

 ارسطو می گوید: خود كشی عملی است که به وسیله شخص برای معدوم ساختن خودش انجام گرفته باشد، درحالیکه این عمل به معنی فداکاری نمی باشد، یعنی فرد برای قربانی شدن[1] به انتحاردست نمی زند. (اسلامی نسب، 1371). واژه خودکشی در برگیرنده ی هر نوع مرگی است که نتیجه ی مستقیم یا غیر مستقیم عمل مثبت یا منفی شخص قربانی باشد و قربانی نیز پیشاپیش از نتیجه عملش آگاه باشد.(دورکهیم، 1858) اشنایدمن در کتاب مرگهای انسان، خودکشی را چنین تعریف کرده:"هر نوع مرگ خود آورده که در آن شخص تلاشی عمدی، آگاهانه و مستقیم برای پایان دادن به زندگی اش انجام می دهد. (کامر، 1999) داگلاس (Douglas) در تعریف خودکشی 6 نکته را حائز اهمیت می داند: (شیخ مونسی، 1381) 1-    جدیت عمل 2-    عملی که به مرگ منجر شود 3-    خواست خود نسخیریی 4-    فقدان اراده 5-    انگیزه مردن 6-    آگاهی از پتانسیل عمل  با توجه به تعریف دیگری که سازمان بهداشت جهانی (who) در مورد خودکشی ارائه داده است. خودکشی را به عنوان عمل خاتمه دادن عمدی، آگاهانه و ارادی به زندگی خویش می داند، به عبارت دیگر خودکشی می تواند به عنوان: 1-    عملی با پیامدهای مرگ آور 2-    فعلی عمدی که به دست خرد شروع را انجام می شود. 3-    عملی که فرد از آن آگاه پیامد مهلک آن را دارد تعریف می شود. (1993, who)  موارد مهم بالینی بطور نمادین بیماری ذهنی محسوب می شوند. همچون عقاید، باورهای نادرست درباره ی زندگی، کشاکشهای عاطفی و شکست در مهارتهای تقلیدی. در DSM.IV.R خودکشی بیماری ذهنی محسوب نمی شود اما در عین حال ، خودکشی به عنوان عملی که شخص برای معدوم ساختن خود،درحالی که اختیار مرگ و زندگی دارد و از لحاظ اخلاقی نیز به انجام آن موظف نیست، آمده است. (آشیل دمماز[2] به نقل از اسلاغمی نسب، 1371). رفتارهای خودکشی گرا را می توان به افکار و فرآیندهای ذهنی[3] ، خودکشی  انجام شده[4] یا پیامدهای مهلک و مرگ آور و اقدام به خودکشی[5] طبقه بندی کرد. (فولادی ، 1381). علاوه بر این، سطوح مختلفی از آرزوی مرگ[6] و اندیشیدن به مرگ برای هر کسی وجود دارد، مثلاً کسانی که می گویند آرزو دارند بمیرند، اما برای انجام آن هدف ندارند یا ممکن است آرزوی مرگ کردنشان حقیقی نباشد و چه بسا از دیگران تقاضای کمک دارند. (کامر، 1999) شبه خودکشی[7] یا اقدام به خودکشی، یعنی اقدام به عملی غیر مهلک که در آن فرد از روی عمد یا از روی نقشه قبلی قصد خود- آسیبی (مجروح و معدوم ساختن خود) را دارد اما منجر به مرگ وی نمی شود. (منبع قبلی)   اصطلاحات رایج در بحث خودکشی: - اقدام به خودکشی:[8] عمل اقدام به خودکشی انجام ولی منجر به مرگ نمی شود. تحقیقات بیانگر آن است که در مقابل هر یک جوانی که خود را می کشد، تقریباً 100 تا 200 جوان اقدام به خودکشی می کنند. (لیننگ، 2000)   - خودکشی موفق یا کامل:  عمل کشتن خود و پایان دادن موفق به زندگی به دست خود فرد.   - افکار خودکشی[9]:افکار و ذهنیاتی در مورد خودکشی، گاهی ممکن است بیان نشود اما بالقوه وجود دارد. - تهدید به خودکشی[10]: نشانه های رفتاری حاکی از آسیب رساندن به خود است که گاهی ممکن است به خودکشی منجر نشود اما باید جدی گرفته شود.   - ژست خودکشی گرا[11]: حالتی حاکی از آسیب زدن به خود که بسیار جدی نیست و خطر خودکشی در این حالت کمتر از تهدید بوده و هدف بیشتر جلب توجه است.   - رفتار خودکشی گرا[12]: تمام رفتارهایی را که فرد از روی قصد و آگاهانه برای آسیب رساندن انجام می دهد چه به مرگ منجر شود و چه نشود.   - پیمان خودکشی[13]: عهد و پیمانی که نادر است و دو یا چند نفر یا گروهی با هم می بندند که در یک زمان و یک جا به زندگی خود پایان دهند. - خودکشی گروهی[14]: کشتن دسته جمعی که در برهه ای از زمان و منطقه ای محدود صورت     می گیرد ، همچون خودکشی هایی که در جنگ ها صورت می گیرد.   - نشانگان ورتر[15]: تمایل نوجوانان آشفته به تقلید از خودکشی های بسیار مشهور.   - مرگ گرایی[16] : یعنی اینکه یک انسان چقدر احتمال دارد در آینده ای نزدیک خودش را بکشد، در واقع مترادف خودکشی گرایی[17] است، یعنی انسان چقدر برای خودش خطرناک است؟   اشناید من (ascheneidman) ده ویژگی اصلی خودکشی را بیان داشته است که در ادامه این ده ویژگی را ذکر خواهیم کرد: 1.      شایع ترین هدف خودکشی جستجوی راه حل است. 2.      هدف معمول در خودکشی وقفه و قطع هوشیاری است. 3.      رایج ترین محرک در خودکشی، در دوران شناختی غیر قابل تحمل است. 4.      عده ترین فشار زا در خودکشی نیازهای روانی ناکام شده است. 5.      عمده ترین هیجان در خودکشی ناامیدی – درماندگی است. 6.      عمده ترین حالت شناختی در خودکشی دو سوگرایی است. 7.      شایع ترین حالت اِدراکی در خودکشی احساس بن بست است. 8.      شایع ترین عمل در خودکشی خروج است. 9.      عمل مرسوم در خودکشی، بیان و ابراز کردن (کلامی و غیر کلامی ) قصد خودکشی است. 10.  همسانی معمول در خودکشی دشواری الگوهای مقابله ای مداوم است. (دیوسون ونیل، 1998، سینگ، 2000) (به نقل از: سادوک و سادوک، 1933- پورافکاری، 1375- اشنایدفن، 1918) [1] -Suri Face [2] - Achill Delmas [3] -suicide idea [4] - Compliteel suicide [5] -Suicide attempt [6] -Death wish [7] -Para suicide [8] - suicide attempt or Act [9] - Thogt or Ideation . suicide [10] - suicide threat [11] - suicide Gesture [12] - suicide Behavior [13] - suicide Pact [14] - Cluster suicide [15] - Werther 

syndrome [16] - hethality [17] - suicidality
برگرفته از وبلاگ www.ravanepoya.blogfa.com


کلردیازپوکسایدChlordiazepoxide

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
سه شنبه 12 بهمن 1389-11:16 ق.ظ

کلردیازپوکساید (به انگلیسیChlordiazepoxide)


       

رده درمانی: بنزودیازپین‌های طویل الاثر

اشکال دارویی: قرص

فهرست مندرجات

 [نهفتن]


موارد مصرف

کلردیازپوکساید یکی از بنزودیازپینهای‌های پرمصرف است که در درمان اضطراب و بیخوابی موثر است. این دارو همچنین در درمان قطع مصرف الکل و اضطراب قبل از جراحی مصرف می‌شود.

کلردیازپوکساید به صورت ترکیب با داروهای دیگر نیز کاربرد دارد مانند کلدینیوم سی که ترکیب کلردیازپوکساید و کلدینیوم است.


مکانیسم اثر

مانند سایر بنزودیازپینها به عنوان آگونیستهای گیرنده بنزودیازپین بر روی غشای سلولهای عصبی اثر کرده وباعث تسهیل ورود و یا افزایش عمل GABA شده و ورود یون کلر را به سلولها افزایش می‌دهد.


تاریخچه

کلردیازپوکساید اولین دارو از خانواده معروف بنزودیازپینها است که در سال ۱۹۵۷ خواص درمانی آن کشف شد و درسال ۱۹۶۰ با نام تجاری لیبریوم وارد بازار شد.



عوارض جانبی

خواب آلودگی طولانی مدت (کلردیازپوکسایداز بنزودیازپینهای طویل الاثر است)سرگیجه، سردرد، تحریک‌پذیری، ضعف و خستگی، یبوست، خشکی دهان، تهوع، استفراغ، بی‌اشتهایی، خارش، کاهش فشارخون، تاری دید و وزوز گوش. .

جستارهای وابسته

بنزودیازپین‌ها

منابع

  • فرهنگ داروهای ژنریک ایران ، دکتر حشمتی ،1387
  • برگرفته از از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


داروی روان‌پزشکی

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
شنبه 9 بهمن 1389-11:54 ب.ظ

داروهای روان‌پزشکی به چهار طبقهٔ اصلی تقسیم می‌شوند: داروهای ضد اضطراب، ضد روان پریشی، تثبیت کنندهٔ خلق و ضد افسردگی.

فهرست مندرجات

 [نهفتن]

دارو های ضد اضطراب

داروهای ضداضطراب [۱] علاوه بر ایجاد احساس بر طرف شدن تنش عضلانی، احساس آرامش و آسودگی را نیز به همراه می‌آورند. این داروها در درمان اختلال‌های اضطراب مورد استفاده قرار گرفته‌اند. داروهای ضد اضطراب مانند دیازپام، کلردیازپوکساید و آلپرازولام فعالیت سمپاتیک مغز را به اندازه‌ای کاهش می‌دهند که پاسخ‌های اضطراب کاهش یابند یا باز داری می‌شوند. پروپرانولول و مپروبامات از جمله سایر داروهای ضد اضطراب هستند.

دارو های ضد روان پریشی

داروهای ضد روان‌پریشی[۲]، یا آنتی سایکوتیک‌ها برای درمان اختلال‌هایی مانند اسکیزوفرنی ساخته شده‌اند. این گونه داروها تأثیر آرام کننده یا آرام بخش زیادی دارند. بعضی از داروهای ضد روان پریشی مانند تورازین(Thorazine) توهم و هذیان بیمار را کاهش می‌دهند. ولی سایر داروهای ضد روان پریشی مانند کلوزاریل بیمار را سر حال می‌آورند و تقویت می‌کنند. تأثیر اصلی این گونه داروها کاهش و یا حذف نشانه‌های روان پریشی از جمله توهم، هذیان، گوشه گیری و بی احساسی است و برای آرام نگاهداشتن بیماران ساخته نشده‌اند. کلروپرومازین،فنوفنازین، تیوریدازین، هالوپریدول، اُلانزاپین، کلوزاپین از جمله داروهای ضد روان پریشی هستند.

دارو های تثبیت کننده خلق

برای افرادی که از اختلالات دو قطبی رنج می‌برند، داروهای تثبیت کنندهٔ خُلق مانند ریسپریدون برای حالت شیدایی و لاموتریژین برای حالت افسردگی به کار برده می‌شود تا چرخهٔ افسردگی - شیدایی شان از بین برود. لیتیوم داروی استاندارد برای دوقطبی، مانع نوسان‌های شاخص خلق می‌شود، اما عوارض جانبی خطرناکی دارد. از این رو به جای داروی لیتیم از دو دارو یکی برای حالت شیدایی و دیگری برای حالتافسردگی استفاده می‌شود (مانند اُلانزاپین و لاموبیوژین و دپاکین).

دارو های ضد افسردگی

داروهای ضد افسردگی [۳]، برای درمان اختلال‌های افسردگی ساخته شده‌اند. کسانی که از افسردگی شدید رنج می‌برند، معمولاً با یکی از انواع داروهای ضد افسردگی درمان می‌شوند. انواع داروهای ضدافسردگی عبارتند از:

۱. ضد افسردگی‌های سه‌حلقه‌ای: (از این جهت سه حلقه‌ای نامیده می‌شوند که در ساختار شیمیایی آن‌ها سه حلقه وجود دارد) مانند ایمی پرامین، آمی تریپتیلین و نورتریپتیلین.

۲. مهارکننده‌های مونوآمین اکسیداز (MAO) مانند ترانیل سیپرومین، فنلزین و سلژیلین. که باید مصرف کنندگان این دسته دارویی از غذاهای حاوی تیرامین مانند پنیر اجتناب کنند.

۳. مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI)، جذب مجدد سروتونین را در سیناپس بازداری می‌کنند. SSRIها عوارض جانبی کم‌تری دارند مانند فلوکستین، پاروکستین و داروهای جدیدتر مانند سیتالوپرام و سرترالین.

ضد افسردگی‌های سه‌حلقه‌ای مانند الاویل (Elavil) و بازدارنده‌های MAO مانند ناردیل (Nardil)، از طریق مکانیسم‌های گوناگونی فعال می‌شوند، اما به نظر می‌رسد که هر دو با افزایش عمل نوراپی نفرین و سروتونین افسردگی را کاهش می‌دهند.

برگرفته از از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

منابع: روان‌شناسی عمومی (از نظریه تا کاربرد) جلد دوم شابک: ۹۶۴-۶۳۸۹-۰۱-۵



دیازپامDIAZEPAM

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
شنبه 9 بهمن 1389-11:44 ب.ظ

دیازپام DIAZEPAM 
 
 دیازپام برای تسکین اضطراب ، اختلالات خواب ، و اختلالات هراس تجویز می شود. این دارو همچنین به عنوان ضد تشنج و شل کننده ماهیچه اسکلتی استفاده می شود. 

چگونگی مصرف
دیازپام بسته به شرایط متفاوت و در افراد متفاوت با مقادیر متفاوتی تجویز می شود. هیچگاه بیشتر یا کمتر از مقدار تجویز شده مصرف نکنید.

از دستورات پزشکتان به دقت پیروی کنید. شکل های مایع دیازپام را می توان با غذاهای مایع یا نیمه جامد مثل پوره مخلوط کرده نگذارید دیازپام مایع یخ بزند.

اگر یک نوبت را فراموش کردید ، به مجردی که آن را به یاد آوردید مصرفش کنید. اگر تقریباً موقع نوبت بعدی مصرف دارو رسیده است ، نوبت فراموش شده را رها کرده به برنامه دارویی منظمتان بازگردید. مقدار دارو را دوبرابر نکنید.
 

هشدارها و عوارض جانبی
در صورت بروز هریک از علایم نادر ولی جدی زیر، مصرف دیازپام را قطع کرده ، با پزشکتان تماس بگیرید:

 افت قوای ذهنی ؛ خواب آلودگی شدید؛ تکلم نامفهوم ؛ ضربان قلب کند؛ تنگی نفس ؛ عدم تعادل ؛ بثورات جلدی ؛ گلودرد؛ تب ؛ لرز؛ کبودی یا خونریزی غیرعادی ؛ زخم های دهانی ؛ زردی پوست یا چشمان ؛ از دست رفتن حافظه ؛ بی خوابی ؛ اضطراب ؛ یا تحریک پذیری .

دیازپام می تواند اعتیادآور باشد، و علایم ترک دارو ممکن است در صورت قطع ناگهانی آن روی دهد؛

 

علایم ترک دارو عبارتند از:

گیجی ، افت قوای ذهنی ، دردهای شکمی ، افزایش تعریق ، تهوع ، استفراغ ، حساسیت به نور و صدا، یا احساس سوزن سوزن شدن یا گزگز. اگر می خواهید مصرف دیازپام را قطع کنید با پزشکتان تماس بگیرید تا شاید این کار تدریجی انجام گیرد.

علایم زیر ممکن است مشاهده شوند اما فقط در صورتی که مشکل ساز شوند نیاز به گزارش دارند:

سرگیجه ، خواب آلودگی ، خشکی دهان ، سردرد، تهوع ، یبوست ، اسهال ، ضربان قلب سریع و شدید، یا لرزش .
 

موارد احتیاط
در صورت وجود هریک از موارد زیر پیش از مصرف دیازپام ، پزشکتان را مطلع سازید:
حساسیت به دیازپام ، بنزودیازپین های دیگر، یا هرگونه ماده غذایی ، رنگ های خوراکی ، یا نگه دارنده ها.

بارداری یا شیردهی .
مصرف داروهای دیگر، به ویژه الکل ، آرامبخش ها، داروهای ضدافسردگی ، یا داروهای ضدتشنج .
سابقه اعتیاد به الکل یا مواد مخدر، گلوکوم (افزایش فشار داخل چشم )، میاستنی گراویس ، بیماری انسدادی ریوی مزمن شدید، یا آمفی زم یا ابتلا به این موارد.

هنگام مصرف دیازپام توصیه می شود

به پزشکتان به طور منظم مراجعه کنید تا بهبود شما را زیر نظر داشته باشد.
تا مشخص شدن پاسخ بدنتان به دارو در رانندگی و کار با وسایل خطرناک احتیاط کنید. برخی افراد با مصرف این دارو دچار خواب آلودگی و افت سطح هوشیاری می شوند.
در صورت شک به مصرف بیش از حد دارو، بلافاصله تقاضای کمک پزشکی کنید.
اگر در هنگام مصرف دیازپام دچار افکار یا احساسات عجیب شدید با پزشکتان مشورت کنید.
یک برگه شناسایی پزشکی به همراه داشته باشید که نشان دهد دیازپام مصرف می کنید.
دیازپام را دور از دسترس کودکان ، و دور از گرما، نور مستقیم و حرارت مرطوب نگه دارید (در این شرایط دیازپام فاسد می شود).
دیازپام تاریخ مصرف گذشته را دور از دسترس کودکان در توالت دور بریزید.

هنگام مصرف دیازپام نباید
داروهای آرامبخش دیگری مصرف کنید.
الکل بنوشید.
دیازپام را به عنوان قرص خواب مصرف کنید، مگر اینکه برنامه شما اجازه دهد ۸-۷ ساعت خواب داشته باشید؛ در غیر این صورت ممکن است تا بی اثر شدن دارو خواب آلوده باشید و فراموشکار شوید .

منتظر نظرات و پیشنهادات شما عزیزان هستم



اختلالات روانی در جهان و ایران روبه افزایش است

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
یکشنبه 12 دی 1389-11:26 ب.ظ

اختلالات روانپزشکی جزو 10 بیماری دنیا




دبیر انجمن علمی روانپزشکان ایران گفت : اختلالات روانپزشکی جزو 10 بیماری در دنیاست که بیشترین بار بیماری ها و بیشترین هزینه ها را به خود اختصاص داده است .

به گزارش  واحد مرکزی خبر ، پرویز مظاهری در حاشیه همایش سلامت روان و رسانه در مصاحبه با خبرنگاران با اشاره روند رو به افزایش اختلالات روانی در دنیا افزود : براساس آمارحدود 20 تا 30 درصد مردم هر جامعه ای مبتلا به این بیماری هستند .

وی سردرد هیجانی ، اختلالات خواب ، اضطراب ، وسواس ، اختلال شخصیتی و اعتیاد را از جمله اختلالهای روانی بیان کرد و گفت : این اختلالات روانی در کشور ما به ویژه در تهران و زنان بیشتر از دیگر شهرها و افراد است .

مظاهری با اشاره به افزایش دو برابری افسردگی و اضطراب در زنان درمقایسه با مردان در ایران افزود : مسائل هورمونی ، نقش زنان ایرانی در اجتماع و فعالیت مضاعف آنان از جمله این دلایل است .


وی رفع این مشکل را نیازمند تعامل صاحبنظران حوزه سلامت روان، رسانه ، مجلس و دولت دانست و گفت : رسالت رسانه ، آموزش همگانی و انگ زدایی از بیماران روانی است .

دبیر انجمن روانپزشکان ایران افزود : رسانه ها از الفاظی استفاده نکنند که بیمار روانی به مطب ها مراجعه نکند و باورهای غلط در خصوص بیماریهای روانپزشکی را بردارند .

وی نقش صدا و سیما را به عنوان رسانه فراگیر در این امر ویژه دانست و با انتقاد از برخی برنامه های رسانه ملی گفت : حداقل بیش از دو سوم سریالهای صدا و سیما غمگین کننده ، گریه آور و افسرده کننده است نمی دانم چرا اصرار دارند از برنامه های شاد استفاده نکنند.

دبیر انجمن روانپزشکان ایران افزود : متاسفانه برنامه های علمی و آموزشی صدا و سیما در طول روز که مخاطب اندکی دارد پخش می شود و در هنگام شب تعداد این برنامه های اموزشی خیلی اندک است .



عقب ماتدگی ذهنی

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
چهارشنبه 1 دی 1389-12:43 ق.ظ

                       

                                           

برخی بیماری ها نورولوژیک که  از نظر روانشناسی اهمیت دارند

 

عقب ماندگی ذهنی

عقب ماندگی یعنی تاخیر در مراحل رشد و تکامل جسمی و ذهنی ، به نحوی که در فعالیتهای معمول و متناسب با سن طفل ایجاد اختلال نماید و به علل گوناگونی می تواند بروز کند .

علل عقب ماندگی ذهنی

1-      عفونت مغزی : در دوران جنینی ( بخصوص سرخچه ، توکسوپلاسموز ، ویروس سیتو مگالیک . یا پس از تولد ( آنسفالیتها و مننژیت ها )

2-      مسمومیت مغزی : در دوران چنینی یا پس از تولد ،

3-      ضایعات فیزیک مغزی : قبل از تولد ، موقع تولد یا پس از تولد

4-      خفگی هنگام تولد

5-      ضایعات متابولیک : اختلال متابولیسم مواد آلی ، اختلال غدد داخلی بخصوص تیروئید

6-      اختلالات تغذای

7-      ضایعات تومورال مغزی

8-      اختلالات مغزی مادرزادی مغز

9-      علل اجتماعی – خانوادگی و روانی

 

عواملی که باعث افزایش احتمال عقب ماندگی می شوند عبارتند از :

الف - والدین : 1- خویشاوندی والدین ، 2- سن مادر ( کمتر از 16 سال و بیشتر 35 سال ) . 3- مادرانی که سابقه سقط جنین و مرگ جنین دارند  4- مادرانی که دچار بیماری هستند ( افزایش فشار خون ، نفریت ،  دیابت ، فلبیت ، بیماریهای تیروئید ، اعتیاد به مواد مخدر ، توکسو پلاسموز ، عقب ماندگی ذهنی ، توکسمی حاملگی ) .

 

ب - در نوزادان 1- نوزادانی که زوتر از موعد متولد می شوند 2- دو قلوها و چند قلوها 3- نوزادانی که هنگام تولد کبودی داشته اند 4 – تولد با پا یا باسن یا پهلو 5- نوزادانی که برای تولد احتیاج به استفاده از فورسپس داشته اند 6- نوزادانی که احتیاج به انکوباتور یا اکسیژن داشته اند . 7- نوزادانی که پس از تولد اشکال در گریه کردن یا مکیدن داشته اند . 9- تشنج پس از تولد .



غزلی از سعدی

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
چهارشنبه 1 دی 1389-12:39 ق.ظ


مشنوی ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست

                                                یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست

به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس

                                                   که به هر حلقه موبیت گرفتاری هست

گر بگویم که مرا با تو سر کاری نیست

                                                      در و دیوار گواهی بدهد کاری هست

هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید

                                                تا ندیده ست تو را بر منش انکاری هست

صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم

                                                همه دانند که در صحبت گل خاری هست

نه من خام طمع عشق تو می ورزم و بس

                                           که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست

باد خاکی ز مقام تو تو بیاورد و ببرد

                                                   آب هر طیب که در کلبه عطاری هست

من از این دلق مرقع به درآیم روزی

                                                         تا همه خلاق بدانند زناری هست

همه را هست همین داغ محبت که مراست

                                           که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست

عشق سعدی نه حدیثی ست که پنهان ماند

                                              داستانی ست که بر هر سر بازاری هست



ترس از مدرسه

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
چهارشنبه 1 دی 1389-12:37 ق.ظ

کودکان با فکر کردن به مدرسه نباید ترس یا احساس ناخوشایندی داشته باشند ،مسلماً هر روز مدرسه خوشایند نیست چون  یاد گرفتن با انجام تکالیف ارتباط دارد ، با اینهمه نباید دانش آموز احساس ناراحتی و ترس کند ، زیرا در صورت ادامه این حالت تمام خوشی های دوران مدرسه از بین خواهد رفت . البته همیشه ترس چیز منفی نیست .

متخصص تعلیم وتربیت خانم Anette Mueller-Bungrt معتقد است که هر نگرانی و هیجان بد نیست مسلم است که دانش آموزان معمولاً در ابتدای سال یا در مدرسه جدید یا کلاس بالاتر یک مقداری هیجان زده و نگران هستند که کاملاً عادی است و آنها باید یاد بگیرند با این ترس و نگرانی کنار بیایند . اما ترس ناسالم ترسی است که مثلاً فرزند شما ناگهانی احساس بیماری کند یا نقش یک بیمار را بازی کند و از درد شکایت کند تا شما به او اجازه دهید که به مدرسه نرود ،در این حالت بهتر است که این مسئله را جدی بگیرید . معمولاً این رفتار از دانش آموزان دبستانی سر می زند  ، آنها وقتی که می دانند باید خانه و والدین را حتی برای مدت محدودی ترک کنند احساس ترس فلج کننده ای سراغشان می آید ، چگونگی برخورد با ترس کودکان برای والدین خیلی سخت است  ، اما آنها می توانند به کمک یک مشاور ورزیده این مشکل را حل کنند.  

ترس بدون دلیل از مدرسه معمولاً در مرحله پیش دبستان و سال اول دبستان پیش می آید و بدین صورت است که درست قبل از ساعت مدرسه یکدفعه کودک شکایت از سر درد – گلو درد یا دل درد می کند و اکثراً روز بعد هم با بر خواستن از رختخواب دو باره شکایت از درد را آغاز می کند . عدم علاقه به مدرسه رفتن معمولاً وقتی آغاز می شود که کودک به دلایلی مدتی در خانه بوده ، این حالت معمولاً بعد از تعطیلات ،بعد از یک بیماری کوتاه یا بعد از یک اتفاق ناگوار در خانواده مثل فوت یکی از نزدیکان یا عوض کردن مدرسه یا اسباب کشی به محلی دیگر پیش می آید .

علائم زیر فرم بیماری است که اغلب کودکانی که از مدرسه می ترسند نشان می دهند .

این کودکان وقتی در یک اطاق تنها هستند احساس عدم امنیت می کنند و ضمناًً خیلی به والدین وابسته هستند، آنها دائماً در خانه بدنبال مامان یا بابا می دوند. این نوع ترس را کودکانی دارند که فکر می کند پدر یا مادرشان قصد ترک آنها را دارند ، آنها حتی حاضر نیستند در تخت خودشان بخوابند و معمولاً از حیوانات بزرگ – دزد و تاریکی می ترسند . این کودکان باید حتماً مورد معالجه قرار گیرند در غیر این صورت ادامه این شرایط عواقب ناخوشایندی برای آنها خواهد داشت ، زیرا وقتی کودکی مرتب به مدرسه نرود و از کلاس و هم کلاسی ها دور باشد مطمئاً در آینده مشکلات درسی و اجتماعی پیدا خواهد کرد . اگر بوسیله مشاور یا روانشناس علل ترس کودک روشن شود او مجدداً جرات پیدا می کند که به مدرسه  برود و در اجتماع حضور یابد .

اگر دانش آموز بزرگتر و نوجوان بی دلیل از مدرسه ترس داشته باشد و با نگرانی خانه و والدینش را ترک کند ، این یک بیماری واقعی است که البته باید زیر نظر یک متخصص روانشناسی معالجه شود . والدین نباید این مشکل را نادیده بگیرند و تصور کنند که این ترس خود بخود از بین می رود .

در کنار این فرم از بیماری یعنی ترس بی دلیل از مدرسه ، ترس با دلیل هم وجود دارد که آن بعلت عدم موفقیت در سال قبل یا امتحان قبلی بوجود می آید یا در اثر انتظارات بالای والدین برای دریافت نمرات بهتر است ، بنابراین خیلی مهم است که والدین به رفتار فرزندشان بیشتر توجه کنند ، زیرا دانش آموزی که تحت فشار زیاد است رفتار خشونت آمیزی پیدا می کند و تمرکز حواس ندارد و اغلب دچار بد خوابی و بی خوابی است، بنظر خانم مولر همان اندازه که انتظارات بالا باعث اختلال رفتاری می شود ، انتظارات پائین والدین هم دانش آموز را دچار شک و تردید در توانایی های خودش می کند .

اگر فرزند شمایکدفعه شروع به بهانه گرفتن می کند و دائم راهی برای نرفتن به مدرسه می جوید و شکایت از سر درد- گلودرد- یا دل درد می کند ،  والدین عزیز شما باید خیلی دقت کنید و به آرامی در پی یافت علت این تغییر رفتار باشید و بهتر اینستکه صادقانه  از او سئوال کنید که  مثلاً  در مدرسه چه می گذرد ؟ او چه احساسی در مدرسه دارد ؟ آیا با همکلاسی یا دوستش بگو مگو داشته ؟ وضعیت او با معلمین چطور است ؟  البته معمولاً نوجوانان مایل نیستند در مورد این مسائل صحبت کنند و ادعا می کنند که همه چیز مرتب و میزان است زیرا آنها خجالت می کشند که بگویند می ترسند و شاید هم از طرف یکی از همکلاسی های زورگو تحت فشار قرار گرفته اند . در این حالت والدین نباید موضوع را رها کنند بلکه باید آنرا پی گیری کنند و با والدین دیگر صحبت ومشورت  کنند وببینند که آیا بچه های دیگران هم این مشکل را دارند؟ یا با معلم کلاس در میان بگذارند و حتی می شود با هم کلاسی  بچه ها صحبت کرد  . اگر والدین مشکلی را یافتند که به مدرسه و سایر شاگردان هم مربوط می شود نباید سکوت کنند ، زیرا سکوت کردن و نادیده گرفتن ،مشکل را از بین نمی برد بلکه آنرا بزرگتر می کند . البته بیشتر مدارس مشاورینی دارند که بدنبال حل مشکلات دانش آموزان می باشند ، بنابراین بهتر است که والدین در مرحله اول مشکل را با این افراد در میان بگذارند. کلاً والدین باید خیلی هوشیار باشند و با شناختی که از فرزندشان دارند بخوبی متوجه خواهند شد که او مشکل دارد یا هم چیز مرتب است .

تفاوت ترس از مدرسه در دختران و پسران 

در این قسمت تفاوت ترس در دختران و پسران  دبیرستانی بر رسی شده . طبق تحقیقات علمی مسائل زیر مورد بر رسی قرار گرفته .

1-    فشار روانی ناشی از انتظارات زیاد والدین    

2-    تنبه

3-    شرایط اجتماعی و خانوادگی

ترس چیزی است که همه موجودات زنده را همراهی می کند و در حقیقت احساس ترس یک خاصیت محافظتی دارد و باعث هوشیاری موجود زنده می شود و به او جرات وقدرت فرار از خطر را می دهد . اما وقتی دانش آموزی از مدرسه بترسد در شرایطی است که به او اجازه فرار داده نمی شود ، یعنی در حقیقت او راه حلی برای این مشکل نمی بیند غیر از اینکه غایب شود .

دلایل ترس از مدرسه

اینجا چهار دلیل متفاوت ترس و علل بوجود آورنده آن ذکر می شود .

1-    جامعه :  از دید جامعه مصرفی امروز ارزش هر انسانی به اندازه قدرت تولید و موفقیت او است.  وقتی یک دانش آموز نتواند انتظارات جامعه را پاسخ دهد این نگرانی وترس را دارد که برای او ارزش کمتری قائل شوند.

2-   خانواده  : خانواده نقش بزرگی در زندگی کودکان دارد متاسفانه بسیاری از والدین  محبتشان  با توجه به میزان موفقیت فرزندشان در مدرسه می باشد یعنی وقتی  فرزندشان را تشویق می کنند و مورد محبت قرار می دهند که او در مدرسه موفق باشد ، به همین دلیل کودک خودش را تحت فشار احساس می کند او همیشه نگران از دست دادن عشق ومحبت  والدینش است . این ترس و نگرانی  مانع از رشد و گسترش اعتماد بنفس کودک و نو جوان می شود . تنها عشق و محبت بی دریغ و بی قید شرط والدین است که موجب  رشد وگسترش صحیح اعتماد بنفس فرزندان می شود .

3-    شخصیت فردی کودک :  هر کودکی دارای  شخصیتی خاصی است ، بنابراین نباید صفات انفرادی او را نادیده گرفت . بعضی از کودکان حساس تر از سایرین هستند و با کوچکترین حرف یا کنایه مدتها در خودشان فرو می روند .بهمین دلیل والدین باید به هنگام حرف زدن خیلی دقت کنند و هرگز فرزندان را باهم مقایسه نکنند زیرا با اینکه آنها خواهرو برادر هستند ولی هر کدام شخصیت متفاوتی دارند بنابراین مقایسه آنها غیراز تضعیف روحیه و ایجاد کینه و حسادت بین فرزندان نتیجه ای نخواهد داشت . حتی معلمین هم نباید دانش آموزان را با هم مقایسه کنند زیرا هر کدام شخصیت و استعداد های متفاوتی دارند، مقایسه آنها با یکدیگرباعث ایجاد نفاق و دودستگی بین همکلاسی ها می شود و جو کلاس را برای یاد گیری نا مناسب می سازد . رقابت خوب و مثبت است به شرطی که  خود دانش آموز تمایل نشان دهد و برای رسیدن به دیگران تلاش و کوشش بیشتر بکند نه برای اینکه معلم او را مقایسه یا تحقیر کرده است .

4-    مدرسه : شرایط مدرسه می تواند در ایجاد ترس در دانش آموز موثر باشد . در این مورد نباید معلمین – محیط مدرسه و نحوه امتحانات و تنبه را نادیده گرفت ، زیرا همه این فاکتور ها می توانند در دانش آموز ایجاد ترس و نگرانی کنند . این مشکلی است که مسئولان مدارس باید به آن توجه کنند و نقاط ضعف سیستم  را بیابند و بر طرف کنند  .

نتیجه  تحقیقات     

تفاوت ترس دخترا ن و پسران نتیجه یک تفکر عامی است .  تحقیقات علمی  این تفکر عامیانه را تائید نمی کند ، اما این نظریه ثابت شده که دختران راحت تر اعتراف به ترس می کنند در حالیکه پسران اعتراف به ترس را یک نقطه ضعف می دانند  .

روانشناسان و متخصصین تعلیم و تربیت معتقدند که ترس از مدرسه مشکل مهمی است که باید هر چه زود تر مورد بر رسی قرار گیرد و علل آن هر چه هست پیدا شود ،البته باید شرایطی در خانه و مدرسه وجود داشته باشد که  دانش آموز بدون نگرانی بتواند مشکل خودش را روشن بیان کند و آنرا با والدین ،معلم ویا مشاور مدرسه در میان بگذارد، مسلماً  با کمک و راهنمایی آنها می تواند از دوران تحصیلی خود لذت ببرد .

نکته مهم اینستکه والدین باید برای فرزندشان روشن کنند که مدرسه خیلی مهم است ولی این دوران فقط قسمتی از بقیه زندگی است که همه توانایی ها را آموزش نمی دهد . هدف از آموزش باید این باشد که انسان توانایی زندگی کردن را بیاموزد و همان اندازه که داشتن یک مدرک تحصیلی مهم است داشتن یک شخصیت انسانی خوب هم  اهمیت دارد .

منابع :                                                                    

                                              www.stangl.eu/paedagogik/artikel/schulangst.shtml                                                   

www.Focus.de/schule/schule/psychologie/psychoterror/psychologie-angst-vor-dem-neuen-schuljahr_aid_541034.html



چگونه خاطره بد را از ذهن پاک کنیم؟

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
جمعه 26 آذر 1389-11:48 ب.ظ

بعد از اینکه گریه مفصلی کرد، در حالی که باقی‌مانده اشک‌هایش را از روی صورت‌اش پاک می‌کرد، با چهره‌ای غمگین و صدایی که حسرت در آن موج می‌زد، گفت: «آقای دکتر! می‌شه یه قرصی به من بدین که دیگه این چیزا یادم نیاد...

 

اگرچه ما یاد می‌گیریم که از نظر عاطفی درگیر مشکلات بیمار نشویم و فقط تا جایی به آنها بپردازیم که مانع تفکر بی‌طرفانه و کمکی که قرار است به بیمار بکنیم، نشود؛ ولی این بار انگار فرق می‌کرد و واقعا آرزو می‌کردم که چنین دارویی در اختیار داشتم. اما حیف که هنوز چنین روشی ابداع نشده و با توجه به دانش فعلی از مغز و حافظه، دستیابی به چنین درمانی هم اصلا نزدیک به نظر نمی‌رسد. پس چه باید کرد؟
خوشبختانه با انجام برخی اقدامات ممکن است بتوان تدریجا این مشکل را کمرنگ‌تر کرد. یکی از اولین و مهم‌ترین اقداماتی که باید صورت گیرد، درمان اختلالاتی مانند افسردگی و اضطراب است که امکان دارد به‌طور هم‌زمان در فرد وجود داشته باشد و باعث تشدید اشتغالات ذهنی و آسیب‌پذیری بیمار شود. 
بنابراین فرد باید از نظر وجود اختلالات همراه مورد بررسی قرار گیرد. به علاوه، انجام روان‌درمانی هم ممکن است بتواند از طرق مختلفی مثل حساسیت‌زدایی نسبت به جنبه‌های آزارنده حادثه، اصلاح باورهای نادرستی که ممکن است در مورد حادثه در ذهن فرد باشد و همچنین بررسی واقعه از دیدگاه‌های جایگزین یا به عبارت دیگر ارایه تعریف دوباره‌ای از اتفاق ناگوار، کمک‌کننده باشد. جالب است بدانیم که اگر فردی تلاش کند به یک موضوع خاص فکر نکند، از این تلاش خود نتیجه معکوس خواهد گرفت و بیشتر از قبل به آن موضوع فکر خواهد کرد!
پس تلاش برای فراموشی، آب در ‌هاون کوبیدن است و گردو بر گنبد انداختن. در عوض پرداختن به امور دیگری که توجه فرد را به سمت دیگری منحرف کند، می‌تواند تا حدودی و دست‌کم به صورت موقتی موثر باشد. اگرچه به خصوص در مواردی که مشکل شدید است، معمولا برای بهبود پایدار ناچار به استفاده از اقدامات درمانی که پیشتر به آنها اشاره شد، هستیم.


7 نشانه‌ای که دروغگو را لو می‌دهد

نوشته شده توسط :نیلوفر باوفا
جمعه 26 آذر 1389-11:43 ب.ظ

دوست دارید بدانید طرف مقابل‌تان در یک رابطه دروغ می‌گوید یا راست؟ به این 7 نشانه دقت کنید.

 

آیا می‌دانستید تمام مردم جهان به طور میانگین روزی دو مرتبه دروغ می‌گویند؟ برخی افراد دروغگوهای خوبی نیستند و زود لو می‌روند اما برخی دیگر دروغگوهای قهاری هستند. آیا دوست دارید بدانید طرف مقابل‌تان در یک رابطه دروغ می‌گوید یا راست؟ به این 7 نشانه دقت کنید:

1- استرس و عرق کردن
شناخته ‌ترین نشانه‌هایی که می‌تواند یک فرد دروغگو را لو دهد، عرق کردن و استرس اوست. زمانی که ما دروغ می‌گوییم همیشه می‌ترسیم لو برویم. به همین دلیل دچار استرس می‌شویم و استرس با افزایش ضربان قلب و عرق کردن همراه است.اما این موضوع در رابطه با همه مردم صادق نیست.برخی افراد به دروغگویی عادت دارند و دچار استرس نمی‌شوند!
2- صدای خیلی زیر یا خیلی بم
روان‌شناسان معتقدند صدا علامت خوبی برای شناسایی دروغگو است. چرا؟ در واقع این ما نیستیم که صدا را کنترل می‌کنیم. مغز براساس احساساتی که داریم آن را به شکل اتوماتیک تنظیم می‌کند. وقتی دروغ می‌گوییم، می‌ترسیم رسوا شویم. به همین علت معمولا تن صدا تغییر می‌کند و خیلی زیر یا خیلی بم می‌شود.
 
3- سخنان ضد و نقیض
دروغگوها به دلیل ترس از رسوا و شرمگین شدن تعادل احساسی درستی ندانسته و حتی حرف‌های آنها کم و بیش ضد و نقیض است. برای آنکه مطمئن شوید یک فرد دروغ می‌گوید از او بخواهید دقیقا حرفی را که در یک موقعیت خاص زده برای شما در مواقع مختلف تکرار کند، حتی سوالات متفاوت و مدام در مورد همان مساله می‌تواند ثبات فکری دروغگو را بر هم بریزد.
 
4- میمیک‌های غیرمعمول
 پلک زدن‌های مداوم، مالیدن پلک، نگاه‌های مبهم... همگی اینها نشانه میمیک صورت یک فرد حین دروغ گفتن است. صورت دقیقا احساساتی را که داریم نشان می‌دهد و کنترل عمقی آنها کمی سخت است. اگر فردی میمیک غیرطبیعی و غیرمعمول دارد و حین صحبت با شما دچار تیک خاصی مثل مالیدن پلک می‌شود، می‌توانید به حرف‌های او شک کنید.
 
5- ژست‌های مخصوص
 سرفه کردن درون مشت، بالا بردن دست روی سر و عقب بردن بالاتنه موقع حرف زدن از جمله ژست‌های آدم‌های دروغگو است. البته باید مراقب هم بود. برخی دروغگوها برای آنکه احساسات‌شان نمایان نشود حین حرف زدن کاملا خنثی عمل می‌کنند.
 
6- حرف زدن غیر وسواسی
دروغگوها معمولا در صحبت کردن وسواس به خرج نمی‌دهند و همه مسایل را رو نمی‌کنند. اگر شما حین صحبت‌ها از فردی بخواهید با دقت بیشتری مسایل را برای شما بیان کند و به عبارتی وسواسی‌تر از او سوال کنید، معمولا دروغگو چون حافظه خوبی ندارد و در دور بعد قادر به بیان همان جواب‌ها نیست. درنهایت می‌توانید از زبان او این جملات را بشنوید «به من اعتماد نداری؟» اگر فردی واقعا دروغگو نباشد، خیلی سریع از کوره درنمی‌رود و برای بار دوم هم به برخی سوالات شما پاسخ می‌دهد.
 
7- احساسات اغراق‌آمیز
وقتی فردی فقط با دهان می‌خندد یعنی یا می‌خواهد رعایت ادب کرده باشد یا دروغگوی ماهری است. یک لبخند صادقانه همراه با عقب رفتن لب‌ها و چین خوردن پلک‌ها در سمت خارج همراه است. یک دروغگو معمولا تنها با دهان می‌خندد تا احساسات درونی خود را مخفی کند.
 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox